قبل از هر چیز باید گفت که خط فارسی وجود ندارد و آنچه ما استفاده میکنیم خط عربیست . بسیاری ایراد میگیرند به نوشتن فارسی با الفبای انگلیسی یا همان پنگلیش که در اس ام اس ها میبینیم . غافل از اینکه کاری که خود میکنند هم تفاوتی با آن ندارد نوشتن مطلب زبان فارسی با رسم الخط عربی . برای همین همه تعصباتی به این خط وجود دارد نادرست و بی پایه است .
نگارش عربی قدیم نه نقطه داشته و نه علامت های صداگذاری.اعراب پیش از اسلام خود هم خط و نگارش نداشته اند و از نگارش اقوام دیگر الفبا را گرفتند. عرب 26 حرف را تلفظ میکرد ولی الفبای قرضی 15 حرف بیشتر نداشت برای همین مجبور شدند برای یک حرف بیش از یک نقش قایل شوند مثلا شکل ” ح ” برای صداهای ح ج خ بکار میرفت نقطه ای هم در کار نبود و برای شناخت این تلفظ فقط آشنایی خواننده به متن و کلمه کمک میکرد. بعد از اسلام و با مسلمان شدن غیر عربها و رواج غلط خواندن متون عربی توسط آنها نقطه گذاری و علامت گذاری به خط عربی اضافه شد و از آن موقع بود که نگارش خ و ج و ح تفاوت میکند.
بعدها هم که خط پهلوی منسوخ شد و جایش را به خط عربی داد ایرانیان از همین خط استفاده کردند و به همان روش برای صداهایی که کم آمده بود حرف جدید ساختند و 4 حرف گ چ پ ژ هم به آن خط اضافه شد به اسم خط فارسی با 32 الفبا بدون حروف صدا دار. آن موقع هم شاید ایرانیان با این خط برخوردی مثل برخورد امروز ما با خط پنگلیش یا خط اس ام اس و چت داشتند و آنرا غریبه میپنداشتند اما این خط جا افتاد و متاسفانه امروز ایرانیان بسیاری به این خط تعصب هم میورزند.
اعراب برای صدای ز چندین تلفظ مختلف دارند حروف ض ز ظ ذ در عربی هر کدام تلفظ متفاوتی دارند و مثلا یک عرب با شنیدن هر کدام میداند کدام حرف را بنویسد. در حالیکه ما در گویش فارسی یک تلفظ برای ز بیشتر نداریم و اگر به فارسی زبانی بگوییم که بنویس ز نمیداند کدام را بنویسد ز یا ض یا ذ یا ظ؟! وقتی یک حرف و یک تلفظ داریم چرا باید چند نوع آنرا بنویسیم؟ میگویند مردی زنش را میزد از او میپرسند چرا زنت را میزنی میگوید که نمیدانم اگر میدانستم که میکشتمش ! بله ما نمیدانیم چرا هزار جور یک حرف را مینویسیم شاید تنها فایده اش اینست که نمره دیکته بچه های دبستانی کمتر شود و درسشان سنگینتر چیزی که حتی برای بسیاری از بزرگسالان هم هنوز سخت است و جا نمی افتد . چرا که دلیلی ندارد. طهران یا تهران ؟ چرا طهران و چرا تهران؟
یکی از مشکلات دستور زبان فارسی همین هم هست فکر میکنیم چون مینویسیم ضعیف باید اسم مفعول را از گرامر زبان عربی بگیریم و بگوییم مضعوف و نه ضعیف شده . اگر مثلا ضعیف را ذعیف مینوشتیم و ضعف را ذعف و ریشه ها و گرامر عربی را کنار میگذاشتیم از شر کلمات زشتی مثل مستضعف هم راحت میشدیم و نیازی نبود هر بار برای ساختن اسم فاعل ببینیم لغت عربیست یا فارسی بعد ببینیم به گرامر فارسی مراجعه کنیم یا عربی. گرامر فارسی ساده و روان است اما متاسفانه ضمیمه اش چند برابر خودش است گرامر زبان عربی! باید با لغات وارداتی مثل لغات فارسی برخورد کرد حتی اگر اسم فاعلی داریم که از عربی آمده مثلا عادل نباید به ریشه عربی و گرامر عربی برگشت و هزاران لغت دیگر هم به دنبالش کشید عادل یک لغت ثابت وارداتیست به معنای دادگر و نه اسم فاعلی بر وزن فاعل و از ریشه عدل!
خط و زبان همیشه در حال پیشرفت و تغییر بوده اگر اینور نبود باید همچنان از خط هروگلیف مصری و یا خط میخی باستانی استفاده میکردیم در حالیکه خط باید با روزگار نو شود و ساده تر شود چرا که رسالتش نگارش پیامهای انسانی است. تعصبی هم در کار نیست امروز اگر نمیتوانیم خط میخی هخامنشی و سنگ نبشته های باستانی را بخوانیم نیازی نیست برای از دست دادن قدرت خواندن دست نوشته های دوران قاجار دل بسوزانیم هر چند خواندن آنها هم همیشه برای علاقه مندانش ممکن خواهد بود
حداقل تغییر نگارش فارسی میتواند حذف حروف زاید باشد . ما از بین چهار الفبای ز ذ ض ظ فقط به یکی احتیاج داریم از س ص و ث یکی را میخواهیم و خط ساده تری خواهیم داشت. خواندن چنین نگارشی سخت نخواهد بود و روان شدنش برای مردم زمان بر نخواهد بود وقتی یاد گرفتیم چهار نوع ز بکار ببریم بدون اینکه تفاوتی لفظی برایمان داشته باشند خلاصه کردن آن در یک حرف مشکلی ایجاد نخواهد کرد :
قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو یکی است
نغمه بلبل و غوغاي زغن هر دو یکی است
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود
قول ذاق و قذل مرغ چمن هر دو یکی است
نقمه بلبل و قوقاي ذقن هر دو یکی است
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
ذاق را مرتبه مرق خوش الهان نبود
یا
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر خوشه یک باغ نچیدیم نچیدیم
سد باق بهار است و سلای گل و گلشن
گر خوشه یک باق نچیدیم نچیدیم
بدون هرف اذافه هم میتوان به تمامی معنی را دریافت و اهتیاجی به اذافه بار نیست.شاید جا افتادنش بیش از یکهفته هم وقت نبرد
تنها مشکل از بین رفتن هنر خوشنویسی است که هم میتواند به عنوان یک نگارش سنتی باقی بماند و هم اینکه این هنر قابلیتهای هنری نگارش جدید را در خود ایجاد کند
امیدوارم روزی تعسبات روی این خت وارداتی کمتر شود تا هداقل امیدی به اسلاهش فراهم شود. بدون اسلاه نگارش چندان هم امیدی به اسلاه زبان نیست. شاید فرست هذف هرفهای زشتی مثل غ ظ ث ز و جایگزینیشان هم فراهم شود. مسله ای که بالاخره اتفاق خواهد افتاد و این نگارش نگارش ابدی فارسی نخواهد ماند
هیچکس نمیتواند زمان را متوقف کند









سلام.ما در این رابطه با هم هم عقیده هستیم.ولی از حرف تا عمل فاصله زیاده. فقط کسانی مانند آتا ترک می توانند این کار را از رویا به حقیقت دربیارن. نوشته شما برای من جالب بود.
lotfan ageh manbai barai yadgiri zaban mesri bastan darid beman moarefi konid ba tashakor
منابع مرتبط درمجله کاما نیزموجود است.
کاملا با صحبت های شما موافق هستم.
در همین راستا میتوانید به وبلاگ من سر بزنید که در مورد تغییر خط فارسی و ضرورت آن برای زبان فارسی و فارسی زبانان است.
بدون شک پیشنهادات شما رهنمودی بر عمل ما خواهد بود.
و در ضمن برای هر گونه همکاری در این ضمینه نیز آماده هستم.
منتظرپاسخ شما در وبلاگ اروفارسی هستم
وبلاگ اروفارسی
http://www.urofarsi.blogfa.com/
khak bar saret ba in web log ashghalet, akhe ahmagh to boro wa kami ketab bekhan, zamani ke Arabhaye kasife sosmar khor dar hale koshtane dokhtaraneshan bodand Iran wa Irani az in dast newsht Parsi estefadeh mikardand, lotfan be mardom na agahe ma bishtar az in na agahi nadeh
دوست عزیز معمولا کسانی که در زمینه خاصی کم می آورند دست به پرخاشگری می زنند.بهتر است خودت به جای نصیحت به دیگران کمی دنبال کتاب بروی.آنگاه حدسیات و گمانه های بی پایه خود را به جای واقعیات تاریخی بکار نمی گیری
جناب عصبانی ایراندوست! این الفبا آرامیست که از طریق اعراب به پارسی تحمیل شده است. شیوه نگارش پارسی پهلوی بوده است.
حال که سخن از زبان پارسی و نگارش پهلوی شد خوبست این مطالب را هم بیافزاییم:
دگرگونیها از پارسی میانه به پارسی نو
در زیر به چند ویژگی اسم در زبان پهلوی و نیز به تفاوتهای واج شناسانهٔ اسم در زبانهای پهلوی و فارسی نو اشاره شده است:
در زبان پهلوی، دشواریهای صرف فعل، به تدریج از میان رفت. برای مثال در متنهای کهن تر، دو حالت صریح و غیر صریح برای اسم وجود داشت. حالت صریح زمانی استفاده میشد که واژه از نظر دستوری، در جایگاه نهاد بود. در سایر مواقع، از حالت غیر صریح استفاده میشد. در متنهای جدیدتر، این تمایز از میان رفت.
علامت جمع در زبان پهلوی، «ان» بود. گاهی نیز از «ایها» برای جمع بستن اسم، استفاده میشد. علامت دوم در فارسی امروز بصورت «ها» به کار میرود.
بیش از نود درصد اسمهای غیر بیگانهای که امروزه در فارسی روزانه به کار میبریم، گاه عینا و گاه با اندکی تفاوت در تلفظ، پهلوی هستند:
الف) واژگانی که بدون تغییر، وارد زبان فارسی نوین شدهاند که شامل صدها واژه است.
ب) واژگانی که «گاف» آخر آنها حذف شده است: خانَگ (خانه)، آشناگ (آشنا)، داناگ (دانا)، آغشتگ (آغشته)، ماندَگ (مانده، خسته)، خواستگ (خواسته، ثروت)، پنجُگ (پنجه)، چاشتگ (چاشت، خوراک)، روزیگ (روزی، خوراک روزانه)، گونَگ (گونه)، ایروارُگ (آرواره)، لابُگ (عجز و لابه)، لشکاریگ (لشکری)، تختَگ (تخته، لوح)، مازنیگ (مازنی، مازندرانی)، نامُگ (نامه)، آسیاگ (آسیا)، آشکاراگ (آشکارا) و دهها و دهها واژه دیگر.
گافی که در پارسی امروز تبدیل بههای ناملفوظ شدهاست هنگام جمع بستن و تصغیر باز میگردد. مثلاً پرنده –> پرندگان. جوجه –> جوجگک (=جوجهٔ کوجک).
پ) واژگانی که با آواهای خوشهای آغاز میشدند (یعنی کلمه با حرف ساکن دار شروع شود؛ مانند stop یا grand در زبان انگلیسی) و در فارسی نو، با توجه به صدای بعدی، به آن اَ، اِ، یا اُ افزوده شده است: خروس (khroos) که تبدیل شده به خُروس (khoroos) یا فراخ (frakh) که تبدیل شده به فَراخ (farakh). همچنین فرود (frood) به فُرود (forood)، فراموش (framoosh) به فَراموش (faramoosh)، فرمان (framan) به فَرمان (farman) گرفتن (greftan) به گرفتن (gereftan)، خروشیدن (khrooshidan) به خروشیدن (khorooshidan) سترگ (storg) به سترگ (setorg)، خریدن (khridan) به خریدن (kharidan)، گروه (grooh) به گروه (gorooh)، دیگ(dig) به دی (di) و دهها واژه دیگر.
نکته: در آخرین مثال، دی به معنای روز گذشته است. چنانکه ما امروزه میگوییم دیشب، یعنی شبِ روز گذشته، یا دیروز که بر عکس دیشب است. در زبان پهلوی، بجای دیشب از واژه «دوش» استفاده میشد.
ت) واژگانی که جای دوحرف آنها جابجا شده است. این تغییر حروف، امروزه گاه به منظور شوخی به کار میرود. مانند وقتی که پس از خوردن چای میگویند تخله! یا میگویند فلانی مزغ ندارد. به نمونههای زیر توجه کنید: تخل (takhl) به تلخ (talkh)، مزغ (mazgh) به مغز (maghz)، هگرز (hagrez) به هرگز (hargez). اصولا فرآیند جابجایی دو حرف در زبانشناسی امری رایج است برای واژههای دیگر هم به کار میرود. مثلاً عوام «سطل» را «سلط» میگویند و «عکس» را «عسک».
ث) حذف الف از اول واژگان. مانند: تبدیل اَیاد به «یاد»، اَیار به «یار»، اَزیر به «زیر»، اَما به «ما»، اَشما به «شما» و…
نکته: این الف نباید با الف پیشوند که در زبان پهلوی، اسم منفی (مانند اَکنارُگ یعنی بی کناره و بی حد یا اَسپاس یعنی نا سپاس) میساخته، اشتباه شود. مثلاً امرداد را امروز به صورت رایجتر مرداد به کار میبرند که غلط است. (البته واژهٔ امرداد هنوز بویژه میان زرتشتیان به کار میرود). امرداد به معنی بیمرگی است و «ا» در ابتدای آن برای منفی کردن آمده است.
ث) حذف (/w/). آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چرا باید خاهر، خاستن (طلب کردن) و خاندن را بصورت خواهر، خواستن و خواندن بنویسید؟!! پاسخ، روشن است. در زبان پهلوی در این واژگان، صدای /w/ وجود داشته و در فارسی امروز حذف شده است. توجه کنید که //w مانند walk, word, well,… با //v فرق میکند. به نمونههای زیر توجه کنید:
خواهر (khwahar) به خواهر (khahar)،
خواندن (khwandan) به خواندن (khandan)،
خواستن (khwastan) به خواستن (khastan)،
خواربار (khwar-bar) به خواروبار(khar-o-bar)
خوردن (khwardan) به خوردن (khordan)
خواستگ (khwastag) به خواسته (khasteh)
خورشید (khwarshid) به خورشید (khorshid)
نکته: حرف اول همه واژگان پهلوی بالا، ساکن دارد. نکته ۲: هنوز هم در بعضی لهجههای فارسی این واو که «واو معدوله»اش خوانند (به طرز خفیفی) تلفظ میشود.
ج) تبدیل /w/ به /b/: ورگ (warg) به برگ، ونفشَگ به بنفشه، وندُگ به بند، وانگ به بانگ، وُرُگ (warag) به بُرِه (barreh)، واران به باران، واد به باد و …. اصولاً و به ب و ب به و زیاد قلب میشود. هنوز هم در لهجهٔ تهرانی «برداشتن» را گاه «ورداشتن» میگویند. معکوس این تبدیل هم گاه در لهجات فارسی اتفاق میافتد. مثلاً در لهجهٔ اصفهانی «گاو» را «گاب» میگویند.
چ) تغییرکاربرد وندها. واژه «آز» را در نظر بگیرید. در فارسی امروز، با افزودن پسوندِ «مند» به آن، معنی حریص را ایجاد میکنیم: «آزمند». در فارسی پهلوی نیز پسوند «مند» و واژگانی که از آن ساخته میشده (مانند تنومند) وجود داشته اما برای کلمه «آز»، از پسوند «ور» استفاده میشده؛ چنانکه در واژه «کاروُر» استفاده میشود. بنابراین، حریص در زبان پهلوی، بصورت «آزوُر» بکار میرفته است. در عوض، «شوی» به معنای شوهر را با پسوند «مند» بکار میبردند و به زن شوهردار میگفتند: «شویمند»! در زبان پهلوی برای بیان دارندگی در واژه «هنر»، از پسوند wand استفاده میشد و فرد صاحب هنر، «هنروند» نامیده میشد. امروزه ما از پسوند «مند»، که آنهم نشانه دارندگی است، استفاده میکنیم (هنرمند).
ح)تغییر در ساختار وندها: امروزه، بسیاری از پسوندهای زبان فارسی بدون استفاده باقی مانده است و بکار نمیرود. دست کم ۳۱ پسوند و چندین پیشوند در زبان پهلوی موجود است که در فارسی نو دیگر از آنها استفاده نمیشود(شاید بیشتر از ۳۱ مورد هم باشد که من ندیده ام). بعضی از پیشوندها و پسوندها را هم با اندکی تفاوت بکار میبریم. برای مثال پسوند «اِشن» که امروزه «اِش» خوانده میشود. به نمونههای زیر توجه کنید:
تبدیل دانشن (daneshn) به دانش، اَ بُخشایشن (abakhshayeshn) به بخشایش، آرایشن (arayeshn) به آرایش و…
خ) برخی واژگان هم هنگام تغییر از قاعده خاصی پیروی نکرده اند. مانند تبدیل /م/ و /ن/ در واژه خوامن به /ب/ در خواب. یا تبدیل حرف اضافه پُد به «به». نیز، تبدیل ضمیرسوم شخص «اوی» به «او». حذف /ب/ در هنگام تبدیل «خُمب» به «خُم» و…. هنوز هم در لهجهٔ تهرانی «دم» را «دمب» میگویند.
د)حذف بعضی آواها: از دیدگاه آواشناسی، آواهای Lower High و نیز آوای lax low back در زبان فارسی امروزی حذف شده است. آواهای Lower-mid نه در زبان پهلوی و نه در فارسی امروزی وجود نداشته و در ضمن همه آواهای تنیده (Tense) همچنان در زبان فارسی امروزی باقی مانده است.
منبع:
http://fa.wikipedia.org/wiki/پارسی_میانه
زبان پارسی میانه یا پهلوی مادر زبان پارسی امروز است.
گونه کهنتر زبان پارسی که از میانههای دوره اشکانیان تا پایان دوره ساسانی رواج داشت را پارسی میانه یا پهلوی مینامند. زبان پارسی بکار رفته پیش از آن یعنی از آغاز روزگار هخامنشیان تا میانههای دوره اشکانیان را پارسی باستان مینامند.
زبان ديلمي رايج در جنوب استان گيلان داراي واژه هاي دست نخورده اي است كه ريشه اي باستاني دارد.
ادبیات پارسی میانه به دو بخش پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی تقسیم میگردد.
پهلوی اشکانی در دوره اشکانیان زبان رسمی بود و خطی که بدان کتابت میشد خط پهلوی برگرفته از خط آرامی است. از پهلوی اشکانی چند نوشته کوتاه در دست است.
پهلوی ساسانی در دوره ساسانیان زبان رسمی بود و خط آن همان خط پهلوی اشکانی بود (با اندک تغییر). از دوران ساسانی کتیبهها و سکهها و نگینها و مهرها و ظرفها و بعضی کتب و رسایل باقی مانده (آنچه از کتب و رسایل پهلوی موجود است از لحاظ کتابت متعلق به دوره بعد از اسلام است). دوره ادبیات پهلوی تا سده سوم هجری دوام داشته است.
قسمتی از کتب اوستایی بزبان پهلوی نقل شده مانند یسنا و ندیداد ویشتاسپ یشت اوهرمزدیشت خورشید یشت ماه یشت ماه نیاش و غیره. معروفترین کتابهای دینی پهلوی – به جز متون اوستایی – دینکرت (اعمال دین) است شامل عقاید و آداب و مراسم و احکام و قصص زردشتی و دیگر بندهشن (آفرینش) در موضوع آفرینش مخلوقات توسط اهورامَزدا و سرپیچی اهریمن و وصف آفریدگان (این هر دو کتاب در دوره اسلامی از ماخذ قدیمی تالیف شده).
از کتب معتبر پهلوی از کارنامه اردشیر بابکان در سر گذشت افسانه آمیز اردشیر بابکان (بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی)، خسرو کواتان و ریدگ (خسرو قبادان و غلام)، یادگار زریران شرح جنگ دینی بین گشتاسب و ارجاسب باید نام برد.
با یورش عربها به ایران خط نگارش زبان پارسی دیگرگون شد. در این دوره همچنین یکی از گویشهای خراسانی زبان پارسی میانه چونان زبان استاندارد نوشتاری پارسی نو برگزیده شد.
با همیاری مردم سامانهای گوناگون ایران و با افزودن واژههای پارسی از دیگر گویشهای سراسر ایران، به مرور زبان استاندارد پارسی نو شکل گرفت. این کار هزار سال پیش رخ داد و زبان پارسی از نخستین زبانهای جهان است که شکل استاندارد و مشخص نوشتاری پیدا کرده. بیشتر زبانهای اروپایی امروز تنها در دو تا چهار سده پیش شکل استاندارد نوشتاری پیدا کرده اند.
پیش از یورش تازیان به ایران در شهرها و روستاها و دانشگاههای ایران (مانند گندیشاپور) کتابخانههای بزرگی با شمار زیادی کتاب نوشته شده به پارسی میانه در آنها وجود داشت. عربها بیشینه ادبیات و کتابهای پارسی میانه را نابود کردند. تنها قطرهای از دریای ادب پارسی میانه بجا مانده. برخی از ایرانیان مانند روزبه پوردادویه (ابن مقفع) (زاده شهر گور، فیروزآباد امروزی در استان فارس) چندتا از کتابهای پارسی میانه را به عربی برگرداندند تا بلکه از میان نرود و در آتش تازیان نسوزد. همین ترجمهها باعث پایه ریزی ادبیات عربی شد.
خط فارسی باستان
مهمترین آثار به جا مانده از این خط، کتیبههای شاهان هخامنشی (۳۳۱-۵۹۹ پیش از میلاد) هستند. کتیبههای مذکور در تخت جمشید، دشت مرغاب، بیستون، الوند، شوش، و آسیای صغیر به فرمان شاهان هخامنشی، بالاخص داریوش اول و خشایارشا حک گردیدهاند.
خط پارسی باستان که از چپ به راست نوشتهمیشده، ۳۶ نویسهٔ ملفوظ، ۷ یا ۸ ایدهنگار، تعدادی نویسهٔ عددی، و یک جداکنندهٔ کلمات دارد. از ۳۶ نویسهٔ ملفوظ، سه نویسه واکه، سیزده نویسه همخوان مستقل، و بیست نویسه همخوانهایی هستند که شکل آنها بسته به واکهای که پس از آنها میآید تغییر میکند. ایدهنگارهای این خط برای مفاهیم شاه ()، کشور ( و )، خدا زمین ()، و اهورامزدا (; و ; برای حالت عادی و; برای حالت اضافی) به کار میروند. به نظر میرسد که این ایدهنگارها در دوران داریوش اول استفاده نمیشدهاند، بلکه تنها در کتیبههای خشایارشا و جانشینانش وجود دارند. اعداد با استفاده از پنج شکل اصلی برای یک، دو، ده، بیست، و صد تشکیل میشوند. به دلیل شباهت حروف این خط به میخ، به این خط و چند خط دیگر که به این خط شباهت ظاهری دارند خط میخی گفته میشود.
بعضی این خط را اولین خطی میدانند که با توجه به خطهای دیگر اختراع شده است و نتیجهٔ تحول خطهای دیگر نبوده است. بیشتر اختراع این خط را به دوران داریوش اول نسبت میدهند ولی بعضی اعتقاد دارند که این خط در دوران کورش دوم ساخته شده است.
شایان ذکر است که کتیبههایی از کوروش و نیز اجداد داریوش به دست آمدهاست لیکن عدهای تاریخ نقر آنها را زمانی متأخرتر میدانند.
ttttttttt
Hello! Good Site! Thanks you! jhmamgolujf
کاری که شما میگی خیلی بیش از یک هفته کار میبره چون باید به خوندن اون عادت کنن ولی انجام شدنیه
تنها با تغییر خط به صورت الفبای اوستایی موافقم
ولی بااین کار میشویم ملت بی گذشته مانند1400 سال گذشته
http://rcirib.ir/sanjesh/viewchekide.asp?curfehrest=4&curimg2=47
رسانة ملي و خطري که خط فارسي را تهديد ميکند نویسنده : حسين بيات دکتراي زبان و ادبيات
با تشکر از مطرح کردن این موضوع بسیار مهم
من مدت هاست دنبال یک خط ایرانی میگردم ( اوستایی پهلوی )و
این خط ها اگر بدون تعصب قضاوت کنیم مناسب پارسی امروز نیستند
ولی می توانند منبع خوبی برای ساخت حروف جدید باشند
نظر من این است که خودمون یکی بسازیم حتی شده برای امتحان
و میتونیم برای هر حرفی یک حرف مناسب جایگزین کنیم
حرف ث پارسی است مانند کیومرث
حروف اضافه اینها هستند ص ض ط ظ ع ق
به نظر من هم اکنون ضرورت زمانه ایجاب می کند که ما هم همچون کشور ترکیه به فکر تغییر الفبای نوشتاری خود افتاده و در اینجهت اندیشه کنیم. دلایلی که به نظر من می رسد یکی فراهم آمدن پل ارتباطی بین ایرانیان نسل های متفاوت است. که این گروه جدید , با حظور فرهنگی خویش از نظر اجتماعی نیروها را به نفع تجدد خواهی افزایش می دهند. ( مفاهیمی همچون حقوق بشر …که برای آنها از بدیهیات است و آن را زندگی می کنند ) تسریع روند ترجمه و تبادل اندیشه به سبب استفاده از الفبای قدرتمند در حیطۀ شبکۀ جهانی اینترنت. جلوگیری از تخریب رو به افزایش زبان فارسی , به علت استفادۀ کنونی مستمر کاربران از الفبای انگلیسی ( چه در تلفن همراه و چه در ایمیل و…) بدون اصول مشخص.
سلام دوست عزیز،
بهتون تبریک میگم. نوشته های بسیار جالب رو ارائه دادید..
دعوت میکنم به سایت ” گشت.کام” که محل بسیار مناسبی برای گفتگوی فارسی زبونهاست هم یه سری بزنید. قول میدم که با چیزای خوندنی زیادی روبرو بشید. شاید هم با گوشای زیادی برای شنیدن حرفا و نوشتههاتون.
آرزو میکنم همیشه پیروز و سربلند باشید.
man yek matne mikhi daram ke nemitoonam bekhoonamesh lotfan beman komak konnnnnnnid
دوست عزيز
خط ما مشكل ساختاري دارد. يكي از اين مشكلات اين است كه اين خط اولاً حروف صدادار مستقل ندارد .ثانياً حروف آن به هم چسبيده اند . بنا بر اين كاري كه شما انجام داده ايد مشكلات را حل نخواهد كرد پيشنهاد من ايجاد خط جديدي از الفباهاي اوستايي و پهلوي است .كه بنده هين كار را كرده ام
موفق باشيبد
Hello everybody, my name is Damion, and I’m glad to join your conmunity,
and wish to assit as far as possible.
خی خیلی ممنونم
پیشنهاد من برای تغییر خط فارسی به لاتین را برای شما ارسال میکنم خواهشمند است نظر خود را در مورد آن
بگویید.
باتشکر شهریار
خوبه. ولی باید از خط اوستایی استفاده کرد. البته با کمی تغییرات و بازنگری. چون خط لاتین هم مثل عربی بیگانه است و از چاله به چاه می افتیم. ما خط خودمون رو داریم که اوستاییه، یا پهلوی.
باید شروع کرد… پیش بسوی خط اوستایی مدرن با فونت های زیبا!
از نظر من نیز باید از آیین دبیره یا( خط اوستایی) و زبان پارسی سره استفاده کنیم تا به فرهنگ اصیل ایرانی بازگردیم.
ثانیا پیرو گفته دوست عزیز- بند واژ (ث) عربیست درست آن واژه کیومرس است همانند-صدا که درستش (سدا) است که عامل این غلط- اشتباه بزرگان دوران قاجار است.
چنتا چیز به نظرم اومد:
1. اگه قرار باشه خط تغییر داده بشه، کارهای خیلی مهم دیگهای به جز اصلاح واجها هم باید توش انجام بشه.
2. اینکه نمیشه به این خط، خط فارسی گفت و در واقع خط عربیه، به نظرم زیاد قابل قبول نیست. هرچی که هست، خط فارسیه؛ درسته که عربی تباره. اگه جز این بخوایم بگیم، خط عربی هم نمیتونیم بهش بگیم و باید بگیم خط آرامی و فکر میکنم یه جایی خونده بودم که خط آرامی هم ریشه در یه خط دیگه داره و در اون صورت باید بگیم… ولش کنین، این خط خط فارسیه.
3. حروفی که به الفبای عربی اضافه شده بوده، ظاهرا پنجتا بوده، نه چهارتا. پنجمی واجیه که فارسی زبونا خودشون هم فراموشش کردن… ولی اون موقع استفاده میکردن.
4. اگه بخواد خط تغییر کنه، به نظر من یه تغییر مهمی که باید در نظر گرفت چپ به راست شدنشه.
ما که راحتیم.
راستی یه دارو برو پیدا کن برا این آلرژیت به اعراب. فک کنم به فنات بده این آلرژی
iiاندیشه گفتار کردار تازیهاهمانند بیماری چنان در کالبد جامعه ایرانی ریشه زده که بیرون کردن ان خیلی سخته ولی شدنیه اگرامروز ماعربی گفتار نمیکنیم دراثرسختکوشی بزرگمردانی مانند فردوسی که هزار سال پیش بادادن جان ومال خودش کاری رو کرد که تازه ماداریم به گوشه ای از اون فکر میکنیم اونایی هم که راحتن برا اینه که پدرشون عرب بوده وبه زبون مادریشون گویش میکنند شادزی مهرافزون پایدار
سلام به نظرم راهی وجود نداره وما مجبوریم چرا که از ابوریحان سوال شد چرا به فارسی نمی نویسی جواب داد زبان فارسی توان بیان مسائل علمی را ندارد پس فقط بدرد گفتار میخورد .
درود مقاله ی شما خیلی اشکال داشت اولاخط داریوشی وجود ندارد وما این خط را به دلیل سلطه امپراطوری ونظامی ازبابلی ها وفینیقی هااقتباس کردیم ومدیون آنها هستیم حال به چیزی گه از اول مال ما نبوده برگردیم فاجعه است فکر دیگری کنیم بهتر است
مقاله شما جالب بود ولی بهتر کمی واقع بینانه تراین موضوع را برسی میکردید چرا که یک زبان از همه نظرباید برسی شود هم ازبعد نوشتاری _قواعد وساختاری_قدرت بیان وغیره وپرداختن این موضوعات ثانیاما از سایراقوام تاثیر گرفتیم ونه فقط از اعراب زیرا ما از نظر تاریخی ودر زمانهای مختلف کلمات قرض کردیم واز بعد نوشتاری هم از خود چیزی نداشتیم نظر من این است که بهتره لاتین را تجربه کنیم
من هم نظرات خودم را در اين باره دارم و جايگزين مناسبي هم براي خط امروز مي شناسم پس به وبلاگ من هم سري بزنيد:
اگر ممكن است در وبلاگ خود 1-چگونگي واژه يابي واژه هاي باستاني و ياد كتابهاي منبع آنها را بنويسيد. 2- اگر مي شوددستور زبان فارسي را نيز بنويسيد. 3- و سومين اينكه چگونه مي شود واژه اي نو را از واژه باستاني در دستور زبان گنجاند
دگرگوني در زبان فارسي تنها راه نگهداري ايراني بودن نيست اما همين هم خوب است. بايد نگران همه چيز بود. و ايران را از هر گونه آلودگي پاك كرد اما كاري نكرد كه پس از چندي پشيماني به بار آورد. ساخت خطي نو براي فارسي بد نيست اما به اين سامه كه رخداد از آنچه بوده بدتر نشود. و باور بر اينكه يكي بايد بسازد و ديگران نگاه كنند از ما ريشه كن شود. همه نشسته اند ببينند آيا كسي هست جانش را بدهد؟ آيا كسي هست چيزي را بسازد؟ آيا كسي هست جلوي يك بيماري را بگيرد؟ آيا كسي هست زبان را از فرود و فروپاشي رها سازد؟ اين چالش ما ايرانيها شده. بار نخست است كه به وبلاگ شما سرك كشيدم. اميدوارم در آبادسازي زبان فارسي در راه درست و ايران پيروز باشيد.
وقتي كه خط يك زبان را ازش بگيري در كل از بين برديش سوال از شما اينه آيا اول بشر با نقاشي يا خط منظورش رسونده يا با صحبت كردن ريشه زبان انگليسي چيه؟ جز اينه كه آريايي هستند ايتاليايي چطور ؟ فرانسوي ؟ دوست عزيز عرب خطي نداشته اين خط و از ما گرفته تعداد زياد حروف دست شما را در ساختن جملات جديد باز ميگذاره كه ما هم كلي داريم بهره مي بريم اين ما هستيم كه زبانمون را كوچيك كرديم چون تو علم عقب افتاديم / شما هر كلمه را ميخونيد با مينويسيد در پارسي نه فارسي ايراد از اينجاست كه عرب پ نداره. حالا (اين رو چه حسابي مي خونيد (GOOGLE)مگه نگفتن ل ج هست؟
همه دارايي ايران به حراج بزاريد اما خودش نفروشيد پارسي زبان مشترك بين همع است متعلق به قوم و نژاد خواصتي نيست
راست به چپ بودن دبیره ی فارسی یکی دیگه از مشکلات این خط یا همون دبیره است. اما به هرحال باید انجمنی تشکیل بشه از زبان شناسان کارکشته تا به دور از هیچ تعصب و پیش فرض ایدئولوژیکی برای اصلاح خط فارسی چاره اندیشی کرد چون مسأله ی زبان و خط فارسی مسأله ای فراتر از ایدئولوژِی و اعتقاد و حزب و جناحه. امیدوارم روزی برسه که همه حول برطرف کردن مشکلات و اصلاح این زبان ارزشمند گرد هم جمع بشن
پیشنهاد میکنم به وبلاگ آقای داریوش آشوری هم سر بزنید. ایشون زبان شناس بزرگی هستن و زبان فارسی رو خوب می شناسن.
ممنون حمید جان
با سلام
دوستان من لطف کنید احساسی حرف نزنید یه لحضه فکر کنید این الفبا رو حذف کردیم و به جاش از الفبای دیگری استفاده کردیم که از لحاظ نوشتن غالب اصوات مشکلی نداشت می دونید چه اتفاقی میفته؟
در دراز مدت باعث میشه که نسل های بعدی ایرانی نتوانند اشعار بزرگانی مانند حافظ -سعدی -مولوی-نظامی و اثار سایر بزرگان ایرانی را حتی روخوانی کنند و مشکل ذیگر این کار اینه که هنرهای اصیل ایرانی مانند خوشنویسی و …. که با همین الفبا هویت پیدا کردند در دراز مدت از بین برود . همین جا اینو عرض کنم که اینقدر نگویید الفبای ما الفبای عربی است مگه فرانسوی ها المانی هاو . … میگویند الفبای ما الفبای انگلیسی است ؟
در مورد الفبا فعلی زبان پارسی متن جالب زیر را بخوانید
http://iranshahr.org/?p=12978
پس چاره کار چیست؟ به نظر من داشتن الفبای دیگری مانند الفبای دین دبیره یا الفبای اوستایی (که همه صد درصد ایرانی هستند )در کنار الفبای فعلی زبان پارسی است که هم گذشته خودمان را فراموش نکنیم و هم بتوانیم الفباهای فراموش شده ایرانی را زنده گردانیم
جرا نسل بعدی نتونه شعر حافظ رو بخونه!؟ خوب همون شعر ها رو هم با خط جدید میشه نوشت!
ضمنا دوستانی که غیرتی شده اند بدانید ژاپنی ها هم دو نوع خط نوشتاری دارند که یکیش رو فقط کسانیکه اهل مسائل سنتی و اینها هستند و علاقه دارند میرن دنبالش و یاد میگیرند. این خط فعلی و خوشنویسی هم از بین نخواهد رفت و میتونه فقط به صورت خط سنتی ادامه پیدا کنه برای علاقه مندانش.
ولی نباید تعصی داشت روی اینکه غذا حتما باید با غ نوشته بشه! خوب که چی اصلا غ با ق برامون چه فرقی داره؟ چون برای عربه فرق داره برای ما هم فرق داشته باشه؟
بحث رو احساسی نکنید دوستان
ba salam be dustan
ایاکار تحقیقی انجام شده که چرا بعضی فارس زبانها صدای /w/انگلیسی را بصورت /w/ تلفظ میکنند مانند weekرابصورت veekتلفظ می کنند.
درود بر شما درد بین عزیز
باورهایی همانند هموطن محترممان
یک ایرانی says:
اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۰ at ۲:۰۷ ب.ظ
برای یک لحظه هم حتا بفکر بیسوادیی که دامن گیر جامعه ما شده است ، نیافتاده است. باید گهگاهی زمانی که وقت داشتیم حافظی مولویی را از تاقچه برداریم در عالم خلسه چند بیتی بخوانیم بعد بخوابیم.
چه کسانی باید بفکر بی سوادان باشند؟ ما سوادداران هم مطالعه بخشی ز زندگیمان نیست. 25% الفبای این زبان اضافی است.فقر آگاهی برادر فقر اقتصادیست
حاکمیت ها در راستای منافع خود اصلاحات و تغییراتی بوجود آورده و می آورند. از جمله:
1- تبدیل مکتب خانه به مدرسه و تاسیس دانشگاه برای پرورش نیروهای متخصص داخلی دوره رضا شاه
2- ایجاد سپاه دانش و سواد آموزی روستائیان در دوره محمد رضا شاه
3- ایجاد نهضت سواد آموزی توسط جمهوری اسلامی.
اولی نیاز به نیرو باسواد شهری برای اصلاحات داشت. دومی نیاز به نیروی کار روستایی با سوادی اندک برای صنعت مونتاژ در حال شکل گیری و سومی سواد آوزی روستاییان برای توسعه پایگاه توده ایش. اما هیچکدام تلاشی در جهت اصلاح واژه نگاری نکردند. افتخار میکنیم که 1000 سال بعد از فردوسی هنوز شاهنامه خواندنیست
اگر بدانیم ساندنیستها در نیکاراگوئه از 1979 تا 1982 بیسوادی را از 52% را به 12% رساندند، متوجه امر خطیر و پایه ایی مبارزه مردمی و دولتی با بی سوادی می شویم. نه حاکمیت خواهان تغییر اساسی است ونه گرایش قوی امثال دوست مان.
داریوش عزیز براه خود دامه ده. تنها نیستی . “خط فارسی” را در ماشین جستجو گوگل قرار بده می بینی چقدر سایت در این زمینه تلاش می کنند.
اگر تلاش همگی ما امروز به ثمر ننشست نسل بعد تغییرات حاصل خواهدشد
شب دراز و قلندر بیدار
کاملا با صحبت های شما موافق هستم.
در همین راستا میتوانید به وبلاگ من سر بزنید که در مورد تغییر خط فارسی و ضرورت آن برای زبان فارسی و فارسی زبانان است.
baghayenori.blogfa.com