• زیرنویس انیمه Deadman wonderland

    زیرنویس انیمه Deadman wonderland

    انیمه شهربازی اعدامی ها… یا Deadman wonderland از انیمه های بزرگسال جدید هست ضمنا انیمه برای زیر سن 17 سال به علت خشونت بالاش مناسب نیست. دریافت زیرنویس فارسی دریافت خود...

    Read More
  • زیرنویس انیمه sora no otoshimono

    زیرنویس انیمه sora no otoshimono

    انیمه sora no otoshimono یا به زبان انگلیسی Heaven’s Lost Property نوشته سو مینازوکی در سال 2009 با فصل اول و 13 قسمت و فصل دوم در آواخر سال 2010 با 12 قسمت در ژاپن پخش شد و یکی از موفقترین و...

    Read More
  • نت بوک، تبلت یا یک موبایل خفن

    نت بوک، تبلت یا یک موبایل خفن

    سوالی که این روزها برای خیلی ها پیش میاد. نت بوک یا تبلت یا یک موبایل خوب؟ بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. اول مزایا و معایب هر کدوم: 1- نت بوک Netbook مزایا: سبکی و قابل حمل...

    Read More
  • زیرنویس انیمه Psychic Detective Yakumo 2010

    زیرنویس انیمه Psychic Detective Yakumo 2010

    زیرنویس انیمه در حال پخش Psychic Detective Yakumo یا به ژاپنی Shinrei Tantei Yakumo این انیمه همزمان با پخشش زیرنویس شد، واز جدیدترین ها. این انیمه بسیار جدی است و داستانی و...

    Read More
  • زیرنویس انیمه کنیچی

    زیرنویس انیمه کنیچی

    انیمه کنیچی قویترین شاگرد دنیا یا Kenichi: The Mightiest Disciple یکی از زیباترین انیمه های ژاپنی هست شاید اگر بهترین انیمه ژاپنی Naruto باشه برای کسانی که ناروتو رو دیدن این هم حتما...

    Read More
  • زیرنویس فارسی انیمه Code Geass

    زیرنویس فارسی انیمه Code Geass

    کد گیاس یا Code Geass اولین انیمه ای هست که ترجمه کردم. انیمه اصلاحا همون انیمیشن ژاپنی هست. Code Geass انیمه بسیار قشنگی هست برای همه سنین مخاطب هم میتونه جالب باشه. انیمه ۵۰...

    Read More
  • سریالهای خوب آمریکایی که باید دید

    سریالهای خوب آمریکایی که باید دید

    UPDATED: مهر 1389 در سالیان اخیر ما ایرانیان کمترین ارتباط را با جهان خارج از کشور داشته ایم. فیلمهای سانسور شده، سریالهای سانسور شده و آنهم از کشورهایی مثل کره و … ما را...

    Read More

سفرنامه بیستون

‮این سفرنامه در واقع برنامه سفر ما در گذر از شهرهای: تهران-همدان-بیستون-کرمانشاه-مریوان-سنندج-زنجان-تهران هست.
‮با توجه به اینکه سفر به شمال از تهران مخصوصا اگه نیمچه تعطیلی در کار باشه و با اون ترافیک حداقل هفت ساعت طول می کشه به نظر من سفر به غرب کشور میتونه جایگزین خوبی باشه. برنامه سفر ما توی تابستون بود ولی تقریبا هیچ جا شلوغ نبود و هم جاده و خلوتیش لذت بخش بود و هم کل سفر. خوشبختانه با توجه به امکانات اینترنتی از همین تهران هتلهامون رو توسط دو تا سایت داخلی رزرو کردیم چون هر کدوم با یکسری هتلها کار می کردن.
‮با توجه به خطرناک بودن مسیر جاده ساوه ما از مسیر تهران همدان استفاده کردیم یا کلا باید آروم مثل بقیه بری یا کلا باید از همه سبقت بگیری ترافیک نیست ولی ماشین آهسته رو زیاده تو اون جاده. ما که آروم مثل همه رفتیم و بد هم نبود اونهایی هم که همش داشتن سبقت می گرفتن هم زیاد از ما جلو نیوفتادن. خوشبختانه غار علیصدر هم بین راه بود و سری به این غار زیبا زدیم. بعد هم رفتیم همدان اول رفتیم هتل باباطاهر و وسایلمون رو گذاشتیم و بعد شهر رو گشتیم. به نظر من یکی دو روز برای همدان کافیه. چون بیشتر جاهای دیدنی حالت بازدید داره و شما میتونی بری در عرض یک ربع بازدید کنی و بری جای بعدی. در کل جای خوب و دیدنی ای هست مخصوصا بنده از موزه هگمتانه خیلی خوشم اومد . این موزه شامل وسایل باقی مانده از دوره مادها بود همینطور یکی دو تا جسد فسیل شده هم موجود بود که جالب بودند. اما در مورد همدان باید به نکات منفی اون که کم هم نبود اشاره کنم. اول اینکه همدانی ها همدان رو پایتخت فرهنگی ایران میدونند ولی پایتخت فرهنگی بودن فقط به داشتن آثار باستانی و فرهنگی نیست، چیزی که هست به عنوان توریست محیط رو فرهنگی حس نخواهید کرد. وضع رانندگی و ترافیک در همدان به شدت بد بود و فرهنگ ترافیکی بدی حاکم بود فرهنگ ترساندن همدیگر! خوب شاید مردم بومی به این وضع عادت کرده باشند ولی برای یک توریست این وضعیت خیلی جالب نیست در همدان راننده های خودرو وقتی عابر پیاده می بینند سرعتشون رو زیاد میکنند که عابر بترسه و به سرعت از خیابون بره بیرون! در مقابل عابر های پیاده هم بدون نگاه کردن به ماشینی که داره میاد و طوری که انگار ماشین رو ندیدن از خیابون رد میشن! برای کسی که آنجا زندگی میکنه شاید عادی باشه ولی شمای غریب وقتی میخوای پیاده از خیابون رد بشی می بینی انگار همه ماشینها عین بازی آتاری منتظرند شما پاتو بزاری تو خیابون از روت رد بشن! وقتی هم که خودت راننده ای می بینی که مردم با خیالی آسوده می پرن جلوی ماشینت! نکته بعدی گرانی هتلها و خدمات نه چندان خوبشون بود. ما توی هتل باباطاهر بودیم که از بهترین هتلهای این شهر بود و مثلا چهار ستاره و قیمتی بیش از هر هتل چهار ستاره ای ولی در حد یک هتل سه ستاره بود شاید فقط زیباتر بود مثلا رفتم پیش رسیپشن میگم اینترنت بی سیم میخوام کار کنم گفت من وقت اینکار ها رو ندارم! در حالیکه جز امکاناتشون نوشتن اینترنت. بدتر از اون اینکه من ندیده بودم رسیپشن هیچ هتلی اینقدر بی نزاکت باشه در موارد دیگه هم همینطور بود. حداقل پایتخت فرهنگی ایران دیگه رسیپشن هتل چهار ستاره اش که این باشه حساب بقیه جاها رو بکنید. معبره ها مخصوصا مقبره بوعلی و باباطاهر دیگه معنویتی نداشت. بلیط ها ارزون بود بود و هر کسی که علاقه ای هم نداشت میومد تو و خیلی شلوغ بود و کل فضار حالت بد و ناجوری پیدا کرده بود، شاید بهتر باشه قیمت بلیطها رو زیادتر کنند که حالت نمایشگاه کتاب پیدا نکنه.
‮خوب پس از خروج از همدان وارد استان کرمانشاه شدیم. از مسیر اسدآباد-کنگاور رفتیم. معبد آناهیتا هم سر راه بود و بازدیدی کردیم متاسفانه چیزی باقی نمانده شاید اگر یک نمونه کوچکی از این بنا رو کنارش بازسازی می کردند جذابیت بیشتری داشت ولی در مجموع میشه گفت تقریبا جز اسم هیچی موجود نیست فقط بزرگی معبد که از محوطه مشخصه برام جالب بود اندازه یه زمین فوتبال بوده این معبد.

‮بعد از کنگاور رفتیم سمت بیستون. تو استان کرمانشاه اگه خودتون رو انداختید توی اتوبان کربلا می تونید از یک جاده عریض هشت بانده و زیبا بهره مند بشید که رانندگی در اون خیلی هم لذت بخشه. البته متاسفانه باید گفت جز این اتوبان بقیه جاده های این استان به وضع خجالت آوری خراب، باریک و پر دست انداز هستند. به هر حال از همان اتوبان کربلا مستقیم میرسید به بیستون، یا گل سر سبد این سفر. بیستون کنار یک چشمه طبیعیه که بهش میگن سرآب بیستون. البته منظور از سراب تو کرمانشاه سر+آب یا همون سرچشمه هست. سراب بیستون واقعا زیبا بود و فضای سبز خیلی جالبی داشت. خود نقش بیستون که بسیار زیبا بود و بی نظیر. به نظرم هر ایرانی قبل از مرگش لازمه یکبار این اثر تاریخی و هنری رو ببینه. خوب نکات منفی بیستون رو هم بگم یکی اینکه اصلا از بنا حفاظت لازم انجام نمیشه چه در مقابل بلای طبیعی و چه غیر طبیعی. یادمه ما که سرباز بودیم گاهی سربازها 24 ساعت شبانه روز برای حتی یک انبار خالی پست می دادند حالا نمیدونم چه ایرادی داره از یک چینین جای ارزشمندی به جاش محافظت بشه مخصوصا که میشه حتی اگه مخارجی داره از راه بلیط فروشی تامین بشه. نکنه منفی بعدی یک عده از بچه های همون شهر بیستون بودند که به عنوان راهنما میومدند و از تاریخه اونجا میگفتند بدیش این بود که یکسری از چیزهایی که میگفتند منبع شعرهای نظامی و غیره بود که اصلا تاریخی نیست و داستان ادبیه، جای داستان ادبی و شعر تعریف کردن پای یک اثر تاریخی نیست و تو جلسات ادبیه خلاصه خیلی ناراحت کننده است پای اثر تاریخی بیستون که به دستور داریوش بزرگ ساخته شده بشنوی که بیستون رو فرهاد به خاطر شیرین ساخته!. دیگه اینکه بعضی چیزها رو هم کلا اشتباه یاد گرفته بودند. به هر حال به نظرم خود محوطه تاریخی بیستون رو میشه چند ساعتی توش موند. سرابش هم به نظر من از بقیه سرابهای کرمانشاه در مجموع بهتره. البته این نکته رو هم در مورد سرابهای کرمانشاه بگم که سراب جای دیدنی نیست و اگه میخواهید به قصد دیدن برید و برگردید بهتره این کار رو نکنید این سرابها در حد همون پارک های تهران هستند اما طبیعی. خلاصه کنم که جای اینه که یکمی با خانواده یا دوستان اونجا استراحت کنید و گپی بزنید و جای دیدنی به حساب نمیاد بیشتر محل استراحت حسابشون کنید.
‮یک چیز جالب توی تمام آثار تاریخی توی این مسیر بود که این سلاطین قاجار روی هر اثر تاریخی یه علامتی از خودشون گذاشته بودند و تقریبا به هیچی رحم نکرده بودند، فکر کن روی آثار تاریخی شاهان بزرگ تاریخ ایران یک دفعه نقاشی فتحعلی شاه خانم باز رو کشیدند!
‮خوب بعد از بیستون رفتیم به سمت کرمانشاه متاسفانه هتلهای خوبش جا نداشتند و مجبور شدیم بریم یک هتل دو ستاره به اسم رسالت ظاهرا برای رزو هتلهای خوب حداقل بیست روز قبل باید اقدام کنید. البته باید بگم نسبت به قیمتش بسیار خوب بود ایراد کم نداشت ولی به نظرم خیلی بیشتر از یک هتل سه ستاره ایرانی بود. البته جای خوب شهر نبود و مشکلاتی داشت ولی بعد از اینکه هتل چهارستاره همدان اونطوری بود انتظار داشتم یک هتل دوستاره خیلی بدتر باشه که خوب در مجموع قابل تحمل بود. شهر کرمانشاه هم جای دیدنی کم نداره طاق بستان جای زیبایی هست و تاریخی. رستورانهاش هم یک چیزی مثل فرحزاد تهران هست ولی دنده کباب طاق بستان رو می تونم به جرائت بگم بهترین و خوشمزه ترین غذایی بود که تو عمرم خوردم واقعا عالی بود.
‮ بازار کرمانشاه رو هم دیدم به دیدنش می ارزه بعضی صنایع دستی هم باقیمت خوبی اونجا پیدا میشه. شاید بشه گفت بهترین و جالبترین بازار توی استانهای همدان، کرمانشاه و کردستان از نظر من همین بازار کرمانشاه هست. اگر قصد خرید دارید بهترین جاهست حداقل از نظر کیفیت. بازارهای دیگه استانهای غربی مثل بازار پاوه و مریوان و قصر شیرین و غیره بیشتر مرکز اجناس درجه چندم چینی هست مخصوصا اینکه خیلی از این بازارهای مرزی عملا فقط توی ایام نوروز و تعطیلات فعالند و بقیه سال مثل تابستون که ما رفتیم اصلا جذابیتی ندارند، چند تا از این بازار های مرزی رو دیدم و چیز خاصی نخریدیم شاید بهتر بود نمیرفتیم البته از بازار بانه تعریف میکردند که بعد از این ماجراها برای اونجا هم انگیزمون رو از دست دادیم.
‮بعد از همدان رفتیم سمت مریوان بین راه هم جاهای دیدنی بود البته خیلی هم نمیشه گفت دیدنی مثلا غار قوری قلعه بود که برای ما که تازه از غار علیصدر اومده بودیم خیلی جالب نبود البته عکسهایی که اونجا گرفتیم بعدا که اومدیم تهران دیدیم از عکسهای غار علیصدر قشنگتر شده ولی خودش واقعا اصلا به غار علیصدر نمیرسید. یا بین راه روستای نگل بود که میگفتند قرآن زمان پیامبر اونجاست در حالیکه قرآن بعد از رحلت پیامبر بصورت کتاب قرآن در آمد برای همین انگیزه ای برای دیدنش نداشتیم و معلوم بود که قرآن نگل خیلی هم نباید قدیمی باشه. چند تا سراب بود که بهترینش سراب نیلوفر بود که همونطور که گفتم جای استراحت هستند بیشتر.
‮اما مریوان جای قشنگی بود. رفتیم هتل زریوار که چهار ستاره بود البته شاید بشه سه ستاره اش رو قبول کرد با استانداردهای ایران اما خوب قیمتش منطقی بود و گران نبود برای همین میشه گفت شکایتی ندارم اما دوستانی که میرن انتظار هتل چهار ستاره نداشته باشند. مریوان دریاچه قشنگی داره دو روز مریوان بودیم و روز اول رفتیم قایق سواری که خیلی چسبید. کبابیهای کنار دریاچه هم خیلی خوبند ماهی کباب رو خیلی عالی درست می کنند حتی از شمالی ها هم بهتر ، بهترین کباب ماهی عمرم رو هم باید بگم که توی همون مریوان خوردم. اصلا کردها خیلی خوش غذا هستند یکی از جنبه های خاطره انگیر سفر مون به غرب کشور همین غذاهایی بود که خوردیم. البته متاسفانه روز دوم نتونستیم بریم دریاچه به قدری پشه یک دفعه زیاد شد که نزدیک دریاچه هم نمیشد رفت نیششون می سوزند تمام جون آدم رو. توصیه میکنم قبل از سفر از داروخانه کرم ضد پشه بگیرید ، متاسفانه ما از این وضع بی خبر بودیم. البته پشه ها ظاهرا با محلی ها خوب بودند چون اونها راحت نشسته بودند اونجا بلال می فروختند!
‮روز آخر سفر هم از سنندج به سمت بیجار و بعد زنجان راه افتادیم. زیاد برای سنندج وقتی نگذاشتیم حس کردم که شهر جای خاصی نداره، البته یک خیابونی بود که اسمش دقیق یادم نمیاد ولی همه کارشون ساخت شطرنج و تخته نرد بود و چقدر هم زیبا بود و قیمتها هم نسبت به کاری که روشون انجام شده بود خوب بود.
‮متاسفانه وقتی نداشتیم که سمت دیواندره و تخت سلیمان بریم از سنندج رفتیم سمت بیجار، جاده طولانی و خیلی خلوت بود و بعد هم زنجان که تا تهران اتوبان بود. البته راههای میانبری هم بود مثل برگشتن به همان همدان اما برای روزهای آخر سفر از مسیر اتوبان زنجان اومدیم که خوب حداقل بیوفتیم تو اتوبان که راحتتر باشه.
‮در مجموع سفر خیلی خوبی بود و به همه توصیه میکنم از غرب کشور غافل نشید. مخصوصا دوستان تهرانی که توی هر تعطیلی میندازند تو جاده شمال و اون ترافیک وحشتناک. کردها چه مردم کردستان چه کرمانشاه آدمهای خیلی خوبی بودند حتی یکی دوجا کلی اصرار کردند که بریم شب خونشون بمونیم که فقط کفتیم هتل رزرو کردیم بی خیال شدند در مجموع مردم مهربونی بودند برعکس خیلی جاها فقط به این فکر نبودند که گردشگر کسیه که باید هر چقدر میتونی ازش پول بگیری، فقط اگه تو رانندگی رعایت غریبه ها رو بکنند دیگه عالی هست البته همین الان هم نسبت به همدانیهای خیلی خیلی بهترند در رانندگی. این سفر خیلی چیزها برای دیدن و لذت بردن داره که هر کدومش به تنهایی میتونه دلیل سفر باشه از اون دنده کباب طاق بستان که ساده ترینشه بگیرید تا عظمت بیستون این نقاشی سه بعدی باستانی و افتخار آمیز.

08.06
2009
Author
Dariush
Category: 1 Comment »

امید که 22 خرداد جمعه ای سبز باشد

امید که 22 خرداد جمعه ای سبز باشد

خوب چند روز دیگر به 22 خرداد روز انتخابات ریاست جمهوری نمانده روزی که امیدوارم باعث شادی اکثریت بشود. تا امروز تقریبا تمام مناظره های مهم هم انجام شده و موسوی خیلی خوب از پس مناظره ها بر آمده و خودش را به عنوان کاندیدای اول مردم مطرح کرده است.
چیزی که به سادگی نباید از آن گذشت روحیه و تبلیغات هنرمندانه اوست. یک رنگ سبز توانست بزرگترین تبلیغات را به دنبال داشته باشد. از حق نباید گذشت که چهره دوست داشتنی و لباس پوشیدن او نیز برایش خوب رای آور خواهد بود. پس از سالها سرخوردگی و افسردگی سیاسی شاید پس از اواسط دوره دوم خاتمی دوباره شور و شوق سیاسی در مردم پیدا شده که باید آنرا به فال نیک گرفت. حداقل اینست که مردمی متفاوت با علایق و سلایق متفاوت توانستند بر روی یک نفر ائتلاف کنند و یک رنگ شوند. کاری که سالیانی است انجام نشده و هر کسی ساز خود را میزد دیگر عقیده تحریم هم در ایران خواستگاهی ندارد و اکثریت دریافته اند از یک روز در خانه نشتن اگر به دردسر بزرگتری نیانجامد موفقیتی حاصل نخواهد شد.

Image and video hosting by TinyPic

به هر روی انتخابات کم هزینه ترین راه برای ادامه اصلاحات است شاید برای غیر سیاسی ها یک صبح تا ظهر در صف ایستادن باشد حداکثر. که این میتواند بالاترین بازدهی را نسبت به هزینه انجام شده مردم داشته باشد حتی اگر تمام مشکلات ما توسط رییس جمهوری حل شدنی نباشد. علاوه بر این رای دادن با هیچ فعالیت دیگری تناقضی و تداخلی ندارد. رای دادن به این معنا نیست که فردا خواسته های حقوق بشری نداشته باشیم، اعتراض نکنیم و از همه حق و حقوق خود بگذریم.
گفتن اینکه همه کاندیدها یکی هستند و هیچ تفاوتی نمیکند را حداقل در این چهار سال کسانی که در ایران بودند با تمام وجود درک کرده اند آنهم در هر لحظه . وقتی سوار تاکسی شدیم وقتی به مغازه برای خرید رفتیم وقتی صبحها سرکار میرفتیم وقتی به محیط اینترنت می آمدیم وقتی سفر خارجی میرفتیم وقتی ….
انتخاب حق مردم است. اگر از همین انتخابی که پیش رویمان است استفاده نکنیم نباید انتظار داشته باشیم که انتخابهایمان بیشتر هم بشود.
باید شرایط ایران امروز را شناخت ما در منطقه ای هستیم که در افغانستانش که دموکراسی غربی دارد نماینده زن بیحجابش از مجلس اخراج میشود یا عراقش که فدرال دموکرات است هنوز مردمش با بمب همدیگر را میکشند خوشخیالیست که فکر کنیم ما ایرانیان 100 درصد متفاوتیم. بر همین اساس رقیب بسیار قدرتمند است و کم طرفدار هم ندارد. فریاد زدن و با دنیا سر جنگ داشتن و بی احترامی کردن و مخالفت بی دلیل با تمام جهان، توهین به مردم به خاطر پوشش و … طرفداران خاص خود را در ایران خواهد داشت طرفدارانی که خیلی جدی در انتخابات شرکت خواهند کرد. باید تا حدی از برخی خواسته ها هم گذشت چرا که انتخابات ریاست جمهوری مانند مجلس نیست که به هم عقیده و هم حزب خود فقط فکر کنیم این عرصه بیشتر محل یکی شدن و نزدیک شدن اکثریت است. این نکته را هم اضافه کنم کروبی هم شعارهای خوبی مطرح کرده البته شعارهای معین در چهار سال پیش هم تا حدی به آن مشابه بود اما در شرایط بحران اقتصادی این شعارها چندان مردمی به نظر نمیرسد و بیشتر حزبی و قشری است علاوه بر آن موسوی جذابیتهایی در سطح جامعه دارد که کروبی فاقد آن است. از پوشیدن کت و شلوار شیک و چهره دلنشینتر بگیرید تا دوری چند ساله از قدرت و حکومت که برایش به امتیاز بزرگی تبدیل شده است.
با وجود تمام امیدورایها شکست موسوی هم احتمال بسیار بالایی دارد مگر اینکه همه از حق انتخاب خود استفاده کنیم تا اقلیتی که پای ثابت رای دادن هستند تبدیل به اکثریت نشوند.


25.03
2009
Author
Dariush
Category: 4 Comments »

یوسف گمگشته فرج الله سلحشور

به نظر من سریال یوسف سریال بسیار زشتی هست. ما حق نداریم تاریخ را با تخیلات خودمان جایگزین کنیم…. به هر حال
جناب سلحشور رفتند کل تاریخ مصر را خواندند و تحقیق کردند ولی آمدند تمام افتخارات تاریخ مصر را خلاصه کردند در شخصیت یوسف!

دنبال یوسف گمگشته فرج الله خان سلحشوور بسیار گشتیم ولی نیافتیم. سینوحه و هر کسی دم دستشان بود را با هم مخلوط کرده اند بطوریکه اصلا معلوم نیست کی به کی هست و سریال مربوط به کدام بازه زمانی هست. به ایرادهای فنی سریال کار نداریم که مثلا چرا قصر زلیخا در و پیکر ندارد و غیره ولی بخش تاریخیش دیگر چیزی نیست که به سادگی از کنار آن گذشت یوسف در تورات در مقطع خاص زمانی حضور دارد و زمان او با توجه به سایر رویدادها و اشخاص تورات تعیین میشود..

در تاریخ مصر شخصی هست به نام امهوتپ که تمام کارهایی که در تورات برای یوسف گفته شده را انجام داده (به جز تعبیر خواب) حتی در این مورد کتیبه هم هست. فقط مشکل این است که ایشون حداقل هزار سال قبل از یوسف زندگی میکرده. موضوع قحطی هم در تاریخ مصر اینطور هست که فرعون معصر امهوتپ در خواب میبیند که خدای نیل بر او ظاهر شده و میگوید که به زودی 7 سال پر نعمت خواهی داشت و پس از آن 7 سال قحطی خواهی داشت که فرعون ناراحت و نگران میشود و از امهوتپ میخواهد که کمکش کند برای حل این مشکل و امهوتپ مالیات را کاهش داده و مالیات کاهنان را میبخشد و… تعبیر کردنی هم در کار نبوده و امهوتپ در تاریخ مصر به عنوان اسطوره مطرح میشود و علاوه بر آن کارهای مهندسی و پزشکی زیادی را هم به او نسبت میدهند. شبیه ترین فرد به یوسف در تاریخ مصر همین شخص است.

آن فرعونی هم که در سریال خداپرست میشود یعنی آخناتون در واقع خورشید پرست میشود .با این وجود او هم به زمان یوسف نمیخورد اما حداقل اختلاف زمانی کمتری با یوسف تورات دارد یعنی حدود 300 سال .ولی باز مشکل اینست که از قحطی و غیره در تاریخ او خبری نیست.

عده ای هم یوسف را یویا دانسته اند که یکی از وزیران نزدیک به عصر آخناتون بوده که مومیایی او هم یافت شده اما خوب او هم جز شباهت جزیی اسم و نزدیکی زمانی از نظر داستان چندان با داستان یوسف در تورات همخوانی ندارد.
اینهم مومیایی yuya و زنش:
مومیایی یوسف

نکته عجیب دیگر اینکه در مصر از برده ها تا سر حد مرگ استفاده میشد و مورد ظلم و شکنجه و شلاق بودند یکی از زشتیهای زندگی مردم آن عصر همین برده داری بوده است که متاسفانه میبینیم که نه تنها نمایشی از آن نیست بلکه برعکس اگر برده ای را میبینیم دارند با او خوشرفتاری هم میکنند گویی که برده داری بسیار هم خوبست! چیزی که با هیچ استدلالی نمیتوان توجیهش کرد.

در نهایت اگر کسی یوسف گمگشته استاد بدیل فرج الله سلحشور را پیدا کرد برایمان توضیح دهد تا قومی را از گمراهی نجات دهد.

اینهم مداراک و ماخذ:

آیا یوسف و امهوتپ یکی بودند:

http://www.s8int.com/joseph.html

کتیبه 7 سال قحطی:

http://www.wyattnewsletters.com/joseph/joseph03.htm

امهوتپ:

http://en.wikipedia.org/wiki/Imhotep

یویا:

http://en.wikipedia.org/wiki/Yuya

18.11
2008
Author
Dariush
Category: 16 Comments »

هخامنشیان یهودی بودند

حرفهای پورپیرار در مورد یهودی خواندن هخامنشیان به قدر کافی عجیب و دور از عقل بود بطوریکه هیچکسی که دستی در تاریخ داشته حتی به قدر چند صفحه پاسخ هم این صحبتها را جدی نگرفته بود. اما متاسفانه خارج از این گود این حرفها دستمایه بیسوادها، پان ترکها و مذهبیون افراطی شده تا ریشه های پارسی ما را زیر سوال ببرند. بعد از شنیدن حرفهای آقای عباسی و چند کامنتی که این توهمات را تبلیغ میکرد لازم دیدم که در این مورد حتما چند خطی بنویسم.

باید دید این ادعای یهودی بودن هخامنشیان از کجا آمده اگر فکر میکنبد کتیبه یا سند یا مدرک تاریخی در این مورد هست کاملا اشتباه میکنید. تنها یک کتاب هست که اصولا کتاب تاریخی نیست و این کتاب عهد عتیق هست که ما به اسم تورات میشناسیمش. البته در تورات هم تنها به داریوش و کوروش و خشایار اشاراتی دارد و تورات هم ادعایی بر یهودی بودن آنها ندارد اما به هر نحوی خود را به شاهان پارسی نزدیک میکند که این دستمایه ای شده تا بعضیها تعبیر یهودی بودن هخامنشیان را بر این مبنا داشته باشند فارغ از اینکه آیا یهودی خواندن هخامنشیان از روی استنباطهای شخصی از تورات درست است یا خیر لازم است به چند نکته توجه شود که این نکات کلا استفاده از تورات برای تاریخ هخامنشیان را غیر عقلانی خواهد نمود.

اول اینکه باید توجه کرد که کتاب تورات کتاب تاریخ نیست و کتاب دینی است. هدف کتب دینی بیان تاریخ نیست بلکه هدف این کتابها بیان جهانبینی آن دین و اثبات نکات اخلاقی و قوانین دینی است. هدف از گفتن اینکه مثلا زن از دنده چپ مرد بوجود آمده رفع کنجکاوی مردم و پاسخ به سوال شیوه بوجود آمدن زنان نیست بلکه هدف روشن کردن وظایف اخلاقی و دینی زن و رابطه او با مردان و نشان دادن این امر است که آفرینش زن فرع است. بر همین اساس گفته های تورات گفتارهای تاریخی نیست و استفاده از تورات برای تاریخ هخامنشیان محلی از اعراب ندارد. اگر نام داریوش در تورات آمده هیچ برداشت تاریخی از آن نمیتوان داشت داستان داریوش در تورات جز این نیست که داریوش وزیر یهودی خود را که دست بر قضا یکی از پیامبران یهود هم هست تحت تاثیر درباریان به سیاهچالی می اندازد که پر از شیر است و این وزیر یهودی یعنی دانیال نبی موفق میشود که شیرها را متقاعد کند که نخورندش و فردا صبح داریوش میفهمد که اشتباه کرده و حقانیت این پیامبر یهود اثبات میشود. هدف چنین داستانی اصلا بیان احوالات داریوش نیست بلکه بیان این نکته است که پیامبر یهودی در قدرتمندترین نقطه از جهان شناخته شده آنزمان در اثر اعتقاد به خدای یهود به سلامت از خطر گریخته است.

دوم اینکه از نظر تورات همه چیزهای خوب مسلما در رابطه با اهداف یهود و خدای یهود معنی میشوند طبیعیست در این حالت قدرت اول جهان یعنی هخامشیان که مردمان درستکاری بودند حتما به یهودیان و حامیان آنها تعبیر شوند جز این از یک کتاب دینی نمیتوان انتظار داشت. یهودیان قوم ضعیفی بودند که از طرف تمام اقوامی که میشناختند روزگاری تحت فشار قرار گرفته بودند تنها پارسها بودند که برایشان آزادی آوردند و در چنین حالتی طبیعیست که این قوم خود را به هر نحوی به آنان منتسب کنند.

سوم اینکه اصولا اعتبار و قدمت توراتی که امروزه دست ما هست به خودی خود زیر سوال هست مسلمانها که کلا تورات را قبول ندارند و اکثر داستانهای تورات با عقاید اسلامی تناقض دارد. از دید سندی و تاریخی هم قدیمیترین نسخه های خطی که در دست هست از قرن 5 میلادی قدیمی تر نیست ضمن اینکه تورات کتابی در دست همه نبوده و تنها علمای دینی به آن دسترسی داشته اند لذا تغییر یافتن آن توسط این افراد به مقاصد مختلف همیشه ممکن بوده، اگر موبدان یهودی تورات را تغییر میداند هم کسی نمیفهمدید چون اصل مطلب نزد خودشان بود و چیزی که مردم از تورات میدانستند از لبان موبدان میشنیدند. حتی نسخه های خطی موجود هم به اندازه کافی با هم اختلاف دارد چه برسد به دوره هایی که از آنها یک نسخه خطی هم نرسیده است.عدم وجود نسخه خطی و تغییرات گاه و بیگاه و عدم دسترسی عموم مردم به کتاب صلاحیت تاریخی کتاب را به کلی زیر سوال بده است. برای همین نه کسی که ادعای تاریخ دارد و نه یک مسلمان میتواند ادعای دستیابی به تاریخ هخامنشی را از روی تورات داشته باشد.

چهارم اینکه اگر تورات ملاک تاریخ باشد باید همه اش را پذیرفت نه اینکه هر آنچه به نفعمان است بپذیریم و از بقیه بگذریم. اگر تورات را میپذیرید باید قبول کنید زمین در 10 هزار سال قبل بوجود آمده و انسان هم از 4000 سال قبل آفریده شده، موسی توانسته خدا را ببینید و زمین صاف است و عالم به دور زمین میچرخد و …. . البته اگر اینها برایتان قابل قبول است حق دارید هخامنشیان را یهودی بدانید.

خوشبختانه کتیبه های هخامنشی موجود است و گفتار داریوش و کوروش با تدبیر این بزرگان عینا به ما رسیده و در کتبیه های هخامنشی هیچ نشانی از عقاید و تفکر یهودی یافت نمیشود و این بزرگترین مدعی در رد همه تلاشها برای یهودی خواندن هخامنشیان است. که به جرائت میتوان گفت که حتی عناصر تفکر یهودی هم در عقاید و گفتار هخامنشیان یافت نمیشود. در پس زمینه گفتار داریوش اعتقاد به مزدا و عناصر پارسی موج میزند که اصیل و یکدست است و مشابه بیرونی ندارد چه یهودی و چه بابلی و چه آشوری. گفتار داریوش گفتار یک پارس است.

دکتر شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل

بعد از ارائه مدرک علی کردان که ادعا کرده بود دکترای افتخاری دارد بحث دکترا در ایران بالا گرفته آخرینش جمله فصیح جناب احمدی نژاد بود که مدرک دانشگاهی را کاغذ پاره خطاب کرده بود. با این حساب باید دوره دکترا را دوره کاغذ پاره کنی و تز دکترا را هم کاغذ برای سبزی فروشی بخوانیم!
در ماجرای علی کردان برای من جالب است که گذشته از اینکه مدرک جعلی است یا خیر و حتی اگر فرض کنیم دانشگاه آکسفورد دکترای افتخارای به افراد ناشناس هم میدهد مهم اینست که مدرک دکترای افتخاری مدرکی برای کار و تدریس نیست! این مدرک فقط برای افتخار دادن به کسی است! و چون نه تزی در کار بوده نه دوره ای و نه کلاسی اصولا این مدرک برای کار و تدریس کاربردی ندارد.
به هر حال در سالهای اخیر اینقدر مدرک دکترای جعلی و اصلی از دانشگاههای معروف و ناشناس صادر شده که واقعا بعضی هایشان مشخصا در حد دیپلم هم نیستند. نمیدانم با این وجود چرا دانشگاه هاوایی را بستند حداقل کاهش هزینه میشد تا کسانیکه لنگ یک دکترا هستند برای رسیدن به مقام و موقعیت خرج اضافه برای مملکت نتراشند.
در آخر نمونه سخنان یکی از دکترهای مملکت گل و بلبلمان را در اینجا قرار میدهم:

حتما این ویدئو را ببینید، همه اش تاسف بار است اما حیفم آمد این چند جمله را از فیلم دوباره نویسی نکنم! به این جملات ایشان دقت کنید. البته جملات داخل پرانتز تفسیر کلام سنگین ایشان است از نظر اینجانب:

من 5 تمدن اصلی تاریخ را بررسی کردم. (منظور از بررسی خواندن کتابهای تاریخ نیست به علت ذیق ایشان فقط از چند خط از مطالب تورات استفاده نموده اند وقت دکتر ارزشش بیشتر از آنست که به مطالعه بگذرد)

تمام تمدنهای اصلی تاریخ جهان یهودی بوده اند (البته اگر ایشان بیشتر در تورات دقیق میشدند نتایج دیگری هم میگرفتند از جمله آنکه خدا همه چیز را برای یهودیان آفریده و بقیه موجودات را هم برای یهودیان هر چیز خوبی هم که باشد یا یهودی است یا مال آنها ، مسلم است که از نظر چنین کتابی تمام تمدنهای بزرگ تاریخ یهودی است)

اولین تمدن یهودی تمدن هخامنشی… همانطور که شاه خود ما را یهودیها و اسراییل کوک میکردند زمان خشایار شاه هم یهودیان همینکار را میکردند… یهودیها استر را غالب میکنند به دربار به عنوان زن خشاریار شاه و عمویش را به عنوان وزیر اعظم دربار… (از نظر تورات مسلما همه چیز به یهودیان ختم میشود ولی جناب دکتر گویا پرتی حواس دارند و دارند خصوصیات دربار ناصرالدین شاه را میشمارند! دکتر جان حکومت خشایار شاه بوده و قدرت اول جهان نه دربار شاهان قاجار که یک زن گرفتن کل مملکت را تحت تاثیر قرار دهد)

40-50 سال بعد از کوروش زن و وزیر یهودی به خشایار شاه میگفتند که چه بکند. (دکتر گویا بدجوری زن ذلیل تشریف دارند و جرائت مخالفت با حرف همسر گرامی را ندارند که البته من به این ایرادی نمیگیرم ولی چرا فکر میکنند خشایار شاه هم مثل خودشان هستند؟ دکتر جان شما فقط یک مدرک دکترا داری که ماشالا هزار ماشالا همه دارند اگر دربار هخامنشی اینطور بود که یکسال هم دوام نمی آورد)

تورات سند تاریخی است حالا تحریف شده کاری نداریم من تایید میکنم! (بالاخره تحریف شده یا نشده؟ تحریف شده را تایید میکنی؟ مثل اینکه بگوییم فلان کسک دروغگوست ولی من حرفش را تایید میکنم! ضمنا جناب دکتر یادشان رفته که تورات سند مذهبیست نه تاریخی، اگر خواستید از داستان آدم و حوا بدانید تورات برایتان خوبست ولی تورات و کشف حقایق تاریخ؟ خوبست دوباره بنشینید فکر کنید که تورات اصلا چیست)

مثلا مدونا گرایی و بریتنی اسپیرز! (تو را به خدا یکی این جمله را ترجمه نمایند هنگ کردم!)

امروزه عمده ورزشکاران و سیاستمداران و فوتبالیستها و …. کابلایی هستند (با 3 مثال همه آمریکا شدند کابالایی! اگر با مثال مطلب ثابت میشود بنده تا الان 5 مثال در جهت بیسوادی شما آورده ام!)

هنرپیشه ها چه میکنند با این تهاجم فرهنگی بعد ابنها ریشه در کابالا دارند (باز هم هنگ نمودم واقعا فعل و فاعل و مفعول جملات ایشون رفته اند به حج عمره! باز هم اگر کسی توانست در تفسیر این جمله کمک بنماید.)

به بخش توضیحات مفصل ایشان در باب مدفوع کاری ندارم ولی آن بخش برای عمه اش خوبست را دوست داشتم بنویسم.

اگر دکتر و همینطور بقیه دکترهای مملکت که علاقه به زدن حرفهای عجیب دارند پیغام بنده را میبینند لطف کنند و شجاعانه مثل جناب آقای کردن یک نسخه از مدارک تحصیلیشان را اسکن نموده و در معرض عموم بگذارند. متشکرم.

12.05
2008
Author
Dariush
Category: 64 Comments »

کارنامه‌ ناصر پورپیرار

این مطلب را در سایت ایرانیان انگلستان دیدم:

کارنامه‌ ننگین ناصر پورپیرار

مطلب خود بنده در مورد ادعاهای پورپیرار در آدرس زیر در دسترس هست:
کلیک کنید

سهراب سپهری

به یاد سهراب سپهری

سهراب مرد بزرگی بود، نه متحجر بود و از دنیای معاصر گریزان و نه در این زندگی نوین غرق شده بود. روح بزرگی داشت، در عهدی که زندگی رسم خوش آیندی نیست میگفت:

زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود

….
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟

من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست

و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد

سهراب سپهری

زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است

شعر سهراب سیاه نبود، تلخ نبود و در عین حال ملموس بود، نه آنقدر خوشبینانه مانند بعضی که گویی قرن حاضر را ندیده اند و نه پوچ گویی که دیگر فردایی نیست. باور کنید سخت است پیدا کردن چنین ترکیبی که هم بدانید شعر معاصر است و هم نور و امید و عرفان در آن موج بزند، حداقل در بین معاصرین که بی نظیر است.

روحش شاد.

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب درحوض نبود
ماهیان می گفتند
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است
باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم

اشعار سهراب سپهری

زندگینامه سهراب سپهری و توضیحات بیشتر

عکسهای سهراب

20.03
2008
Author
Dariush
Category: No Comments »

نوروز

سال نوی پارسی خجسته باد

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

nouroz

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ – ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

منبع

عکس از

شب یلدا

شب یلدا از معدود مراسم ملی ایرانیانست که از گزند حمله اعراب جان سالم به در برده است. در حالیکه اکثر مراسم ملی مان را نمیشناسیم و بیشتر جشنها و تعطیلیهای ما عربیست باید مراسمی مثل نوروز و شب یلدا و چهارشنبه سوری را پاس داشت. همین که سلطه اعراب و مقابله آنها با مراسم ملی نتوانسته آنها را طی این همه قرن بزداید به این معناست که این مراسم برای نیاکان ما بسیار مهم بوده است.
شب یلدا شب بزرگی است و معنای زیبایی هم دارد کافیست آنرا با خیلی از مراسم خاورمیانه ای مقایسه کنیم که بیشترینشان رابطه ای با قتل و کشتن و کشته شدن دارند. 30 آذر شب یلدا جشن بزرگ پارسیان است حتی اگر در تقویمهای رسمی ما نیامده باشد.

شب یلدا

…………………………………………………………….

شب یلدا (نقل از سایتهای دیگر)

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه تر نشانه یی از غلبه تاریکی

جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.

یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.
در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید».

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا” کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب . در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

درازترین شب سال، شب اول برج جدی. شب چله بزرگ زمستان. این کلمه در سریانی به معنی میلاد است. چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کردند از اینرو بدین نام نامیدند.

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

امری که از شواهد تاریخی حکایت می کند این است که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی و یا میتراییسم برگرفته شده است . مانند تولد مسیح در یک آقل که برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می باشد , نیز از این آیین کهن آریایی گرفته شده است و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره ای بر فرازش تزیین می شد . ( ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می کند تا به میترا در غار برسند – درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیاتمان می توانیم به وفور بیابیم – درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود ) . همچنین کلمه‌ی نوئل از ريشه‌ی رومی ناتال به معنی تولد است و همان‌گونه که ذکر شد نام جشن روميان ناتاليس اينوکتوس بوده‌است . بابانوئل با کلاهی شبيه کلاه موبدان آيين مهر ظاهر می‌شود.

سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.

با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكان‌شان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.»

منابع:

http://fa.wikipedia.org/wiki/شب_یلدا

http://www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/c5c1166709834_yalda_p1.php

http://www.chn.ir/News/?section=2&id=15987

Calendar

May 2012
M T W T F S S
« Feb    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

ارسال ایمیل به نویسنده


Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-ShareAlike 3.0 Unported License.