انیمه شهربازی اعدامی ها… یا Deadman wonderland از انیمه های بزرگسال جدید هست
ضمنا انیمه برای زیر سن 17 سال به علت خشونت بالاش مناسب نیست.
دریافت زیرنویس فارسی
دریافت خود...
انیمه sora no otoshimono یا به زبان انگلیسی Heaven’s Lost Property نوشته سو مینازوکی در سال 2009 با فصل اول و 13 قسمت و فصل دوم در آواخر سال 2010 با 12 قسمت در ژاپن پخش شد و یکی از موفقترین و...
سوالی که این روزها برای خیلی ها پیش میاد. نت بوک یا تبلت یا یک موبایل خوب؟
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. اول مزایا و معایب هر کدوم:
1- نت بوک Netbook
مزایا:
سبکی و قابل حمل...
زیرنویس انیمه در حال پخش Psychic Detective Yakumo یا به ژاپنی Shinrei Tantei Yakumo
این انیمه همزمان با پخشش زیرنویس شد، واز جدیدترین ها. این انیمه بسیار جدی است و داستانی و...
انیمه کنیچی قویترین شاگرد دنیا یا Kenichi: The Mightiest Disciple یکی از زیباترین انیمه های ژاپنی هست
شاید اگر بهترین انیمه ژاپنی Naruto باشه برای کسانی که ناروتو رو دیدن این هم حتما...
کد گیاس یا Code Geass اولین انیمه ای هست که ترجمه کردم. انیمه اصلاحا همون انیمیشن ژاپنی هست.
Code Geass انیمه بسیار قشنگی هست برای همه سنین مخاطب هم میتونه جالب باشه. انیمه ۵۰...
UPDATED: مهر 1389
در سالیان اخیر ما ایرانیان کمترین ارتباط را با جهان خارج از کشور داشته ایم. فیلمهای سانسور شده، سریالهای سانسور شده و آنهم از کشورهایی مثل کره و … ما را...
به نام خداوند جان و خرد
بادرود
من زياد با گفته هاي اين آقا آشنا نيستم اما جسته گريخته در شماري از سايتها گفته هايي را شنيدم ميخواهم دوستان گرامي نگاهي به كاخ هاي هخامنشيان موسوم به آپادانا كه در دوران داريوش بزرگ در شوش ساخته شده اند نگاهي بياندازند همان طور كه ميدانيم پايتخت اصلي هخامنشيان شهر شوش بوده و كاخ هاي آن زيبا ترين كاخ جهان بوده اند و در شاهنامه هم از آن سخن رفته و قطعا كامل هم بوده اند ؛ مگر از اين كاخ با شكوه چه مانده جز شماري پايه ستون و سر ستون شكسته مگر اين كاخ كامل نبوده پس ديوار ها چه شده اند، سقف چه شده، كف ساختمان چه بوده و چه شده همگي نابود شده اند مگر سر ستون هاي بسيار بزرگ كه هم اينك بيشتر آنه در گنجينه ي لوور هستند و آجر هاي لعاب دار سربازان ايراني و نگاره هاي موجودات افسانه اي پيدا نشده مگر نه اينكه اين نگاره ها براي زيبايي به ديوار زده شده بودند پس ديوار ها چه شده اند آنها كه در هوا آويزان نبوده اند.در گذشته براي ويران شدن آن ديد گاه هايي را مطرح كرده بودند اما امروزه براي ويران شدن آن نظر هاي بسيار بهتر و قابل قبول تري مطرح شده اين را بگويم كه گويا در زمان باستان آتش سوزي بزرگي رخ داده بوده و كاخ آسيب ديد اما در زمان اردشير دوم باز سازي شد چيز جالبي كه هست اينه كه پيكره ي بدون سري كه از داريوش بزرگ در كشفيات بدست آمده نشان از حمله به آن در آن هويداست يكي از دانشجويان باستان شناسي براي پايان نامه اش بر روي آن كار كرده ودر مقاله اي به عنوان(زخمه بر تنديس) ثابت كرده گروهي از روي دشمني آن را شكسته اند و به نام داريوش كه در پايين پيكره به زبان مصري نوشته شده بوده تعرض كرده اند جالب اينست كه همان طور كه ميدانيم مقدوني ها ابتدامصر را تسخير كرده بودند وطبيعي است با زبان آنها آشنايي پيدا كرده بودند اما اگر كسي بگويداز كجا معلوم كه كار مقدوني هاست بايد بگويم كه طبق گفته ي باستان باستان شناسان امكان ندارد پس از داريوش در دوره ي هخامنشي كسي به داريوش بزرگ بي احترامي كرده باشد و اين تنديس هم به همان صورت تا پايان شاهنشاهي هخامنشي در جايش نصب شده باشد. اما اگر كسي بگويد ديوار ها به شكل تل خاكي در آمده و كاخ شوش هم اكنون روي تپه ي خاكي است بايد بگويم كه همان ابتدا هم روي تل خاكي بوده است من خودم خوزستاني هستم و آن را از نزديك ديده ام اينها را براي اين گفتم كه بدانيم وجود نداشتن ديواره ها دليل بر وجود كاخ نميشود . اين در حالي است كه نماهاي بالايي كاخ هاي تخت جمشيد با كاشي هاي رنگي نقشدار زيبا پوشيده بوده كه كشف هم شده.همان طور كه ميدانيم هر بنايي نياز به نگهداري هميشگي دارد حتي خانه هاي كه خودمان امروزه در آن هستيم؛ تخت جمشيد پس از سوزانده شدن به حال خود رها شده بوده و معلوم است پس از هزاران سال بايد آن را نيمه كاره فرض كنيم مگر از گنبد سلطانيه پس از 800 سال چيزي مانده بوده؛ اما جاي خوشحالي دارد كه امروزه گنبد آن باز سازي شده وبه اميد روزي كه مناره هاي آن هم باز سازي شوند و اما درباره ي تخت جمشيد جايي خواندم كه در گذشته مردم از سنگ هاي آن كه به گمانشان خاصيت درماني دارد استفاده ميكردند .هنگامي كه خشيار شا ميگويد هر چه به ديده زيباست به توفيق اهرا مزدا من كرده ام يا اينكه ساختن اين كاخ در زمان پدرم آغاز شد و من به پايان بردم نميآيد به چهار تا ستون بدون در و ديوار و سقف، كامل بگويد يا به چه دليل دو تن از شاهان هخامنشي در كنار مكاني نيمه كاره براي خود آرامگاه ميسازند از روي همين نقش هاي آرامگاه هاي شاهان هخامنشي ميتوان چگونگي قرار گرفتن سقف بر روي ستون ها را تشخيص داد.ما در دوران باستان شهري بزرگتر و باشكوهتر از بابل سراغ نداريم بابلي كه نام اون در قرآن كريم هم آمده ،از آن همه شكوه چه مانده . در ايران بدليل شرايط آب و هوايي و مصالح ساختمان سازي و همچنين جنگ هاي بزرگ و هميشگي ساختمان سالمي باقي نميماند؛اگر بخواهيم اين ها رابا ساختمان هايي كه در اروپا هست قياس كنيم كار درستي نكرده ايم به دلايل بسياري از جمله اينكه هم مصالح بكار رفته در برخي بنا ها با ما تفاوت دارد و هم آب و هواي بهتري دارند و هم چنين اگر حمله اي به آنها شده با بناها كاري نداشته اند و همين روم غربي هم در برافتادن آنها قومي ايراني تبار نقش داشته اند اگر به كلزيوم هم نگاهي بكنيم با آن همه باز سازي و نگهداري باز با يك بناي نيمه ويران طرف هستيم و شايد دور از ذهن بيايد روزي وقيح ترين رويداد ها در آن برگزار ميشده حتي در يونان هم كه اگر همه ي دانشمندان آن را جمع كنيم يك ابن سينا يا يك رازي يا يك بيروني يا يك خيام يا يك خوارزمي يا يك فردوسي يا يك مولوي هم نميشوند آكروپليس آتنش را در مستندي باز سازي شده چنان با آب و تاب كه توسط جلوه هاي رايانه درست شده بود نشان ميدادند كه گويي يكي از كاخ هاي بهشت بوده اما امروزه جز بناي فرتوت با آن ستون هاي نازيبا چيزي از آن باقي نمانده.بله ميتوانيم ادعا كنيم كه نه در زمان داريوش بزرگ و نه در زمان خشايارشا تخت جمشيد كامله كامل نبوده اما ميتوانيم بگوييم در زمان اردشير نخست و پس از آن كامل بوده و هر شاهي چيزي به ان افزوده بنايي كه آثار تزيينات به كار رفته در ان هنوز هويداست و حتي اين را بگويم كه به گفته ي باستان شناسان ورودي تخت جمشيد در زمان داريوش جايي ديگر بوده ودر زمان پسرش جاي كنوني شده و امكان نداردشاهان پسين هخامنشي بنا را نيمه رها كرده باشند .تازگي ها شنيده ام آقاياني اصلا تاريخ ايران را ناديده گرفته اند ودقيقا دست روي نقاط حساس آن گذاشته اند و گفته اند كوروشي نبوده اسكندري حمله نكرده ساسانيان نبوده اند و سلسله ي اشكاني هم در كار نيست اين كار درستي نيست اين همه نشانه و حقيقت را ناديده بگيريم و به سراغ سخن بي پايه برويم( خداوند هم هنگامي كه با سخنان محمل يهوديان مواجه ميشد به پيامبر ميگفتند به آنها بگو سندي بياوريد يا كتابي براي تاييد سخنانتان نشان دهيد و از اين همه نشانه روي نگردانيد).اگر از اشكانيان در تاريخ ايران چيز زيادي باقي نمانده بدليل دشمني اردشير بابكان با آنهاست كه معلوم نيست بخاطر دين بوده دنيا بوده انسجام ملي بوده؛ درست است كه در دوره ي اشكاني دين زرتشتي رسمي نبوده اما جمع آوري آن در زمان بلاش اول اين شاهنشاه ملي گراي ايراني بوده ؛ بگذريم، اما كوروش بزرگ كه تنديس ايشان در پاسارگاد را تقليدي از الهه اي ميان روداني ميدانند و اين همه مدرك را ناديده ميگيرند اگر اين را هم بپذيريم كه هيچ مدركي هم نداريم و نبايد هم درباره ي آن بحثي بكنيم باز نميتوان سفرهايي كه حضرت ذوالقرنين كرده است و با كوروش كاملا تطبيق ميكند ناديده گرفت و شرح اين سفر ها در تاريخ باستان همه ي آن ضبط شده است اگر بدرستي اين منابع شك داريم كافي است به تاريخ يهوديان كه در قرآن آمده نگاهي بياندازيم كه خداوند از اسير شدن و سپس آزاد شدن آنها سخن گفته اند و همچنين در تورات و خواب دانيال نبي. شاخ هاي كوروش در تنديس مشهور او ميتواند نشاني ازنام او كه به ديد برخي به معناي قوچ است و يا ديدگاه بهتر و معروفتر كه هر شاخ آن را نمادي از قومي ميداند، دانست؛ يك شاخ نماد تيره ي بزرگ پارس و ديگري نماد تيره ي بزرگ ماد كه در خواب دانيال نبي هم به آن اشاره شده. و ساسانيان كه نيازي به معرفي ندارند با اين همه آثار باستاني و تاريخ ضبط شده ازهزاران اثر هنري گرفته تا آتشكده ي آذر گشسب تا شهر بيشاپور و نيايشگاه آناهيتاي آن و موزاييك هاي زيباي آن تا كاخ هاي اردشير در فيروز آباد وپل ها و قلعه هاي بسيار تا آثار باستاني كنگاور و تاق بستان و نقش برجسته هاي زنده و شكيل آن ها تا آبشار هاي شوشتر و حتي دانشگاه جندي شاپور و از همه مهمتر تاق كسري كه امروزه اگركسي به ان نگاهي بياندازد واقعا باور نكردني و دور از ذهن به نظرش مي آيد روزي اين كاخ زيباترين و با شكوه ترين كاخ بوده اما اگر به عكس ها و نقاشي هايي كه از 200 سال پيش از آن موجود است نگاهي بكنيم كمي از شكوه آن را در ميابيم اين كاخ ابتدا نماي جلوي تاق آن و سپس رفته رفته قسمت باختري يا قسمت سمت چپ آن فرو ريخت و امروزه چيزي جزتاق و قسمت راست از آن باقي نمانده در يك بيابان؛اگر اين تصويرهاو نقاشي ها نبودند باورمان نميشد چنين ساختماني كه صد در صد ايراني و بسيار اصيل است روزي اعراب مسلمان را به وحشت انداخت.قربان خدا بروم كه در قرآن كريمش از چيزي فرو نگذاشته از ذوالقرنين گرفته تا سوره ي روم و جنگ ايران تا آيه هايي كه درباره ي فروتني ايرانيان است كشوري كه در صدراسلام آن را بنام مملكت الخاضعين يا كشور فروتنان مي شناختند و هيچ گاه هم از ستمگر ترسي نداشته اند و اين فروتني آنها را ميتوان در ورزش پهلواني،كشتي و همچنين دين هاي باستاني مانند مهر پرستي مشاهده كرد اگر كسي اين نوشته را ميخواند بداند كه امروزه دوران دوران دروغ است و چنان خود را با جامه ي راستي نشان ميدهد كه از هر راستي راستين تر مي نمايد خداوند هميشه در قرآن انسان را به انديشيدن دعوت كرده ما هم نبايد اين گونه باشيم تا هر كس سخني گفت بدون پژوهش كافي سخنان آن را باور و يا رد كنيم .در هر كار به خداوند و نوري كه بر پيامبرش فرستاده پناه ببريم
اگردر اين نوشته كوتاهي ويا درشتي ويا بي نظمي شده از همه ي ايران باخرد و فروتن پوزش مي خواهم
به نام خداوند جان و خرد
بادرود
من زياد با گفته هاي اين آقا آشنا نيستم اما جسته گريخته در شماري از سايتها گفته هايي را شنيدم ميخواهم دوستان گرامي نگاهي به كاخ هاي هخامنشيان موسوم به آپادانا كه در دوران داريوش بزرگ در شوش ساخته شده اند نگاهي بياندازند همان طور كه ميدانيم پايتخت اصلي هخامنشيان شهر شوش بوده و كاخ هاي آن زيبا ترين كاخ جهان بوده اند و در شاهنامه هم از آن سخن رفته و قطعا كامل هم بوده اند ؛ مگر از اين كاخ با شكوه چه مانده جز شماري پايه ستون و سر ستون شكسته مگر اين كاخ كامل نبوده پس ديوار ها چه شده اند، سقف چه شده، كف ساختمان چه بوده و چه شده همگي نابود شده اند مگر سر ستون هاي بسيار بزرگ كه هم اينك بيشتر آنه در گنجينه ي لوور هستند و آجر هاي لعاب دار سربازان ايراني و نگاره هاي موجودات افسانه اي پيدا نشده مگر نه اينكه اين نگاره ها براي زيبايي به ديوار زده شده بودند پس ديوار ها چه شده اند آنها كه در هوا آويزان نبوده اند.در گذشته براي ويران شدن آن ديد گاه هايي را مطرح كرده بودند اما امروزه براي ويران شدن آن نظر هاي بسيار بهتر و قابل قبول تري مطرح شده اين را بگويم كه گويا در زمان باستان آتش سوزي بزرگي رخ داده بوده و كاخ آسيب ديد اما در زمان اردشير دوم باز سازي شد چيز جالبي كه هست اينه كه پيكره ي بدون سري كه از داريوش بزرگ در كشفيات بدست آمده نشان از حمله به آن در آن هويداست يكي از دانشجويان باستان شناسي براي پايان نامه اش بر روي آن كار كرده ودر مقاله اي به عنوان(زخمه بر تنديس) ثابت كرده گروهي از روي دشمني آن را شكسته اند و به نام داريوش كه در پايين پيكره به زبان مصري نوشته شده بوده تعرض كرده اند جالب اينست كه همان طور كه ميدانيم مقدوني ها ابتدامصر را تسخير كرده بودند وطبيعي است با زبان آنها آشنايي پيدا كرده بودند اما اگر كسي بگويداز كجا معلوم كه كار مقدوني هاست بايد بگويم كه طبق گفته ي باستان باستان شناسان امكان ندارد پس از داريوش در دوره ي هخامنشي كسي به داريوش بزرگ بي احترامي كرده باشد و اين تنديس هم به همان صورت تا پايان شاهنشاهي هخامنشي در جايش نصب شده باشد. اما اگر كسي بگويد ديوار ها به شكل تل خاكي در آمده و كاخ شوش هم اكنون روي تپه ي خاكي است بايد بگويم كه همان ابتدا هم روي تل خاكي بوده است من خودم خوزستاني هستم و آن را از نزديك ديده ام اينها را براي اين گفتم كه بدانيم وجود نداشتن ديواره ها دليل بر وجود كاخ نميشود . اين در حالي است كه نماهاي بالايي كاخ هاي تخت جمشيد با كاشي هاي رنگي نقشدار زيبا پوشيده بوده كه كشف هم شده.همان طور كه ميدانيم هر بنايي نياز به نگهداري هميشگي دارد حتي خانه هاي كه خودمان امروزه در آن هستيم؛ تخت جمشيد پس از سوزانده شدن به حال خود رها شده بوده و معلوم است پس از هزاران سال بايد آن را نيمه كاره فرض كنيم مگر از گنبد سلطانيه پس از 800 سال چيزي مانده بوده؛ اما جاي خوشحالي دارد كه امروزه گنبد آن باز سازي شده وبه اميد روزي كه مناره هاي آن هم باز سازي شوند و اما درباره ي تخت جمشيد جايي خواندم كه در گذشته مردم از سنگ هاي آن كه به گمانشان خاصيت درماني دارد استفاده ميكردند .هنگامي كه خشيار شا ميگويد هر چه به ديده زيباست به توفيق اهرا مزدا من كرده ام يا اينكه ساختن اين كاخ در زمان پدرم آغاز شد و من به پايان بردم نميآيد به چهار تا ستون بدون در و ديوار و سقف، كامل بگويد يا به چه دليل دو تن از شاهان هخامنشي در كنار مكاني نيمه كاره براي خود آرامگاه ميسازند از روي همين نقش هاي آرامگاه هاي شاهان هخامنشي ميتوان چگونگي قرار گرفتن سقف بر روي ستون ها را تشخيص داد.ما در دوران باستان شهري بزرگتر و باشكوهتر از بابل سراغ نداريم بابلي كه نام اون در قرآن كريم هم آمده ،از آن همه شكوه چه مانده . در ايران بدليل شرايط آب و هوايي و مصالح ساختمان سازي و همچنين جنگ هاي بزرگ و هميشگي ساختمان سالمي باقي نميماند؛اگر بخواهيم اين ها رابا ساختمان هايي كه در اروپا هست قياس كنيم كار درستي نكرده ايم به دلايل بسياري از جمله اينكه هم مصالح بكار رفته در برخي بنا ها با ما تفاوت دارد و هم آب و هواي بهتري دارند و هم چنين اگر حمله اي به آنها شده با بناها كاري نداشته اند و همين روم غربي هم در برافتادن آنها قومي ايراني تبار نقش داشته اند اگر به كلزيوم هم نگاهي بكنيم با آن همه باز سازي و نگهداري باز با يك بناي نيمه ويران طرف هستيم و شايد دور از ذهن بيايد روزي وقيح ترين رويداد ها در آن برگزار ميشده حتي در يونان هم كه اگر همه ي دانشمندان آن را جمع كنيم يك ابن سينا يا يك رازي يا يك بيروني يا يك خيام يا يك خوارزمي يا يك فردوسي يا يك مولوي هم نميشوند آكروپليس آتنش را در مستندي باز سازي شده چنان با آب و تاب كه توسط جلوه هاي رايانه درست شده بود نشان ميدادند كه گويي يكي از كاخ هاي بهشت بوده اما امروزه جز بناي فرتوت با آن ستون هاي نازيبا چيزي از آن باقي نمانده.بله ميتوانيم ادعا كنيم كه نه در زمان داريوش بزرگ و نه در زمان خشايارشا تخت جمشيد كامله كامل نبوده اما ميتوانيم بگوييم در زمان اردشير نخست و پس از آن كامل بوده و هر شاهي چيزي به ان افزوده بنايي كه آثار تزيينات به كار رفته در ان هنوز هويداست و حتي اين را بگويم كه به گفته ي باستان شناسان ورودي تخت جمشيد در زمان داريوش جايي ديگر بوده ودر زمان پسرش جاي كنوني شده و امكان نداردشاهان پسين هخامنشي بنا را نيمه رها كرده باشند .تازگي ها شنيده ام آقاياني اصلا تاريخ ايران را ناديده گرفته اند ودقيقا دست روي نقاط حساس آن گذاشته اند و گفته اند كوروشي نبوده اسكندري حمله نكرده ساسانيان نبوده اند و سلسله ي اشكاني هم در كار نيست اين كار درستي نيست اين همه نشانه و حقيقت را ناديده بگيريم و به سراغ سخن بي پايه برويم( خداوند هم هنگامي كه با سخنان محمل يهوديان مواجه ميشد به پيامبر ميگفتند به آنها بگو سندي بياوريد يا كتابي براي تاييد سخنانتان نشان دهيد و از اين همه نشانه روي نگردانيد).اگر از اشكانيان در تاريخ ايران چيز زيادي باقي نمانده بدليل دشمني اردشير بابكان با آنهاست كه معلوم نيست بخاطر دين بوده دنيا بوده انسجام ملي بوده؛ درست است كه در دوره ي اشكاني دين زرتشتي رسمي نبوده اما جمع آوري آن در زمان بلاش اول اين شاهنشاه ملي گراي ايراني بوده ؛ بگذريم، اما كوروش بزرگ كه تنديس ايشان در پاسارگاد را تقليدي از الهه اي ميان روداني ميدانند و اين همه مدرك را ناديده ميگيرند اگر اين را هم بپذيريم كه هيچ مدركي هم نداريم و نبايد هم درباره ي آن بحثي بكنيم باز نميتوان سفرهايي كه حضرت ذوالقرنين كرده است و با كوروش كاملا تطبيق ميكند ناديده گرفت و شرح اين سفر ها در تاريخ باستان همه ي آن ضبط شده است اگر بدرستي اين منابع شك داريم كافي است به تاريخ يهوديان كه در قرآن آمده نگاهي بياندازيم كه خداوند از اسير شدن و سپس آزاد شدن آنها سخن گفته اند و همچنين در تورات و خواب دانيال نبي. شاخ هاي كوروش در تنديس مشهور او ميتواند نشاني ازنام او كه به ديد برخي به معناي قوچ است و يا ديدگاه بهتر و معروفتر كه هر شاخ آن را نمادي از قومي ميداند، دانست؛ يك شاخ نماد تيره ي بزرگ پارس و ديگري نماد تيره ي بزرگ ماد كه در خواب دانيال نبي هم به آن اشاره شده. و ساسانيان كه نيازي به معرفي ندارند با اين همه آثار باستاني و تاريخ ضبط شده ازهزاران اثر هنري گرفته تا آتشكده ي آذر گشسب تا شهر بيشاپور و نيايشگاه آناهيتاي آن و موزاييك هاي زيباي آن تا كاخ هاي اردشير در فيروز آباد وپل ها و قلعه هاي بسيار تا آثار باستاني كنگاور و تاق بستان و نقش برجسته هاي زنده و شكيل آن ها تا آبشار هاي شوشتر و حتي دانشگاه جندي شاپور و از همه مهمتر تاق كسري كه امروزه اگركسي به ان نگاهي بياندازد واقعا باور نكردني و دور از ذهن به نظرش مي آيد روزي اين كاخ زيباترين و با شكوه ترين كاخ بوده اما اگر به عكس ها و نقاشي هايي كه از 200 سال پيش از آن موجود است نگاهي بكنيم كمي از شكوه آن را در ميابيم اين كاخ ابتدا نماي جلوي تاق آن و سپس رفته رفته قسمت باختري يا قسمت سمت چپ آن فرو ريخت و امروزه چيزي جزتاق و قسمت راست از آن باقي نمانده در يك بيابان؛اگر اين تصويرهاو نقاشي ها نبودند باورمان نميشد چنين ساختماني كه صد در صد ايراني و بسيار اصيل است روزي اعراب مسلمان را به وحشت انداخت.قربان خدا بروم كه در قرآن كريمش از چيزي فرو نگذاشته از ذوالقرنين گرفته تا سوره ي روم و جنگ ايران تا آيه هايي كه درباره ي فروتني ايرانيان است كشوري كه در صدراسلام آن را بنام مملكت الخاضعين يا كشور فروتنان مي شناختند و هيچ گاه هم از ستمگر ترسي نداشته اند و اين فروتني آنها را ميتوان در ورزش پهلواني،كشتي و همچنين دين هاي باستاني مانند مهر پرستي مشاهده كرد اگر كسي اين نوشته را ميخواند بداند كه امروزه دوران دوران دروغ است و چنان خود را با جامه ي راستي نشان ميدهد كه از هر راستي راستين تر مي نمايد خداوند هميشه در قرآن انسان را به انديشيدن دعوت كرده ما هم نبايد اين گونه باشيم تا هر كس سخني گفت بدون پژوهش كافي سخنان آن را باور و يا رد كنيم .در هر كار به خداوند و نوري كه بر پيامبرش فرستاده پناه ببريم
اگردر اين نوشته كوتاهي ويا درشتي ويا بي نظمي شده از همه ي ايران باخرد و فروتن پوزش مي خواهم
بسیار دلم برای این آقای ناصر خان پورپیرار می سوزد !!!
طفلکی روش شناسی تحقیق که یاد ندارد. کلا منکر همه چیز هم می شود و به جای آن هیچ چیز هم قرار نمی دهد .
ایشان کل تاریخ را شخم زده اند و همه را به دور ریخته اند اما هیچ جایگزینی برای آن معرفی نکرده اند . چرا باید دیگران برای ما زحمت بکشند تاریخ درست کنند ؟ چه نفعی به حال آنها دارد که برای ما آثار باستانی ای به این دقت بسازند که کاملا فضای ایرانی آن هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ معماری ثابت شده است و اثبات این موضوع هم نه در 300 یا 200سال پیش بلکه در دهه های اخیر صورت گرفته است . اگر قوم فارس وجود خارجی نداشه است پس حتما سلمان فارسی را هم کلیسا وکنیسه در کنار خلیج فارس قرارداده اند . و آیا فقط این موضوع برای اختلاف افکنی بین ایران و اعراب بوده است . باید بسیار سیاستمداران نادانی باشند که از این راه برای ایجاد اختلاف اسفاده نموده باشند چرا که راه حل های بسیار راحت تر و ارزان تر و بدون دردسر تر وجود دارد . آیا می دانید با یک آزمایش ساده می توان به قدمت یک ماده پی برد ! چرا نتایج منحصر به فرد ناصر خان مستندی علمی ندارد ؟ کاش پاسخی برای بقایای لشکر کمبوجیه که سال گذشته در مصر پیدا شد می داشتند البه پاسخی به جز آنکه این لشکر و متعلقات آن هم از تولیدات جدید کلیسا و کنیسه است .
انانکه می خواهند قوم پرستی را برای ما ایجاد کنند چرا کوروش و داریوش را افرادی بلند نظر معرفی کرده اند که به راحتی به همه اقوام اجازه زندگی در حوزه حکومتی خود را می دهند ؟
چه دلیلی دارد که آنها هخامنشیان را آنقدر بزرگ کنند که بر یونان که اوج افتخار غرب است غلبه کند؟ آن هم چند بار !!!
آیا می دانید در حال حاضر نمایشنامه ای با عنوان ایرانیان وجود دارد که بر اساس حمله اسکندر به ایران در همان زمان نوشته شده است . حتی اگر این یک رویا برای اسکندر بوده باشد نشان از وجود ایرانی مقتدر مانند هخامنشیان در آن زمان است که غلبه بر ان برای غرب رویا بوده است هرچند که واقعیت نداشه باشد .
فکر می کنم دوستان ناصر خان در کلیسا و کنیسه باید به یکباره در 200 یا 300 سال پیش کل کتاب های عالم در تمام حوزه ها را به همراه حافظه تاریخی ملل و آداب و رسوم آنها نابود کرده باشند و بعد از ابتدا تاریخ جهان را برای رسیدن به نیات پلید خود نوشته باشند .( چه آدم های بدی !!!)
معتقدم مسلمان شدن ما با وجود یک سابقه تاریخی قوی بسیار ارزشمندتر از مسلمان شدن ما با یک سابقه تاریخی ضعیف است .
اندیشمندان جامعه باید مراقب گسترش افکار خود باشند .
اگر چه که معتقدم جواب نادانان خاموشی است اما با نادانانی که کلام و گفتار آنها می تواند تاثیرات جدی ای بر روی افراد غیر متخصص در حوزه فرهنگ ، تاریخ ، هنر ، معماری ، ادبیات و . . . بگذارد باید به طور جدی مقابله شود . گفتار ناصر خان از نظر من حتی ارزش وقت گذاشتن برای رد کردن ( نه نقد کردن ) را هم ندارد اما امیدوارم محفلی و یا مقامی برای رسیدگی به ارا ایشان وقت بگذارند تا بیش از این بذر دروغ پراکنده نگردد .
کوروش در اخرین لحظات زندگی دعا می کند : خدایا این مردم را از دشمن ، خشکسالی و دروغ حفظ کن
به نام خداوند جان و خرد
بادرود
من زياد با گفته هاي اين آقا آشنا نيستم اما جسته گريخته در شماري از سايتها گفته هايي را شنيدم ميخواهم دوستان گرامي نگاهي به كاخ هاي هخامنشيان موسوم به آپادانا كه در دوران داريوش بزرگ در شوش ساخته شده اند نگاهي بياندازند همان طور كه ميدانيم پايتخت اصلي هخامنشيان شهر شوش بوده و كاخ هاي آن زيبا ترين كاخ جهان بوده اند و در شاهنامه هم از آن سخن رفته و قطعا كامل هم بوده اند ؛ مگر از اين كاخ با شكوه چه مانده جز شماري پايه ستون و سر ستون شكسته مگر اين كاخ كامل نبوده پس ديوار ها چه شده اند، سقف چه شده، كف ساختمان چه بوده و چه شده همگي نابود شده اند مگر سر ستون هاي بسيار بزرگ كه هم اينك بيشتر آنه در گنجينه ي لوور هستند و آجر هاي لعاب دار سربازان ايراني و نگاره هاي موجودات افسانه اي پيدا نشده مگر نه اينكه اين نگاره ها براي زيبايي به ديوار زده شده بودند پس ديوار ها چه شده اند آنها كه در هوا آويزان نبوده اند.در گذشته براي ويران شدن آن ديد گاه هايي را مطرح كرده بودند اما امروزه براي ويران شدن آن نظر هاي بسيار بهتر و قابل قبول تري مطرح شده اين را بگويم كه گويا در زمان باستان آتش سوزي بزرگي رخ داده بوده و كاخ آسيب ديد اما در زمان اردشير دوم باز سازي شد چيز جالبي كه هست اينه كه پيكره ي بدون سري كه از داريوش بزرگ در كشفيات بدست آمده نشان از حمله به آن در آن هويداست يكي از دانشجويان باستان شناسي براي پايان نامه اش بر روي آن كار كرده ودر مقاله اي به عنوان(زخمه بر تنديس) ثابت كرده گروهي از روي دشمني آن را شكسته اند و به نام داريوش كه در پايين پيكره به زبان مصري نوشته شده بوده تعرض كرده اند جالب اينست كه همان طور كه ميدانيم مقدوني ها ابتدامصر را تسخير كرده بودند وطبيعي است با زبان آنها آشنايي پيدا كرده بودند اما اگر كسي بگويداز كجا معلوم كه كار مقدوني هاست بايد بگويم كه طبق گفته ي باستان باستان شناسان امكان ندارد پس از داريوش در دوره ي هخامنشي كسي به داريوش بزرگ بي احترامي كرده باشد و اين تنديس هم به همان صورت تا پايان شاهنشاهي هخامنشي در جايش نصب شده باشد. اما اگر كسي بگويد ديوار ها به شكل تل خاكي در آمده و كاخ شوش هم اكنون روي تپه ي خاكي است بايد بگويم كه همان ابتدا هم روي تل خاكي بوده است من خودم خوزستاني هستم و آن را از نزديك ديده ام اينها را براي اين گفتم كه بدانيم وجود نداشتن ديواره ها دليل بر وجود كاخ نميشود . اين در حالي است كه نماهاي بالايي كاخ هاي تخت جمشيد با كاشي هاي رنگي نقشدار زيبا پوشيده بوده كه كشف هم شده.همان طور كه ميدانيم هر بنايي نياز به نگهداري هميشگي دارد حتي خانه هاي كه خودمان امروزه در آن هستيم؛ تخت جمشيد پس از سوزانده شدن به حال خود رها شده بوده و معلوم است پس از هزاران سال بايد آن را نيمه كاره فرض كنيم مگر از گنبد سلطانيه پس از 800 سال چيزي مانده بوده؛ اما جاي خوشحالي دارد كه امروزه گنبد آن باز سازي شده وبه اميد روزي كه مناره هاي آن هم باز سازي شوند و اما درباره ي تخت جمشيد جايي خواندم كه در گذشته مردم از سنگ هاي آن كه به گمانشان خاصيت درماني دارد استفاده ميكردند .هنگامي كه خشيار شا ميگويد هر چه به ديده زيباست به توفيق اهرا مزدا من كرده ام يا اينكه ساختن اين كاخ در زمان پدرم آغاز شد و من به پايان بردم نميآيد به چهار تا ستون بدون در و ديوار و سقف، كامل بگويد يا به چه دليل دو تن از شاهان هخامنشي در كنار مكاني نيمه كاره براي خود آرامگاه ميسازند از روي همين نقش هاي آرامگاه هاي شاهان هخامنشي ميتوان چگونگي قرار گرفتن سقف بر روي ستون ها را تشخيص داد.ما در دوران باستان شهري بزرگتر و باشكوهتر از بابل سراغ نداريم بابلي كه نام اون در قرآن كريم هم آمده ،از آن همه شكوه چه مانده . در ايران بدليل شرايط آب و هوايي و مصالح ساختمان سازي و همچنين جنگ هاي بزرگ و هميشگي ساختمان سالمي باقي نميماند؛اگر بخواهيم اين ها رابا ساختمان هايي كه در اروپا هست قياس كنيم كار درستي نكرده ايم به دلايل بسياري از جمله اينكه هم مصالح بكار رفته در برخي بنا ها با ما تفاوت دارد و هم آب و هواي بهتري دارند و هم چنين اگر حمله اي به آنها شده با بناها كاري نداشته اند و همين روم غربي هم در برافتادن آنها قومي ايراني تبار نقش داشته اند اگر به كلزيوم هم نگاهي بكنيم با آن همه باز سازي و نگهداري باز با يك بناي نيمه ويران طرف هستيم و شايد دور از ذهن بيايد روزي وقيح ترين رويداد ها در آن برگزار ميشده حتي در يونان هم كه اگر همه ي دانشمندان آن را جمع كنيم يك ابن سينا يا يك رازي يا يك بيروني يا يك خيام يا يك خوارزمي يا يك فردوسي يا يك مولوي هم نميشوند آكروپليس آتنش را در مستندي باز سازي شده چنان با آب و تاب كه توسط جلوه هاي رايانه درست شده بود نشان ميدادند كه گويي يكي از كاخ هاي بهشت بوده اما امروزه جز بناي فرتوت با آن ستون هاي نازيبا چيزي از آن باقي نمانده.بله ميتوانيم ادعا كنيم كه نه در زمان داريوش بزرگ و نه در زمان خشايارشا تخت جمشيد كامله كامل نبوده اما ميتوانيم بگوييم در زمان اردشير نخست و پس از آن كامل بوده و هر شاهي چيزي به ان افزوده بنايي كه آثار تزيينات به كار رفته در ان هنوز هويداست و حتي اين را بگويم كه به گفته ي باستان شناسان ورودي تخت جمشيد در زمان داريوش جايي ديگر بوده ودر زمان پسرش جاي كنوني شده و امكان نداردشاهان پسين هخامنشي بنا را نيمه رها كرده باشند .تازگي ها شنيده ام آقاياني اصلا تاريخ ايران را ناديده گرفته اند ودقيقا دست روي نقاط حساس آن گذاشته اند و گفته اند كوروشي نبوده اسكندري حمله نكرده ساسانيان نبوده اند و سلسله ي اشكاني هم در كار نيست اين كار درستي نيست اين همه نشانه و حقيقت را ناديده بگيريم و به سراغ سخن بي پايه برويم( خداوند هم هنگامي كه با سخنان محمل يهوديان مواجه ميشد به پيامبر ميگفتند به آنها بگو سندي بياوريد يا كتابي براي تاييد سخنانتان نشان دهيد و از اين همه نشانه روي نگردانيد).اگر از اشكانيان در تاريخ ايران چيز زيادي باقي نمانده بدليل دشمني اردشير بابكان با آنهاست كه معلوم نيست بخاطر دين بوده دنيا بوده انسجام ملي بوده؛ درست است كه در دوره ي اشكاني دين زرتشتي رسمي نبوده اما جمع آوري آن در زمان بلاش اول اين شاهنشاه ملي گراي ايراني بوده ؛ بگذريم، اما كوروش بزرگ كه تنديس ايشان در پاسارگاد را تقليدي از الهه اي ميان روداني ميدانند و اين همه مدرك را ناديده ميگيرند اگر اين را هم بپذيريم كه هيچ مدركي هم نداريم و نبايد هم درباره ي آن بحثي بكنيم باز نميتوان سفرهايي كه حضرت ذوالقرنين كرده است و با كوروش كاملا تطبيق ميكند ناديده گرفت و شرح اين سفر ها در تاريخ باستان همه ي آن ضبط شده است اگر بدرستي اين منابع شك داريم كافي است به تاريخ يهوديان كه در قرآن آمده نگاهي بياندازيم كه خداوند از اسير شدن و سپس آزاد شدن آنها سخن گفته اند و همچنين در تورات و خواب دانيال نبي. شاخ هاي كوروش در تنديس مشهور او ميتواند نشاني ازنام او كه به ديد برخي به معناي قوچ است و يا ديدگاه بهتر و معروفتر كه هر شاخ آن را نمادي از قومي ميداند، دانست؛ يك شاخ نماد تيره ي بزرگ پارس و ديگري نماد تيره ي بزرگ ماد كه در خواب دانيال نبي هم به آن اشاره شده. و ساسانيان كه نيازي به معرفي ندارند با اين همه آثار باستاني و تاريخ ضبط شده ازهزاران اثر هنري گرفته تا آتشكده ي آذر گشسب تا شهر بيشاپور و نيايشگاه آناهيتاي آن و موزاييك هاي زيباي آن تا كاخ هاي اردشير در فيروز آباد وپل ها و قلعه هاي بسيار تا آثار باستاني كنگاور و تاق بستان و نقش برجسته هاي زنده و شكيل آن ها تا آبشار هاي شوشتر و حتي دانشگاه جندي شاپور و از همه مهمتر تاق كسري كه امروزه اگركسي به ان نگاهي بياندازد واقعا باور نكردني و دور از ذهن به نظرش مي آيد روزي اين كاخ زيباترين و با شكوه ترين كاخ بوده اما اگر به عكس ها و نقاشي هايي كه از 200 سال پيش از آن موجود است نگاهي بكنيم كمي از شكوه آن را در ميابيم اين كاخ ابتدا نماي جلوي تاق آن و سپس رفته رفته قسمت باختري يا قسمت سمت چپ آن فرو ريخت و امروزه چيزي جزتاق و قسمت راست از آن باقي نمانده در يك بيابان؛اگر اين تصويرهاو نقاشي ها نبودند باورمان نميشد چنين ساختماني كه صد در صد ايراني و بسيار اصيل است روزي اعراب مسلمان را به وحشت انداخت.قربان خدا بروم كه در قرآن كريمش از چيزي فرو نگذاشته از ذوالقرنين گرفته تا سوره ي روم و جنگ ايران تا آيه هايي كه درباره ي فروتني ايرانيان است كشوري كه در صدراسلام آن را بنام مملكت الخاضعين يا كشور فروتنان مي شناختند و هيچ گاه هم از ستمگر ترسي نداشته اند و اين فروتني آنها را ميتوان در ورزش پهلواني،كشتي و همچنين دين هاي باستاني مانند مهر پرستي مشاهده كرد اگر كسي اين نوشته را ميخواند بداند كه امروزه دوران دوران دروغ است و چنان خود را با جامه ي راستي نشان ميدهد كه از هر راستي راستين تر مي نمايد خداوند هميشه در قرآن انسان را به انديشيدن دعوت كرده ما هم نبايد اين گونه باشيم تا هر كس سخني گفت بدون پژوهش كافي سخنان آن را باور و يا رد كنيم .در هر كار به خداوند و نوري كه بر پيامبرش فرستاده پناه ببريم
اگردر اين نوشته كوتاهي ويا درشتي ويا بي نظمي شده از همه ي ايران باخرد و فروتن پوزش مي خواهم
بيا تا جهان را به بد نسپريم
داناي توس
همه ي عالم تن است و ايران دل
حكيم نظامي
بدرود
به نام خداوند جان و خرد
بادرود
من زياد با گفته هاي اين آقا آشنا نيستم اما جسته گريخته در شماري از سايتها گفته هايي را شنيدم ميخواهم دوستان گرامي نگاهي به كاخ هاي هخامنشيان موسوم به آپادانا كه در دوران داريوش بزرگ در شوش ساخته شده اند نگاهي بياندازند همان طور كه ميدانيم پايتخت اصلي هخامنشيان شهر شوش بوده و كاخ هاي آن زيبا ترين كاخ جهان بوده اند و در شاهنامه هم از آن سخن رفته و قطعا كامل هم بوده اند ؛ مگر از اين كاخ با شكوه چه مانده جز شماري پايه ستون و سر ستون شكسته مگر اين كاخ كامل نبوده پس ديوار ها چه شده اند، سقف چه شده، كف ساختمان چه بوده و چه شده همگي نابود شده اند مگر سر ستون هاي بسيار بزرگ كه هم اينك بيشتر آنه در گنجينه ي لوور هستند و آجر هاي لعاب دار سربازان ايراني و نگاره هاي موجودات افسانه اي پيدا نشده مگر نه اينكه اين نگاره ها براي زيبايي به ديوار زده شده بودند پس ديوار ها چه شده اند آنها كه در هوا آويزان نبوده اند.در گذشته براي ويران شدن آن ديد گاه هايي را مطرح كرده بودند اما امروزه براي ويران شدن آن نظر هاي بسيار بهتر و قابل قبول تري مطرح شده اين را بگويم كه گويا در زمان باستان آتش سوزي بزرگي رخ داده بوده و كاخ آسيب ديد اما در زمان اردشير دوم باز سازي شد چيز جالبي كه هست اينه كه پيكره ي بدون سري كه از داريوش بزرگ در كشفيات بدست آمده نشان از حمله به آن در آن هويداست يكي از دانشجويان باستان شناسي براي پايان نامه اش بر روي آن كار كرده ودر مقاله اي به عنوان(زخمه بر تنديس) ثابت كرده گروهي از روي دشمني آن را شكسته اند و به نام داريوش كه در پايين پيكره به زبان مصري نوشته شده بوده تعرض كرده اند جالب اينست كه همان طور كه ميدانيم مقدوني ها ابتدامصر را تسخير كرده بودند وطبيعي است با زبان آنها آشنايي پيدا كرده بودند اما اگر كسي بگويداز كجا معلوم كه كار مقدوني هاست بايد بگويم كه طبق گفته ي باستان باستان شناسان امكان ندارد پس از داريوش در دوره ي هخامنشي كسي به داريوش بزرگ بي احترامي كرده باشد و اين تنديس هم به همان صورت تا پايان شاهنشاهي هخامنشي در جايش نصب شده باشد. اما اگر كسي بگويد ديوار ها به شكل تل خاكي در آمده و كاخ شوش هم اكنون روي تپه ي خاكي است بايد بگويم كه همان ابتدا هم روي تل خاكي بوده است من خودم خوزستاني هستم و آن را از نزديك ديده ام اينها را براي اين گفتم كه بدانيم وجود نداشتن ديواره ها دليل بر وجود كاخ نميشود . اين در حالي است كه نماهاي بالايي كاخ هاي تخت جمشيد با كاشي هاي رنگي نقشدار زيبا پوشيده بوده كه كشف هم شده.همان طور كه ميدانيم هر بنايي نياز به نگهداري هميشگي دارد حتي خانه هاي كه خودمان امروزه در آن هستيم؛ تخت جمشيد پس از سوزانده شدن به حال خود رها شده بوده و معلوم است پس از هزاران سال بايد آن را نيمه كاره فرض كنيم مگر از گنبد سلطانيه پس از 800 سال چيزي مانده بوده؛ اما جاي خوشحالي دارد كه امروزه گنبد آن باز سازي شده وبه اميد روزي كه مناره هاي آن هم باز سازي شوند و اما درباره ي تخت جمشيد جايي خواندم كه در گذشته مردم از سنگ هاي آن كه به گمانشان خاصيت درماني دارد استفاده ميكردند .هنگامي كه خشيار شا ميگويد هر چه به ديده زيباست به توفيق اهرا مزدا من كرده ام يا اينكه ساختن اين كاخ در زمان پدرم آغاز شد و من به پايان بردم نميآيد به چهار تا ستون بدون در و ديوار و سقف، كامل بگويد يا به چه دليل دو تن از شاهان هخامنشي در كنار مكاني نيمه كاره براي خود آرامگاه ميسازند از روي همين نقش هاي آرامگاه هاي شاهان هخامنشي ميتوان چگونگي قرار گرفتن سقف بر روي ستون ها را تشخيص داد.ما در دوران باستان شهري بزرگتر و باشكوهتر از بابل سراغ نداريم بابلي كه نام اون در قرآن كريم هم آمده ،از آن همه شكوه چه مانده . در ايران بدليل شرايط آب و هوايي و مصالح ساختمان سازي و همچنين جنگ هاي بزرگ و هميشگي ساختمان سالمي باقي نميماند؛اگر بخواهيم اين ها رابا ساختمان هايي كه در اروپا هست قياس كنيم كار درستي نكرده ايم به دلايل بسياري از جمله اينكه هم مصالح بكار رفته در برخي بنا ها با ما تفاوت دارد و هم آب و هواي بهتري دارند و هم چنين اگر حمله اي به آنها شده با بناها كاري نداشته اند و همين روم غربي هم در برافتادن آنها قومي ايراني تبار نقش داشته اند اگر به كلزيوم هم نگاهي بكنيم با آن همه باز سازي و نگهداري باز با يك بناي نيمه ويران طرف هستيم و شايد دور از ذهن بيايد روزي وقيح ترين رويداد ها در آن برگزار ميشده حتي در يونان هم كه اگر همه ي دانشمندان آن را جمع كنيم يك ابن سينا يا يك رازي يا يك بيروني يا يك خيام يا يك خوارزمي يا يك فردوسي يا يك مولوي هم نميشوند آكروپليس آتنش را در مستندي باز سازي شده چنان با آب و تاب كه توسط جلوه هاي رايانه درست شده بود نشان ميدادند كه گويي يكي از كاخ هاي بهشت بوده اما امروزه جز بناي فرتوت با آن ستون هاي نازيبا چيزي از آن باقي نمانده.بله ميتوانيم ادعا كنيم كه نه در زمان داريوش بزرگ و نه در زمان خشايارشا تخت جمشيد كامله كامل نبوده اما ميتوانيم بگوييم در زمان اردشير نخست و پس از آن كامل بوده و هر شاهي چيزي به ان افزوده بنايي كه آثار تزيينات به كار رفته در ان هنوز هويداست و حتي اين را بگويم كه به گفته ي باستان شناسان ورودي تخت جمشيد در زمان داريوش جايي ديگر بوده ودر زمان پسرش جاي كنوني شده و امكان نداردشاهان پسين هخامنشي بنا را نيمه رها كرده باشند .تازگي ها شنيده ام آقاياني اصلا تاريخ ايران را ناديده گرفته اند ودقيقا دست روي نقاط حساس آن گذاشته اند و گفته اند كوروشي نبوده اسكندري حمله نكرده ساسانيان نبوده اند و سلسله ي اشكاني هم در كار نيست اين كار درستي نيست اين همه نشانه و حقيقت را ناديده بگيريم و به سراغ سخن بي پايه برويم( خداوند هم هنگامي كه با سخنان محمل يهوديان مواجه ميشد به پيامبر ميگفتند به آنها بگو سندي بياوريد يا كتابي براي تاييد سخنانتان نشان دهيد و از اين همه نشانه روي نگردانيد).اگر از اشكانيان در تاريخ ايران چيز زيادي باقي نمانده بدليل دشمني اردشير بابكان با آنهاست كه معلوم نيست بخاطر دين بوده دنيا بوده انسجام ملي بوده؛ درست است كه در دوره ي اشكاني دين زرتشتي رسمي نبوده اما جمع آوري آن در زمان بلاش اول اين شاهنشاه ملي گراي ايراني بوده ؛ بگذريم، اما كوروش بزرگ كه تنديس ايشان در پاسارگاد را تقليدي از الهه اي ميان روداني ميدانند و اين همه مدرك را ناديده ميگيرند اگر اين را هم بپذيريم كه هيچ مدركي هم نداريم و نبايد هم درباره ي آن بحثي بكنيم باز نميتوان سفرهايي كه حضرت ذوالقرنين كرده است و با كوروش كاملا تطبيق ميكند ناديده گرفت و شرح اين سفر ها در تاريخ باستان همه ي آن ضبط شده است اگر بدرستي اين منابع شك داريم كافي است به تاريخ يهوديان كه در قرآن آمده نگاهي بياندازيم كه خداوند از اسير شدن و سپس آزاد شدن آنها سخن گفته اند و همچنين در تورات و خواب دانيال نبي. شاخ هاي كوروش در تنديس مشهور او ميتواند نشاني ازنام او كه به ديد برخي به معناي قوچ است و يا ديدگاه بهتر و معروفتر كه هر شاخ آن را نمادي از قومي ميداند، دانست؛ يك شاخ نماد تيره ي بزرگ پارس و ديگري نماد تيره ي بزرگ ماد كه در خواب دانيال نبي هم به آن اشاره شده. و ساسانيان كه نيازي به معرفي ندارند با اين همه آثار باستاني و تاريخ ضبط شده ازهزاران اثر هنري گرفته تا آتشكده ي آذر گشسب تا شهر بيشاپور و نيايشگاه آناهيتاي آن و موزاييك هاي زيباي آن تا كاخ هاي اردشير در فيروز آباد وپل ها و قلعه هاي بسيار تا آثار باستاني كنگاور و تاق بستان و نقش برجسته هاي زنده و شكيل آن ها تا آبشار هاي شوشتر و حتي دانشگاه جندي شاپور و از همه مهمتر تاق كسري كه امروزه اگركسي به ان نگاهي بياندازد واقعا باور نكردني و دور از ذهن به نظرش مي آيد روزي اين كاخ زيباترين و با شكوه ترين كاخ بوده اما اگر به عكس ها و نقاشي هايي كه از 200 سال پيش از آن موجود است نگاهي بكنيم كمي از شكوه آن را در ميابيم اين كاخ ابتدا نماي جلوي تاق آن و سپس رفته رفته قسمت باختري يا قسمت سمت چپ آن فرو ريخت و امروزه چيزي جزتاق و قسمت راست از آن باقي نمانده در يك بيابان؛اگر اين تصويرهاو نقاشي ها نبودند باورمان نميشد چنين ساختماني كه صد در صد ايراني و بسيار اصيل است روزي اعراب مسلمان را به وحشت انداخت.قربان خدا بروم كه در قرآن كريمش از چيزي فرو نگذاشته از ذوالقرنين گرفته تا سوره ي روم و جنگ ايران تا آيه هايي كه درباره ي فروتني ايرانيان است كشوري كه در صدراسلام آن را بنام مملكت الخاضعين يا كشور فروتنان مي شناختند و هيچ گاه هم از ستمگر ترسي نداشته اند و اين فروتني آنها را ميتوان در ورزش پهلواني،كشتي و همچنين دين هاي باستاني مانند مهر پرستي مشاهده كرد اگر كسي اين نوشته را ميخواند بداند كه امروزه دوران دوران دروغ است و چنان خود را با جامه ي راستي نشان ميدهد كه از هر راستي راستين تر مي نمايد خداوند هميشه در قرآن انسان را به انديشيدن دعوت كرده ما هم نبايد اين گونه باشيم تا هر كس سخني گفت بدون پژوهش كافي سخنان آن را باور و يا رد كنيم .در هر كار به خداوند و نوري كه بر پيامبرش فرستاده پناه ببريم
اگردر اين نوشته كوتاهي ويا درشتي ويا بي نظمي شده از همه ي ايران باخرد و فروتن پوزش مي خواهم
بيا تا جهان را به بد نسپريم
داناي توس
همه ي عالم تن است و ايران دل
حكيم نظامي
بدرود
فقط ناصر پورپیرار ——-ایول!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فقط فاشیست ها می توانند مخالف پیر پیرار باشند.
بسیار دلم برای این آقای ناصر خان پورپیرار می سوزد !!!
طفلکی روش شناسی تحقیق که یاد ندارد. کلا منکر همه چیز هم می شود و به جای آن هیچ چیز هم قرار نمی دهد .
ایشان کل تاریخ را شخم زده اند و همه را به دور ریخته اند اما هیچ جایگزینی برای آن معرفی نکرده اند . چرا باید دیگران برای ما زحمت بکشند تاریخ درست کنند ؟ چه نفعی به حال آنها دارد که برای ما آثار باستانی ای به این دقت بسازند که کاملا فضای ایرانی آن هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ معماری ثابت شده است و اثبات این موضوع هم نه در 300 یا 200سال پیش بلکه در دهه های اخیر صورت گرفته است . اگر قوم فارس وجود خارجی نداشه است پس حتما سلمان فارسی را هم کلیسا وکنیسه در کنار خلیج فارس قرارداده اند . و آیا فقط این موضوع برای اختلاف افکنی بین ایران و اعراب بوده است . باید بسیار سیاستمداران نادانی باشند که از این راه برای ایجاد اختلاف اسفاده نموده باشند چرا که راه حل های بسیار راحت تر و ارزان تر و بدون دردسر تر وجود دارد . آیا می دانید با یک آزمایش ساده می توان به قدمت یک ماده پی برد ! چرا نتایج منحصر به فرد ناصر خان مستندی علمی ندارد ؟ کاش پاسخی برای بقایای لشکر کمبوجیه که سال گذشته در مصر پیدا شد می داشتند البه پاسخی به جز آنکه این لشکر و متعلقات آن هم از تولیدات جدید کلیسا و کنیسه است .
انانکه می خواهند قوم پرستی را برای ما ایجاد کنند چرا کوروش و داریوش را افرادی بلند نظر معرفی کرده اند که به راحتی به همه اقوام اجازه زندگی در حوزه حکومتی خود را می دهند ؟
چه دلیلی دارد که آنها هخامنشیان را آنقدر بزرگ کنند که بر یونان که اوج افتخار غرب است غلبه کند؟ آن هم چند بار !!!
آیا می دانید در حال حاضر نمایشنامه ای با عنوان ایرانیان وجود دارد که بر اساس حمله اسکندر به ایران در همان زمان نوشته شده است . حتی اگر این یک رویا برای اسکندر بوده باشد نشان از وجود ایرانی مقتدر مانند هخامنشیان در آن زمان است که غلبه بر ان برای غرب رویا بوده است هرچند که واقعیت نداشه باشد .
فکر می کنم دوستان ناصر خان در کلیسا و کنیسه باید به یکباره در 200 یا 300 سال پیش کل کتاب های عالم در تمام حوزه ها را به همراه حافظه تاریخی ملل و آداب و رسوم آنها نابود کرده باشند و بعد از ابتدا تاریخ جهان را برای رسیدن به نیات پلید خود نوشته باشند .( چه آدم های بدی !!!)
معتقدم مسلمان شدن ما با وجود یک سابقه تاریخی قوی بسیار ارزشمندتر از مسلمان شدن ما با یک سابقه تاریخی ضعیف است .
اندیشمندان جامعه باید مراقب گسترش افکار خود باشند .
اگر چه که معتقدم جواب نادانان خاموشی است اما با نادانانی که کلام و گفتار آنها می تواند تاثیرات جدی ای بر روی افراد غیر متخصص در حوزه فرهنگ ، تاریخ ، هنر ، معماری ، ادبیات و . . . بگذارد باید به طور جدی مقابله شود . گفتار ناصر خان از نظر من حتی ارزش وقت گذاشتن برای رد کردن ( نه نقد کردن ) را هم ندارد اما امیدوارم محفلی و یا مقامی برای رسیدگی به ارا ایشان وقت بگذارند تا بیش از این بذر دروغ پراکنده نگردد .
کوروش در اخرین لحظات زندگی دعا می کند : خدایا این مردم را از دشمن ، خشکسالی و دروغ حفظ کن