• زیرنویس انیمه Deadman wonderland

    زیرنویس انیمه Deadman wonderland

    انیمه شهربازی اعدامی ها… یا Deadman wonderland از انیمه های بزرگسال جدید هست ضمنا انیمه برای زیر سن 17 سال به علت خشونت بالاش مناسب نیست. دریافت زیرنویس فارسی دریافت خود...

    Read More
  • زیرنویس انیمه sora no otoshimono

    زیرنویس انیمه sora no otoshimono

    انیمه sora no otoshimono یا به زبان انگلیسی Heaven’s Lost Property نوشته سو مینازوکی در سال 2009 با فصل اول و 13 قسمت و فصل دوم در آواخر سال 2010 با 12 قسمت در ژاپن پخش شد و یکی از موفقترین و...

    Read More
  • نت بوک، تبلت یا یک موبایل خفن

    نت بوک، تبلت یا یک موبایل خفن

    سوالی که این روزها برای خیلی ها پیش میاد. نت بوک یا تبلت یا یک موبایل خوب؟ بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. اول مزایا و معایب هر کدوم: 1- نت بوک Netbook مزایا: سبکی و قابل حمل...

    Read More
  • زیرنویس انیمه Psychic Detective Yakumo 2010

    زیرنویس انیمه Psychic Detective Yakumo 2010

    زیرنویس انیمه در حال پخش Psychic Detective Yakumo یا به ژاپنی Shinrei Tantei Yakumo این انیمه همزمان با پخشش زیرنویس شد، واز جدیدترین ها. این انیمه بسیار جدی است و داستانی و...

    Read More
  • زیرنویس انیمه کنیچی

    زیرنویس انیمه کنیچی

    انیمه کنیچی قویترین شاگرد دنیا یا Kenichi: The Mightiest Disciple یکی از زیباترین انیمه های ژاپنی هست شاید اگر بهترین انیمه ژاپنی Naruto باشه برای کسانی که ناروتو رو دیدن این هم حتما...

    Read More
  • زیرنویس فارسی انیمه Code Geass

    زیرنویس فارسی انیمه Code Geass

    کد گیاس یا Code Geass اولین انیمه ای هست که ترجمه کردم. انیمه اصلاحا همون انیمیشن ژاپنی هست. Code Geass انیمه بسیار قشنگی هست برای همه سنین مخاطب هم میتونه جالب باشه. انیمه ۵۰...

    Read More
  • سریالهای خوب آمریکایی که باید دید

    سریالهای خوب آمریکایی که باید دید

    UPDATED: مهر 1389 در سالیان اخیر ما ایرانیان کمترین ارتباط را با جهان خارج از کشور داشته ایم. فیلمهای سانسور شده، سریالهای سانسور شده و آنهم از کشورهایی مثل کره و … ما را...

    Read More
21.07
2005
Author
Dariush
Category: 49 پاسخ »

کتیبه بیستون داریوش کبیر و نکاتی چند

متاسفانه بيشتر منابع تاريخي ايراني اينگونه اند كه چند قرن بعد از تاريخ واقعه اي كه روايت ميكنند نوشته شدند و اينكه معمولا اصل اين نوشته ها در اختيار ما نيست و نسخه هايي كه خود ساليان سال بعد از نسخه اصلي كپي برداري شده اند به امروزيان رسيده كه اين كپي ها خود معمولا تغييراتي رو پذيرفته. اما كتيبه هاي هخامنشي منابع اصيل و دست نخورده اي هستند و معتبرترينشون كتيبه بيستون از داريوش كبير است كه خيلي هم باعث افتخار ايرانست . ضمن اينكه تكيه داريوش بر راستگويي و عقايد آنروز ايرانيان اعتبار اين كتيبه را بالا برده . متن كل كتيبه رو ميشه توي سايت خود كتيبه بيستون ديد. اما نكات جالبي در كتيبه هست كه ميشه بيشتر مورد توجه قرار داد.
سايت كتيبه بيستون

«بند 5- داريوش شاه گويد : تو كه از اين پس شاه خواهي بود خود را قوياً از دروغ بپاي . اگر چنان فکر كني [ كه ] كشور من در امان باشد مردي كه دروغ زن باشد او را سخت كيفر بده .
بند 14- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس شاه خواهي بود . مردي که دروغگو باشد يا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش . به سختي آنها را کيفر ده .»

پاسداشت راستي و راستگويي و اجتناب از دروغگويي يكي از مهمترين اصول ايران باستان بوده حتي دروغ مصلحتي هم در آن جايي نداشته. ايرانيان پيشگامان راستگويي و اخلاق در جهان بودند ولي متاسفانه بايد اقرار كرد امروز خيلي از اين اصل دور افتاديم و چه بسا بسيار ميبينيم كه اشخاص حتي با وجوديكه ميدانند در نظر همه مردم سخنشان دروغ است دست به دامان دروغ ميشوند و عيبي در اين كار نميبينند.

«بند 6- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم . به خواست اهورا مزدا در همان يک سال کردم . تو که از اين پس اين نبشته را خواهي خواند آنچه به وسيله من کرده شده ترا باور شود . مبادا آن را دروغ بپنداري .
ند 7- داريوش شاه گويد : اهورا مزدا را گواه مي گيرم که آنچه من در همان يک سال کردم اين راست [ است ] نه دروغ .
ند 9- داريوش شاه گويد : شاهان پيشين را مادامي که بودند چنان کرده هايي نيست که به وسيله من به خواست اهورا مزدا در همان يک سال کرده شد .»

داريوش چندين بار زمان يكسال را در كتيبه بكار برده . معلوم است كه برقراري نظم كشور آن هم در آن روزگار امري ناشدني بوده مخصوصا با وسعت كشور پارس آنروز و سپاهياني كه همه هم سواره نبوده اند. اين نكته در كارنامه داريوش هخامنشي مغفول مانده هر چند خود بسيار بر آن تكيه كرده بود. بايد اعتراف كرد سرو سامان دادن به يك كشور پهناور و شورش زده حتي امروز هم كار يكسال نيست و اگر داريوش نميتوانست در طول يكسال به اين مهم دست يابد چه بسا در ايجاد ساير اقدامات امنيتي و رفاهي در كشور ناكام ميماند اين اقدام كار هر كسي نبود. فرضياتي چون بكار بردن خشونت كه اخيرا از جانب افرادي ضد ملي چون ناصر پورپيرار نويسنده كتب دوازده قرن سكوت و پلي بر گذشته مطرح شده اند نميتوانند درست باشند زيرا اين شورشها مردمي نبوده بلكه حاصل شورش سرداران و حكمرانان پيشين و ادعاي شاهي آنان بوده است و در اكثر موارد آنچنان كه ميدانيم حاكمان شورشي بر مردم سخت گرفته اند و سرنگونيشان خواست مردم بوده است.در بند 14 داريوش از بازگرداندن اموال مردم نيز سخن گفته است .

«بند 13- داريوش شاه گويد : از آن جهت اهورا مزدا مرا ياري کرد و ايزدان(مخلوقات برتر خدا) ديگري که هستند که پليد نبودم . دروغگو نبودم . تبهکار نبودم . نه من نه دودمانم . به راستي رفتار کردم . نه به ضعيف نه به توانا زور نورزيدم . مردي که دودمان من همراهي کرد او را نيک نواختم . آن که زيان رسانيد اورا سخت کيفر دادم .»

لحن كلام به هيچوجه دستوري و متكبرانه نيست براي من بسيار جالب است كه شاهي فاتح و پيروز با قدرت مطلقه و كامله در آن عصر چنين لحني را بكار ميبرد . بايد گريزي زد به عصر قاجار و با شاهاني كه فرنگ رفته بودند مقايسه اي كرد لحن ارباب و نوكري مظفرالدين شاه بي كفايت و بي قدرت كجا و لحن شاه هخامنشي كجا.

«بند 15- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس اين نپشته را که من نوشتم يا اين پيکرها را ببيني مبادا [ آنها را ] تباه سازي . تا هنگامي که توانا هستي آنها را نگاه دار.
بند 16- داريوش شاه گويد : اگر اين نپشته يا اين پيکرها را ببيني [ و ] تباهشان نسازي و تا هنگامي که ترا توانايي است نگاهشان داري ، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسيار و زندگيت دراز باد و آنچه کني آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد . »

آه. اين ديگه جاي شرمندگي داره . در زمستان آب روي كتيبه جمع ميشه و يخ ميبنده و به تركيدن سنگها كمك ميكنه بعد از 2500 سال نتوانستيم يك سايه بان و ناودان آب چند متر بالاتر از كتيبه نصب كنيم و يا به نوعي آب باران را قبل از رسيدن به كتيبه به نوعي منحرف كنيم.جاي شرمندگي بسيار دارد.

«بند 5 – داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .
بند 9 – داريوش شاه گويد : اهورا مزدا مرا اين پادشاهي داد . اهورا مزدا مرا ياري کرد تا اين شاهي بدست آورم . به ياري اهورا مزدا اين شاهي را دارم . »

نزديكترين عقيده به توحيد.

« بند 20- داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا اين نپشته را من [ به طريق ] ديگر [ نيز ] کردم . بعلاوه به [ زبان ] آريايي بود هم روي لوح هم روي چرم تصنيف شد . اين نپشته به مهر تأييد شد . پيش من هم نوشته هم خوانده شد . پس از آن من اين نپشته را همه جا در ميان کشورها فرستادم مردم پذيرا شدند . »

آخرين بند كتيبه است نشان از سازماندهي مهر تاييد گرفتن و اهميت گزارش به مردم است .

«بند 10 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من کرده شد پس از اينکه شاه شدم . کمبوجيه نام پسر کوروش از نسل ما او اينجا شاه بود . همان کمبوجيه را برادري بود بردي نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجيه . پس از آن کمبوجيه آن بردي را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردي کشته شده . پس از آن کمبوجيه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسيار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در ساير کشورها .
بند 11 – داريوش شاه گويد : پس از آن مردي مغ بود گئومات نام . او از پ ئيشي يا وودا ( پي شياووادا ) برخاست . کوهي [ است ] ارکديش ( ارکادري ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وي يخن 1 چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردي پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجيه برگشته به سوي او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم ساير کشورها . شاهي را براي خود گرفت . از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آنگاه شاهي را براي خود گرفت . پس از آن کمبوجيه به دست خود مرد . »

نميدانم شايد بايد باور كنيم روزگار تلخ ما هم حاصل دروغگويي هاي بسيار است.

«بند 12- داريوش شاه گويد : نبود مردي ، نه پارسي ، نه مادي ، نه هيچ کس از تخمه ما که شاهي را گئومات مغ باز ستاند . مردم شديداً از او ميترسيدند که مبادا مردم بسياري را که پيش از آن بردي را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را مي کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردي پسر کوروش نيستم . هيچ کس ياراي گفتن چيزي درباره گئومات مغ نداشت تا من رسيدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . از ماه باگاديش 3 10 روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهايي را که برترين مردان دستيار [ او ] بودند کشتم . دژي سيک ي ووتيش 4 ، نام سرزميني ني ساي نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهي را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .
بند 14 – داريوش شاه گويد : شاهي را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جايش استوار نمودم . چنانکه پيش از اين [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هايي را که گئومات مغ ويران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هايي را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جايش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و ساير کشورها را . چنان که پيش از اين [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من اين را کردم . من کوشيدم تا خاندان ما را در جايش استوار نمايم چنان که پيش از اين [ بود ] آن طور من کوشيدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگيرد »

اين دو بند جا دارد كه چند بار خوانده شود.
در آخر لازم به توضيح است كه اين گفتار تاييدي بر حكومتهاي شاهنشاهي نيست . به عقيده اينجانب حكومت شاهنشاهي در عصر حاضر دارويي تاريخ مصرف گذشته است، اما هرگز نبايد از ياد بزرگان ايران و افتخاراتي را كه برايمان آفريدند غافل شد . هرچند بر اين باورم كه كوروش كبير و داريوش كبير از بزرگان ايران نيستند بلكه بالاتر از آن كوروش و داريوش خود ايرانند.

داريوش شاه گويد : اکنون آنچه به وسيله من کرده شد آن را باور آيد . همچنين به مردم بگو ، پنهان مدار . اگر اين گفته را پنهان نداري به مردم بگويي اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسيار و زندگيت دراز باد .

49 نظر داده شده به "کتیبه بیستون داریوش کبیر و نکاتی چند"

  1. حميد says:

    با درود
    جشن جهاني شدن بيستون بر ايرانيان نيك سرشت خجسته باد
    در پناه اهوراي ايران پيروز باشيد

  2. Dariush says:

    من هم این اتفاق خجسته را تبریک می گم و امیدوارم به این بنای ارزشمند تاریخی بیشتر رسیدگی شود از این به بعد

  3. رضا says:

    salam. man aksha va maghalati dar morede salatine hakhamanesh va sasani
    va chegonegiye eghtedare anha mikham

    motshakeram

  4. مسعود says:

    اهورا ما را یار باد

  5. امیر امین says:

    یک روز فریدون توالت می ساخته آجر تمام می کند اپنش می کند با تشکر از شما

  6. امیر حسین وامین اسلامی says:

    از شما تشکر می کنیم با ذکر لطیفه
    از چارلی چاپین پر سیدن شما از زن های پر چانه خوشتان می آید گفتند مگر نمونه دیگری وجود دارد
    درویشی را گفتند: که از نعم دنیا چه قانعی گفت به رفع ضرورت

  7. محمد says:

    بسيار عالي بود

  8. مصطفي says:

    با سپاس
    من اميدوارم كه روزي برسد كه همه آثار تاريخي ايران جهاني شده تا هيچ كس از انها سوء استفاده نكند .
    اميدوارم روزي برسد كه اثاري از دوره هخامنشي در وراي دريا ها كشف شود چون ايران ما در دوره هخامنشي بسيار پهناورتر از آن چيزي است كه تصور ميشود و به نظر من ايرانيان نخستيس كاشفان قاره آمريكا بوده اند نه دزدان دريايي اسپانيولي .

  9. ابراهيم says:

    با سلام
    ثبت جهاني يادمادن داريوش بزرگ را به فال نيك مي گيريم .بار ديگر بر روح امپراتور داريوش شاه درود مي فرستيم.

  10. Dariush says:

    البته خبر بدی که هست اینه که عبور ریل راه آهن از مقابل این اثر ارزشمند خطر حذف این اثر از میراث جهانی را به همراه دارد که متاسفانه هوز هم رفع نشده است

  11. Dariush says:

    بیستون در 30 كيلومتري شرق شهر كرمانشاه بر سر راه همدان كرمانشاه در 47 درجه و 27 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و24 دقيقه عرض جغرافيايي نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد.

    اين دشت داراي 1320 متر ارتفاع از سطح دريا مي باشد طوريكه وضعيت استثنايي كوه موجب شده تا عده اي آن را دروازه زاگرس نامند محوطه بيستون در محدوده اي به طول 5 كيلومتر عرض 3 كيلومتر قرار دارد.
    ايرانيان باستان بيستون را به خاطر جايگاه خاصش بغستان ( جايگاه خديان ) مي ناميدند در متون تاريخي بيستون در دوره هاي مختلف به نامهاي بغستان – بگستان – بهستون – بهستان – بيستون آمده است.
    بيستون به علت شرايط خاص جغرافيايي از آغاز زندگي بشر تا دوران معاصر مورد توجه انسانها قرار گرفته و از هر دوره آثاري در آن ديده مي شود. 29 اثر آن در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است .

  12. kachina says:

    hi everybody iam glad that iam iranian
    and i am proud of having such a culture and i love farsi i am learning it now and one day so soon i will proudly speak
    love our country and our history

  13. محمد says:

    يك سطر از وصيت شاهنشاه آريانام داريوش كبير هخامنشي به جانشينش شاه خشايارشا:

    اي مرد آنچه را اهورامزدا بدان فرمان ميدهد بجاي آر دروغ مگوي گناه مكن!

  14. محسن says:

    ba salam va ehteram ,
    dar mate enteghadi shoma az naser porpirar esm borde shode va faghat nazare shoma dar bareye on matrah shode .behtar nist ke neveshteye aghaye porpirar ham inja dar dastras bashe ta alaghe manda hardota ro bekhonan va khodeshun ghezavat konan.

  15. Dariush says:

    مسحن خان. نوشته های آقای پور پیرار چندان طرفداری در جامعه نداره که نقد بشه. ایشون فقط یک مثال بودند از افرادی با عقاید ضد ایرانی. ایشون ویراستار هستند و دستی در تاریخ ندارند و نوشته هایشان نیازی به نقد ندارد فقط باید به حال کسی که حرفهایش را باور میکند تاسف خورد.

  16. mojtaba says:

    اميد وارم ايرا ن دوباره ان قدرتي همه منظورهاي كه در زمان هخامنشيان داشت برسد درود بر ايران وايراني

  17. مریم says:

    سلام من متن کامل کتیبه بیستون را می خواستم. لطفا آنرا بر روی این سایت قرار دهید

  18. Dariush says:

    متن کامل سنگ‌نبشته‌ي داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در بيستون

    ستون ۱

    01 من داريوش،شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه در پارس،شاه کشورها،پسر ويشتاسپ،نوه ارشام هخامنشی

    02 داريوش شاه گويد:پدر من ويشتاسپ، پدر ويشتاسپ ارشام، پدر ارشام آريامن، پدر آريامن چيش پيش، پدر چيش پيش هخامنش.

    03 داريوش شاه گويد: بدين انگيزه ما هخامنشی خوانده می‌شويم [که] از ديرگاهان نژاده هستيم. از ديرگاهان تخمه‌ي ما شاهان بودند.

    04 داريوش شاه گويد: هشت [تن] از تخمه من شاه بوده‌اند. من نهمين [هستم]. ما نُه [تن] پشت اندر پشت (در دو شاخه) شاه هستيم.

    05 داريوش شاه گويد: به خواست اهورامزدا من شاه هستم. اهورامزدا شاهی را به من داد.

    06 داريوش شاه گويد : اين [ است ] كشورهايي که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آن‌ها بودم. پارس، ايلام، بابل، آشور، عرب، مودراي ( مصر )، دريانشينان ( فينيقي‌ها )، سارد ( ليدي )، يونان ( يوناني‌هاي در آسياي كوچك )، ماد، ارمنستان، کپدوکيه، پرثو، زرنگ ( سيستان )، هرئي و( هرات )، باختر ( بلخ )، سغد، گندار ( دره کابل )، سک ( تيره‌هاي ميان درياچه‌ي آرال و درياي مازندران )‌، ثت گوش ( دره رود هيرمند )، رخج ( قندهار )، مک ( مکران و عمان ) روي هم 23 کشور.

    07 داريوش شاه گويد: اين [است] کشورهايی که از آن من شدند. به خواست اهورامزدا بندگان من بودند. به من باج دادند. آنچه از سوي من به آن‌ها گفته شد چه شب چه روز همان کرده شد.

    08 داريوش شاه گويد: در اين کشورها مردی که سازگار بود او را پاداش خوب دادم آن که ناسازگار بود او را سخت کيفر دادم. به خواست اهورامزدا اين کشورهايي [ است] که دستور مرا گرامي داشتند. آن گونه که هر چه به آن‌ها از سوي من گفته شد همان کرده شد.

    09 داريوش شاه گويد: اهورامزدا اين پادشاهی داد. اهورامزدا مرا ياری کرد تا اين شاهی به دست آوردم. به ياری اهورامزدا اين شاهی را دارم.

    10 داريوش شاه گويد: اين [است] آنچه به دست من کرده شد پس از آن که شاه شدم. کبوجيه نام پسر کورش از تخمه‌ي ما او اينجا شاه بود. همان کبوجيه را برادری بود بَردی‌يَ نام هم‌مادر [و] هم‌پدر با کبوجيه. پس از آن کبوجيه آن بردی‌يَ را به کُشت، به مردم نمايان نشد که بردی‌يَ کشته شده. پس از آن کبوجيه ره‌سپار مصر شد هنگامي که کبوجيه ره‌سپار مصر شد مردم نافرمان شدند. پس از آن دروغ در کشور بسيار شد. هم در پارس هم در ماد هم در ديگر کشورها.

    11 داريوش شاه گويد: پس از آن مردی مغ بود گئومات نام. او از پَئيشی ياوُوَدا برخاست. کوهي [است] اَرَکَدی نام. چون از آن جا برخاست از ماهِ وی‌يَخن چهارده روز گذشته بود. او به مردم چنان دروغ گفت: [که] من بردی‌يَ پسر کورش برادر کبوجيه هستم. پس از آن مردم همه از کبوجيه برگشته به سوی او شدند هم پارس هم ماد و هم ديگر کشورها. شاهی را برای خود گرفت. از ماهِ گرمَ‌پَدَ ۹ روز گذشته بود آنگاه شاهی را برای خود گرفت. پس از آن کبوجيه به دست خود مُرد.

    12 داريوش شاه گويد: اين شاهی که گئومات مُغ از کبوجيه ستانده بود اين شاهی از ديرگاهان در تخمه ما بود. پس از آن گئومات مُغ از کبوجيه ستاند. هم پارس هم ماد هم ديگر کشورها را او گرفت از آنِ خود کرد او شاه شد.

    13 داريوش شاه گويد: نبود مردی نه پارسی نه مادی نه هيچ کسی از تخمه‌ي ما که شاهی را از گئومات مُغ بازستاند. مردم بسيار از او می‌ترسيدند که مبادا مردم بسياری را که پيش از آن بردی‌يَ را شناخته بودند بکشد. بدان انگيزه مردم را می‌کشت که مبادا او را بشناسند که او بردی‌يَ پسر کورش نبود. هيچ کس يارای گفتن چيزی درباره گئومات مُغ نداشت تا من رسيدم. پس از آن من از اهورامزدا ياري خواستم. اهورامزدا به من ياری ارزانی فرمود. از ماه باگياديش ۱۰ روز گذشته بود. آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آن‌هايی را که برترين مردان دستيار[او]بودند کُشتم. دژی سيکَ‌يَ‌وُوَتيش نام سرزمينی نی‌سايَ نام در ماد آنجا او را کشتم. شاهی را از او ستاندم. به خواست اهورامزدا من شاه شدم. اهورامزدا شاهی را به من داد.

    14 داريوش شاه گويد: شاهی را که از تخمه‌ي ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم. من آن را در جايش استوار نمودم. چنان چه پيش از اين [بود] همان گونه من کردم. من پرستش‌گاه‌هايی را که گئومات مغ ويران کرده بود بازسازي نمودم. به مردم چراگاه‌ها و رمه‌ها و بندگان و خانه‌هايی را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم. من مردم را در جاي‌شان استوار نمودم هم پارس هم ماد و ديگر کشورها را. چنان چه پيش از اين [بود] آن گونه من کوشيدم به خواست اهورامزدا تا گئومات مغ خاندان ما را نگيرد.

    15 داريوش شاه گويد: اين[است] آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم.

    16 داريوش شاه گويد: چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردی آثرين نام پسر اوپَدرامَ او در ايلام برخاست. به مردم چنين گفت: من در ايلام شاه هستم. پس از آن ايلاميان نافرمان شدند. به سوي آن آثرينَ گرويدند. او در ايلام شاه شد. و مردی بابلی ندئيت‌بَ‌ئير نام پسر ائينَ‌ئيرَ او در بابل برخاست. چنين مردم را بفريفت [که] من نبوکدرچر پسر نبون‌ئيتَ هستم. پس از آن همه مردم بابلی به سوي آن ندئيت‌ب‌ئير گرويدند. بابل نافرمان شد. او شاهی را در بابل گرفت.

    17 داريوش شاه گويد: پس از آن من به ايلام [پيام] فرستادم. اين آثرين بسته به سوی من آورده شد. من او را کشتم.

    18 داريوش شاه گويد: پس از آن من ره‌سپار بابل شدم. به سوی آن ندئيت‌ب‌ئير که خود را نبوکُدرَچَرَ می‌خواند. سپاه ندئيت‌ب‌ئيرَ دجله را در دست داشت. آن جا ايستاد و آب ژرف بود. پس از آن من سپاه را بر مشک‌ها قرار دادم پاره‌يی بر شتر سوار کردم برای عده‌يی اسب فراهم کردم. اهورامزدا به من ياری ارزانی فرمود به خواست اهورامزدا دجله را گذاشتم. آنجا آن سپاه ندئيت‌ب‌ئيرَ را بسيار زدم. از ماه اَثری‌يادی‌يَ ۲۶ روز گذشته بود.

    19 داريوش شاه گويد: پس از آن من ره‌سپار بابل شدم. هنوز به بابل نرسيده بودم شهری زازانَ نام کنار فرات آنجا اين ندئيت‌ب‌ئيرَ که خود را نَبوکُدرَچَر می خواند با سپاه بر من به جنگ کردن آمد. پس از آن جنگ کرديم. اهورامزدا به من ياری ارزانی فرمود. به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئيت‌ب‌ئيرَ را بسيار زدم. آن ديگران به آب انداخته شد. آب آن را برد. از ماه اَنامَکَ ۲ روز گذشته بود که چنين جنگ کرديم.

    ستون۲

    01 داريوش شاه گويد: آن گاه ندئيت‌ب‌ئيرَ با سوارانی اندک گريخت. او به بابل رفت. سپس من رهسپار بابل شدم. به خواست اهورامزدا هم بابل را گرفتم هم آن ندئيت‌ب‌ئيرَ را دست‌گير کردم. سپس ندئيت‌ب‌ئيرَ را در بابل کشتم.

    02 داريوش شاه گويد: تا هنگامی که من در بابل بودم اين کشورها به من نافرمان شدند: پارس، ايلام، ماد، آشور، مصر، پارت، مرو، ثتگوش، سکائيه.

    03 داريوش شاه گويد:مردی به نام مَرتی‌يَ نام پسر چين‌چی‌خری،در شهری کوگَنَ‌کا نام در پارس می زيست،در ايلام برخاست. او به مردم چنين گفت: که من ايمَنيش شاه ايلام هستم.

    04 داريوش شاه گويد: آن‌گاه من نزديک ايلام بودم. پس آن ايلاميان از من ترسيدند آن مرتی‌يَ را که سرکرده آنان بود گرفتند و او را کشتند.

    05 داريوش شاه گويد: مردی مادی فِروَرتيش نام او در ماد برخاست چنين به مردم گفت که: من خَشَ ثرئيتَ از تخمه هُوَو خشَتَر هستم. پس از آن سپاه ماد که در کاخ او [بود] در برابر من نافرمان شد به سوی آن فِرَوَرتيش رفت. او در ماد شاه شد.

    06 داريوش شاه گويد: سپاه پارسی و مادی که تحت فرمان من بود آن کم بود. پس از آن من سپاه فرستادم. ويدَرنَ نام پارسی بنده من او را سرکرده آنان کردم. چنان به آن‌ها گفتم: فرارويد آن سپاه مادی را که خود را از آن من نمی‌خواند بزنيد. پس از آن، آن ويدرَنَ با سپاه روانه شد، چون به ماد رسيد شهری ماروش نام در ماد آنجا با مادي‌ها جنگ کرد. آنکه سرکرده مادي‌ها بود او آن هنگام آنجا نبود، اهورامزدا مرا ياری کرد به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماهِ انامَکَ ۲۷ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ايشان در گرفت پس از آن، آن سپاهِ من، سرزمينی کَپَدَ نام در ماد آنجا برای من بماند تا من به ماد رسيدم.

    07 داريوش شاه گويد:دادَرشی نام ارمنی بنده من، من او را فرستادم به ارمنستان. چنين به او گفتم: پيش رو [و] آن سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند بزن. پس از آن دادَرشی ره‌سپار شد. چون به ارمنستان رسيد پس از آن نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه دادَرشی فرا رسيدند. دهی زوُزَهی نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماهِ ثُورَواهَرَ ۸ روز گذشته بود چنين جنگ کرده شد.

    08 داريوش شاه گويد: باز دومين بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه دادرشی فرا رسيدند. دژی تيگَر نام در ارمنستان جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماه ثُورواهَرَ ۱۸ روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت.

    09 داريوش شاه گويد: باز سومين بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن بر دادرَشی فرا رسيدند. دژی اويَما نام در ارمنستان آن جا جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماهِ ثائيگرچی ۹ روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت. پس از آن دادرَشی از براي من در ارمنستان ماند تا من به ماد رسيدم.

    10 داريوش شاه گويد: پس از آن واُميسَ نام پارسی بنده من او را فرستادم ارمنستان و چنين به او گفتم: پيش رو [و] سپاه نافرمانان که خود را از آن من نمی‌خواند آن را بزن. پس از آن واُميس ره‌سپار شد. چون به ارمنستان رسيد پس از آن نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه واُميس فرارسيدند. سرزمينی ايزَلا نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماه انامَکَ ۱۵ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ايشان در گرفت.

    11 داريوش شاه گويد: باز دومين بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن عليه واُميس فرا رسيدند. سرزمينی اَاُتی‌يارَ نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. نزديک پايان ماه ثُورَوَاهَرَ آنگاه جنگ ايشان در گرفت. پس از آن و اُميس برای من در ارمنستان بماند تا من به ماد رسيدم.

    12 داريوش شاه گويد: پس از آن من از بابل بدر آمدم. ره‌سپار ماد شدم. چون به ماد رسيدم شهری کونَدرو نام در ماد آنجا فِرَوَتيش که خود را شاه در ماد می‌خواند با سپاهی به جنگ کردن بر من آمد. پس از آن جنگ کرديم، اهورامزدا مرا ياری کرد به خواست اهورامزدا سپاه آن فرورتيش را بسيار زدم. از ماه اَدوکَن ئَيش ۲۵ روز گذشته بود که چنين جنگ کرده شد.

    13 داريوش شاه گويد:پس از آن، آن فِروَرتيش با سواران کم گريخت. سرزمينی ری نام در ماد از آن سو روانه شد. پس از آن من سپاهی دنبال [او] فرستادم. فِرِوَرتيش گرفته شده و به سوی من آورده شد. من هم بينی هم دو گوش هم زبان [او] را بريدم. و يک چشم [او] را کندم. بسته بر دروازه من نگاه‌داشته شد. همه او را ديدند. پس از آن او را در همدان دار زدم و مردانی که ياران برجسته‌ي [او] بودند آن‌ها را در همدان در درون دژ آويزان کردم.

    14 داريوش شاه گويد:مردی چی‌ثَر‌تَخمَ نام سگارتی او در برابر من نافرمان شد. چنين به مردم گفت: من شاه در سگارتيه از تخمه‌ي هووَخشتَر هستم. پس از آن من سپاه پارسی و مادی را فرستادم. تَخمَس‌پادَ نام مادی بنده‌ي من او را سردار آنان کردم. چنين به ايشان گفتم: پيش رويد سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی‌خواند آن را بزنيد. پس از آن تَخمَس‌پادَ با سپاه ره‌سپار شد. با‌چی‌ثر تَخمَ جنگ کرد. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بزد و چی ثَر تَخمَ را گرفت [و] به سوی من آورد. پس از آن من هم بينی و هم دو گوش [او] را بريدم و يک چشم [او] را کندم. بسته بر دروازه من نگاه‌داشته شد. همه مردم او را ديدند. پس از آن او را در اربل دار زدم.

    15 داريوش شاه گويد: اين [است] آن چه به دست من در ماد کرده شد.

    16 داريوش شاه گويد: پارت و ورکانَ در برابر من نافرمان شدند. خودشان را از آن فِرَوَرتيش خواندند. ويشتاسپ پدر من او در پارت بود او را مردم رها کردند [و] نافرمان شدند. پس از آن ويشتاسپ با سپاهی که پيرو او بود ره‌سپار شد. شهری ويشپَ‌اُز‌اتی نام در پارت آنجا با پارتي‌ها جنگ کرد. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا ويشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسيار برد. از ماهِ وی‌يَخَن ۲۲ روز گذشته بود. آنگاه جنگِ ايشان در گرفت.

    ستون ۳

    01 داريوش شاه گويد: پس از آن من سپاه پارسی را از ری نزد ويشتاسپ فرستادم چون آن سپاه نزد ويشتاسپ رسيد پس از آن ويشتاسپ آن سپاه را گرفت [و] ره‌سپار شد. شهری پَتی‌گرَبَ نام در پارت آن جا با نافرمانان جنگ کرد. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا ويشتاسپ آن سپاهِ نافرمان را بسيار بزد. از ماه گَرمَ‌پَدَ‌ يک روز گذشته بود آنگاه جنگ ايشان در گرفت.

    02 داريوش شاه گويد: پس از آن کشور از آنِ من شد. اين [است] آن چه به دست من در پارت کرده شد.

    03 داريوش شاه گويد: کشوری مرو نام به من نافرمان شد. مردی فرادَ نام مروزی او را سردار کردند. پس از آن من دادَرشی نام پارسی بنده‌ي من شهربان در باختر نزد او فرستادم. چنين به او گفتم: پيش رو آن سپاهی را که خود را از آن من نمی‌خواند بزن. پس از آن دادَرشی با سپاه رهسپار شد. با مروزي‌ها جنگ کرد. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاهِ من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماه آثری‌يادی‌يَ ۲۳ روز گذشته بود. آن‌گاه جنگ ايشان در گرفت.

    04 داريوش شاه گويد: پس از آن کشور از آنِ من شد. اين [است] آن چه به دست من در باختر کرده شد.

    05 داريوش شاه گويد:مردی وَه‌يَزداتَ نام شهری تارَوا نام [در] سرزمينی يَ‌اوتی‌يا نام در پارس آن جا باشنده بود. او برای بار دوم در پارس برخاست. چنين به مردم گفت: من بردی‌يَ پسر کورش هستم. پس از آن سپاه پارسی در کاخ [که] پيش از اين از يَدايا [آمده بود] آن در برابر من نافرمان شد. به سوی آن وَه‌يَزدات رفت. او در پارس شاه شد.

    06 داريوش شاه گويد:پس از آن من سپاه پارسی و مادی را که تحت فرمان من بودند فرستادم. اَرتَ‌وَردی‌يَ نام پارسی بنده من او را سردارِ آنان کردم. سپاه ديگر پارسی از عقبِ من ره‌سپار ماد شد. پس از آن اَرتَ‌وَردی‌يَ با سپاه ره‌سپار پارس شد. چون به پارس رسيد شهری رَخا نام در پارس در آنجا آن وه‌يَزداتَ که خود را بردی‌يَ می‌خواند با سپاه به جنگ کردن عليه اَرت‌وردی‌يَ آمد. پس از آن جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه وَه‌يَزداتَ را بسيار بزد. از ماه ثُوَرَوَاهَرَ ۱۲ روز گذشته بود آن‌گاه جنگِ ايشان در گرفت.

    07 داريوش شاه گويد: پس از آن، آن وَه‌يَزداتَ با سواران کم گريخت. رهسپار پَ‌ئيشی‌ياوُوَدا شد. از آن جا سپاهی به دست آورد. از آن پس به جنگ کردن با اَرتَ‌وَردی‌يَ آمد. کوهی پَرگَ نام در آنجا جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه وَه‌يَزداتَ را بسيار بزد. از ماهِ گرمَ پَدَ ۵ روز گذشته بود. آن‌گاه جنگ ايشان در گرفت. و آن وَه يزداتَ را گرفتند و مردانی که نزديک‌ترين پيروان او بودند گرفتند.

    08 داريوش شاه گويد: پس از آن، آن وَه‌يَزداتَ را و مردانی که پيروان نزديک او بودند [در] شهری اووادئيچَ‌يَ نام در پارس در آنجا آن‌ها را دار زدم.

    09 داريوش شاه گويد: اين [است] آن چه به دست من در پارس کرده شد.

    10 داريوش شاه گويد: آن وَه‌يَزداتَ که خود را بردی‌يَ می‌خواند، او سپاه به رُخج فرستاده بود. در برابر ويوانَ نام پارسی بنده‌ي من شهربانِ رُخج و مردی را سردار آن‌ها کرده بود. و چنين به ايشان گفت: پيش رويد ويوانَ را و آن سپاهی را که خود را از آنِ داريوش شاه می‌خواند بزنيد. پس از آن، آن سپاهی که وَه‌يَزداتَ فرستاده بود به جنگ کردن عليه ويوانَ ره‌سپار شد. دژی کاپيشَ کانی نام در آنجا جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماه اَنامَکَ ۱۳ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ايشان درگرفت.

    11 داريوش شاه گويد: باز از آن پس نافرمانان گرد آمده به جنگ‌کردن با ويوانَ فرا رسيدند. سرزمينی گَدُوتَوَ نام در آن جا جنگ کردند. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسيار بزد. از ماهِ وييَخَن ۷ روز گذشته بود. آنگاه جنگ ايشان در گرفت.

    12 داريوش شاه گويد: پس از آن، آن مردی که سردارِ آن سپاه بود که وَه‌يَزداتَ با ويوانَ فرستاده بود با سواران کم گريخت. به راه افتاد. دژی اَرشادا نام در رُخَج از کنار آن برفت. پس از آن ويوانَ با سپاهی دنبال آن‌ها ره‌سپار شد. در آنجا او و مردانی که نزديک‌ترين پيروانش بودند گرفت [و] کُشت.

    13 داريوش شاه گويد: پس از آن کشور از آنِ من شد. اين [است] آن چه در رُخَج به دست من کرده شد.

    14 داريوش شاه گويد: چون در پارس و ماد بودم باز دومين بار بابليان در برابر من نافرمان شدند. مردی اَرَخَ نام ارمنی پسر هَلديتَ او در بابل برخاست. سرزمينی دُبالَ نام در آنجا به مردم دروغ گفت [که] من نَبوکُدرَچَرَ پسر نبون‌ئيتَ هستم. پس از آن بابليان در برابر من نافرمان شدند. به سوی آن اَرخَ رفتند. او بابل را گرفت. او در بابل شاه شد.

    15 داريوش شاه گويد: پس از آن من سپاهی به بابل فرستادم ويدَفَرنا نام پارسی بنده‌ي من او را سردار آنان کردم. چنين به آن‌ها گفتم: پيش رويد آن سپاه بابلی را که خود را از آنِ من نمی‌خواند بزنيد. پس از آن ويدَفَرنا با سپاهی ره‌سپار بابل شد. اهورامزدا مرا ياری کرد. به خواست اهورامزدا ويدَفَرنا بابليان را بزد و بندي آورد. از ماهِ وَرکَزَنَ ۲۲ روز گذشته بود. آنگاه آن اَرخَ را که به دروغ خود را نَبوکُدرَچَرَ می‌خواند و مردانی که نزديک‌ترين پيروان او بودند گرفت. فرمان دادم آن اَرخَ و مردانی که نزديک‌ترين ياران او بودند در بابل به دار آويخته شدند.

    ستون ۴

    01 داريوش شاه گويد: اين [است] آنچه به دست من در بابل کرده شد.

    02 داريوش شاه گويد: اين[است]آنچه من به خواست اهورامزدا در همان يک سال پس از آنکه شاه شدم کردم. ۱۹ جنگ کردم. به خواست اهورامزدا من آن‌ها را زدم و ۹ شاه گرفتم. يکی گئوماتِ مُغ بود. او دروغ گفت. چنين گفت: من بردی‌يَ پسر کورش هستم. او پارس را نافرمان کرد يکی آثرينَ نام ايلامی. او دروغ گفت. چنين گفت: من در ايلام شاه هستم. او ايلام را در برابر من نافرمان کرد. يکی ندئيتَ‌بَ‌ئيرَ نام بابلی. او دروغ گفت: چنين گفت: من نبوکُدرَچَرَ پسر نبون‌ئيت هستم. او بابل را نافرمان کرد. يکی مَرتی‌يَ نام پارسی. او دروغ گفت. چنين گفت: من ايمَنيش در ايلام شاه هستم. او ايلام را نافرمان کرد. يکی فِرَوَرتيش نام مادی او دروغ گفت. چنين گفت: من خشَ‌ثرئيتَ از دودمان هُوَخشَتر هستم. او ماد را نافرمان کرد. يکی چيثَرتَخمَ نام سگارتيه او دروغ گفت و چنين گفت: من در سگارتيه شاه هستم از دودمان هُوَخشَتَر او سگارتيه را نافرمان کرد. يکی فرادَ نام از مرو او دروغ گفت. چنين گفت: من در مرو شاه هستم. او مرو را نافرمان کرد. يکی وَهيَزداتَ نام پارسی. او دروغ گفت. چنين گفت: من بردی‌يَ پسر کورش هستم. او پارس را نافرمان کرد. يکی اَرخَ نام ارمنی. او دروغ گفت. چنين گفت: من نبوکُدرَچَرَ پسر نبون‌ئيتَ هستم. او بابل را نافرمان کرد.

    03 داريوش شاه گويد: اين ۹ شاه را من در اين جنگ‌ها گرفتم.

    04 داريوش شاه گويد: اين [است] کشورهايی که نافرمان شدند. دروغ آن‌ها را نافرمان کرد که اين‌ها به مردم دروغ گفتند پس اهورامزدا آن‌ها را به دست من داد. هر گونه خواست من [بود] همانگونه با آن‌ها کردم.

    05 داريوش شاه گويد: تو که از اين پس شاه خواهی بود. خود را بسيار از دروغ بپای. اگر چنان بيانديشي [که] کشور من در زنهار باشد مردی که دروغ‌زن باشد او را سخت کيفر بده.

    06 داريوش شاه گويد: اين [است] آن چه من کردم. به خواست اهورامزدا در همان يک سال کردم. تو که از اين پس اين نبشته را خواهی خواند. آن چه به دست من کرده شده تو را باور شود. مبادا آن را دروغ بپنداری.

    07 داريوش شاه گويد: اهورامزدا را گواه می‌گيرم که آنچه من در همان يک سال کردم اين راست [است] نه دروغ.

    08 داريوش شاه گويد: به خواست اهورامزدا و خودم بسيار [کارهای] ديگر کرده شد [که] آن در اين نبشته نوشته نشده است به آن انگيزه نوشته نشد مبادا آن که از اين پس اين نبشته را بخواند آنچه به دست من کرده شد در ديده‌ي او بسيار آيد [و] اين او را باور نيايد، دروغ بپندارد.

    09 داريوش شاه گويد: شاهان پيشين را تا هنگامي که بودند چنان کرده‌هايی نيست که به دست من به خواست اهورامزدا در همان يک سال کرده شد.

    10 داريوش شاه گويد: اکنون آن چه به دست من کرده شد ترا باور آيد. هم چنين به مردم بگو. پنهان مدار. اگر اين گفته را پنهان نداری، به مردم بگويی اهورمزدا دوست تو باد و دودمان تو بسيار و زندگيت دراز باد.

    11 داريوش شاه گويد: اگر اين گفته را پنهان بداری، به مردم نگويی اهورامزدا دشمن تو باشد و ترا دودمان مباد.

    12 داريوش شاه گويد: اين [است] آن چه من کردم. در همان يک سال به خواست اهورامزدا کردم. اهورمزدا ياری کرد و خدايان ديگری که هستند.

    13 داريوش شاه گويد: از آن جهت اهورامزدا مرا ياری کرد و خدايان ديگری که هستند که پليد نبودم. دروغ‌گو نبودم. تبه‌کار نبودم. نه من نه دودمانم. به راستی رفتار کردم. نه به ناتوان نه به توانا زور نورزيدم. مردی که با دودمان من هم‌راهی کرد او را نيک نواختم. آنکه زيان رسانيد او را سخت کيفر دادم.

    14 داريوش شاه گويد: تو که از اين پس شاه خواهی بود. مردی که دروغ‌گو باشد يا آن که تبه‌کار باشد دوست آن‌ها مباش. به سختی آن‌ها را کيفر ده.

    15 داريوش شاه گويد: تو که از پس اين نبشته را که من نوشتم يا اين پيکره‌ها را ببينی مبادا [آن‌ها را] تباه سازی. تا هنگامی که توانا هستی آن‌ها را نگاه دار.

    16 داريوش شاه گويد: اگر اين نبشته يا اين پيکره‌ها را ببيني [و] تباهشان نسازی و تا هنگامی که تو را توانايی است نگاهشان داری. اهورامزدا تو را دوست باد و دودمان تو بسيار و زندگيت دراز باد و آن چه کنی آن را به تو اهورامزدا خوب کناد.

    17 داريوش شاه گويد: اگر اين نبشته يا اين پيکره‌ها را ببيني [و] تباهشان سازی و تا هنگامی که تو را توانايی است نگاه‌شان نداری اهورامزدا تو را زننده باد و تو را دودمان مباد و آن چه کنی اهورمزدا آن را براندازد.

    18 داريوش شاه گويد: اين‌ها [هستند] مردانی که وقتی من گئومات مغ را که خود را بردی‌يَ می‌خواند کُشتم در آنجا بودند. در آن موقع اين مردان هم‌کاری کردند، پيروان من [بودند] وَيدفَرنا نام پسر وايَسپارَ پارسی. اوتانَ نام پسر ثُوخرَ پارسی. گَئوبَرووَ نام پسر مَردونی‌يَ پارسی. ويدَرن نام پسر بَگابيگ‌نَ پارسی بَگَ‌بوخشَ نام پسر داتُو‌وَهيَ پارسی. اَردُمَنيش نام پسر وه‌اُ‌کَ‌ پارسی.

    19 داريوش شاه گويد: تو که از اين پس شاه خواهی بود. دودمان اين مردان را نيک نگاه‌داری کن.

    20 داريوش شاه گويد: به خواست اهورمزدا اين نبشته را من [به شيوه‌ي] ديگر [نيز] کردم. افزون بر آن به [زبان] آريايی بود هم روی سَلم هم روی چرم نوشته شد. اين نبشته به مُهرِ من تاييد شد. پيش من هم نوشته خوانده شد. پس از آن من اين نبشته را همه جا در ميان کشورها فرستادم. مردم پذيرا شدند.

    ستون ۵

    01 داريوش شاه گويد: اين [است] آن چه من در دومين و سومين سال پس از آن که شاه شدم کردم. کشور ايلام نافرمان شد. مردی ايلامی اَتَ‌مَ‌ئيتَ نام او را سردار کردند. پس از آن من سپاهی به ايلام فرستادم. مردی گَئوبَرووَ نام پارسی بنده‌ي من او را بر آن‌ها سردار کردم. پس از آن گَئوبَرووَ با سپاه ره‌سپار ايلام شد. با ايلامي‌يان جنگ کرد. پس از آن گَئوبَرووَ ايلامي‌يان را بزد و تار و مار کرد و سردار آن‌ها را گرفت. به نزد من آورد و من او را کُشتم. پس از آن کشور از آنِ من شد.

    02 داريوش شاه گويد: آن ايلامي‌يان بی باورداشت بودند و اهورامزدا از سوي آن‌ها پرستش نمی‌شد. [من] اهورامزدا را می‌پرستيدم. به خواست اهورامزدا هر گونه خواست من [بود] همان گونه با آن‌ها کردم.

    03 داريوش شاه گويد: آن که اهورامزدا را بپرستد تا هنگامی که توانايی دارد چه زنده چه مرده شادی از آن او خواهد بود.

    04 داريوش شاه گويد: پس از آن با سپاه به سوی سکاييه ره‌سپار شدم. در دنبال سکاها آن‌ها که خُودِ تيز دارند. چون به نزديکِ دريا رسيدم پس با همه‌ي سپاه با کَلَک از آن گذشتم. پس از آن سکاها را بسيار بزدم.[سردار] ديگری را [از آن سکاها] گرفتم. او بسته به نزد من آورده شد و او را کُشتم. سردار ايشان سکونخا نام او را گرفتند و به نزد من آوردند،آنگاه چنان که خواست من بود ديگری را سردار کردم. پس از آن کشور از آنِ من شد.

    05 داريوش شاه گويد: آن سکاها بی‌باورداشت بودند و اهورامزدا از سوي آن‌ها پرستش نمی‌شد. [من] اهورامزدا را می‌پرستيدم. به خواست اهورامزدا هر گونه خواست من [بود] همان گونه با آن‌ها کردم.

    06 داريوش شاه گويد: آن که اهورامزدا را بپرستد تا توانايی دارد چه زنده چه مرده شادی از آنِ او خواهد بود.

    بند پايانی نوشته پارسی باستان اين سنگ نبشته بسيار آسيب ديده ولی خوش‌بخت‌آنه اين بند در نوشته ايلامی به سامان مانده است برای آرستن گزارش داريوش بزرگ برگردان آن آورده می‌شود.

    07 داريوش شاه می گويد: با ياری اهورامزدا دبيره‌يي درست کردم از گونه‌ي ديگر كه همان به آريايی باشد که پيش از اين نبود، هم بر سَلم‌های گلی، هم بر روی پرگامنت. هم چنين دستينه و مهر کردم. اين دبيره نوشته شد و برايم خوانده شد. سپس فرستادم اين دبيره را به همه‌ي کشورها. مردم اين دبيره را آموختند.

  19. I arise from dreams of thee In the first sweet sleep of night, When the winds are breathing low And the stars are shining bright.

  20. فائقه says:

    خيلي عاليه البته من هر چي درباره تاريخ كهن كشورمون باشه مخصوصاً داريوش كبير بسيار دوست دارم

  21. persian gard says:

    پروردگارا این کشور را از دروغ , دشمن وقحطی محفوظ بدار
    (سنگ نوشته داریوش اول در تخت جمشید)

  22. آدلی says:

    بدبختها تمام تاریختان شده کوروش روس داریوش زنا کار تازه اگر درست هم باشد بروید برای خودتان همچنانکه تاریخ درست میکنید چند نفر هم دانشمند در بیاوریدوبه مدارج علمی روز مفتخرشان کنید برای شما که کار مشکلی نیست

  23. Dariush says:

    آدلی نمیدونم کجایی هستی و اصلا از ملت با هویت و تاریخی هستی یا خیر ولی اگر از تاریخ جز همین کوروش و داریوش را هم نداشتیم برای فخر فروختن به دنیا بس بود.

  24. dr-pope says:

    تاريخ گذشته شيرين يا تلخ به جاي مانده است.تاريخ سازان حجاراني(سنگ تراشان)بودند كه با سمبه (ميخ تراش)عشق سنگ قلب ما را مي تراشند و با بازدم احساس انرا جلا ميدهند.هر چه سنگ قلبت خوارا تر باشد بادهاي غرور و بارانهاي نفرت انرا ديرتر ميخرامند

  25. Serok says:

    در جواب نوشته ی داریوش که‌ متن بلندی هم نوشته باید بگم که تاریخ رو نمیشه تحریف کرد داریوش میگوید من شاه شاهان، شاه ماد هستم و نمیگه که من شاه در پارس هستم

  26. شیما says:

    درجواباونیکهمیگه

  27. ماندانا says:

    اگه چیزی نمی دونی بهتراطلات غلط ندی SEROKدرجواب

  28. اعظم says:

    خداوند این کشور را از دشمن ،از خشکسالی از دروغ محفوظ دارد
    آمین
    من ایرانیم و به ایرانی بودنم افتخار می کنم.

  29. Anonymous says:

    یکی گیتی یکی یزدان پرستد……….. یکی پیدا یکی پنهان پرستد

    یکی بودا وآن دیگر برهمن……………. دگر زان موسی چوپان پرستد

    یکی از روی دستور اوستا………….. فروغ و خاور و رخشان پرستد

    یکی ذات مسیح ناصری را……………. بسان حضرت سبحان پرستد

    گروهی پیرو وخشور تازی…………….. حدیث و سنت و قرآن پرستد

    اگر پرسی ز کیش پور داوود……….. جوان پارسی ایران پرستد پرستد

  30. deleted says:

    کوروش کبیر:
    فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

  31. deleted says:

    چو من گر دوست داری کشور خویش
    ستایش بایدت پیغمبر خویش

    به ایمانی ره بیگانه جویی
    رها کن تا به کی بی آبرویی

    به دنیا بس همین یک افتخارم
    که یک ایرانی والاتبارم

  32. mehrdad says:

    من به کشور و تاریخم خیلی افتخار میکنم هر چند کسان کور گذشته مایند آدلی جان .
    آدلی جان بلند نظران با شنیدن لفظ داریوش و کوروش سر به آسمان ها میسپارند ولی کوته فکرایی چون تو با شنیدن انها همچنان فنا شدند .

  33. علي says:

    اين كتيبه كجاهست من در بيستون نديدم

  34. http://www.irkatibeh.blogfa.com
    با درود بر شما
    به ما هم سری بزنید . با تشکر

  35. niche says:

    vagti bra xodeton tarixe jali saxtin va be on chenan del xosh kardin ke hata shakam nemikonin aya jaye bahs bagi gozashtin ke omadin to forum? forum bra bahse na inke alaki be tarixe saxtegiton arze eradat konin in

  36. sayta 207 says:

    من يك هخا هستم به ادلي فقط مي گم 2تا كتاب تايخي خون

  37. sayta 207 says:

    من يك هخا هستم به ادلي فقط مي گم 2تا كتاب تاريخي بخون

  38. proshat says:

    adly ba tamame vojood behet migam kheli adame gheire irani hasti adamhayi mese shoma hichkas be dardetoon mikhore

  39. proshat says:

    na daryoosh va koorosh……………..

  40. mehdi says:

    از واژه های بیگانه بهره نجویید .
    داریوش کبیر نه داریوش بزرگ – و همینطور کتیبه نه سنگنوشته

    پیروز باشید

  41. کوروش says:

    اهاهورا مزدا نگهدارتان

  42. میثم says:

    خودت و داریوش تا ابد زنده باشید

  43. ali says:

    salam dostan omid varm az mn naraht nh shvid ein tor kh mn irani hm khandm kamenthay hm vetnha ra fkr mi konm mgholha khili bishtr az ma baied poz bdhnd chon kh chngis khan bishtr az nsfe donya ra grft amma ko …hala chh hstim …aya darush ya korosh bh hmin zban hrf mizd ve mi nvsht aya jmit ma ps az 2500 sal bh ein tadad rsidh bna br an vght chnd nfr bodim kmi aghlanh fkr konim bhtr nist+++

  44. I couldn’t agree more…

Trackbacks/Pingbacks

  1. online roulette systems
  2. rebel p oker

در صورتی که نظر یا سوالی دارید بنویسید

Calendar

February 2012
M T W T F S S
« Sep    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
272829  

ارسال ایمیل به نویسنده


Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License.