«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آنها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. … من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم … من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند … من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.»
سد سیوند را آبگیری نکنید
هر چند امیدی نیست ولی … آقایان بی عقل کاری نکنید که یک روز که شماها نیستید با بولدوزر بروند بر سر قبر پدرتان و هر چیزی که برای شما مهم و مورد احترام است! بگذارید احترام ها سر جایش باشد برای همه. میدانم گذشته پیش از اسلام ایران و تاریخ پادشاهان ایرانی برای شما ذره ای ارزش ندارد ولی میتوانید برای حفظ ارزشهای خودتان به ارزشهای دیگران احترام بگذارید. این هم یاسین ما به گوش خر!
……………………..
توجه: همايش اعتراض به آبگیری سد سیوند روز شنبه سي ام دي ماه ساعت 9 صبح در درب جنوبي تالار مطهري دانشگاه تربيت مدرس برگزار مي شود.
نشاني دانشگاه: تهران- تقاطع بزرگراه شهيد دکتر چمران و جلال آل احمد
به نقل از :www.sivand.com:
سد سيوند را آبگيري نكنيد
آگاهيد كه قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگهي بُلاغي – ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت – مراحل پاياني ساخت خود را ميگذراند، آغاز شود.
شايستهي اشاره است، تنگهي بلاغي يكي از كممانندترين موزههاي طبيعي و زندهي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفتانگيز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن ميتوان از همهي اين دورههاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي،…) اسنادي را بهدست آورد كه نهتنها خود آن اسناد از اهميت بهسزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد ميتواند همهي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. همچنين رطوبت برخاسته از درياچهي پشت سد در درازمدت بر زيستبوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازههاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارجگزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويرانگري بر اين يادمانهاي گرانقدر خواهد داشت.
از اينرو ميخواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نهتنها مطالعات جامع و دقيق كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعهبار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد زده است: از میان رفتن كهنترين راه بازماندهي جهاني، خدشهدار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازههای باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آبهای زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آنها، محو وضعیت توپوگرافی منطقهي بلاغی، احتمال وقوع زمينلرزه پس از آبگيري سد سيوند، آسیبهای زیستمحیطی ناشی از آبگیری سد همچون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و همچنين گنجینهي ژنتیکی غنی تنگه، و مهمتر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيبهايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل ميشود. سرمايهي ملي هزينهشده براي ساخت اين سد – كه متأسفانه اكثر آن در يكسال اخير و همزمان با اعتراضها به ساخت آن، هزينه شده است – هيچ قابل قياس با سرمايهي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد.
خوانندگان گرامي، همميهنان ارجمند، مسئولان كشوري!
نميدانيم كه از روند پر شتاب ويرانسازي آثار تاريخي اين سرزمين • در كنار هجمههاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان • تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان • كه يادمانهايي چون آنچه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار ميروند – در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيانكن تخريب ميراث فرهنگي – چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافهي عمران – افزوده ميشود. آبگيري و راهاندازي اين سد كه – به درست يا غلط – به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطهي اوج چنين حركتي است و اين در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشهی فرهنگی و انسانساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است.
باز تأكيد ميكنيم خواهان توقف ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن هستيم.
ضرورت تغییر خط فارسی
قبل از هر چیز باید گفت که خط فارسی وجود ندارد و آنچه ما استفاده میکنیم خط عربیست . بسیاری ایراد میگیرند به نوشتن فارسی با الفبای انگلیسی یا همان پنگلیش که در اس ام اس ها میبینیم . غافل از اینکه کاری که خود میکنند هم تفاوتی با آن ندارد نوشتن مطلب زبان فارسی با رسم الخط عربی . برای همین همه تعصباتی به این خط وجود دارد نادرست و بی پایه است .
نگارش عربی قدیم نه نقطه داشته و نه علامت های صداگذاری.اعراب پیش از اسلام خود هم خط و نگارش نداشته اند و از نگارش اقوام دیگر الفبا را گرفتند. عرب 26 حرف را تلفظ میکرد ولی الفبای قرضی 15 حرف بیشتر نداشت برای همین مجبور شدند برای یک حرف بیش از یک نقش قایل شوند مثلا شکل ” ح ” برای صداهای ح ج خ بکار میرفت نقطه ای هم در کار نبود و برای شناخت این تلفظ فقط آشنایی خواننده به متن و کلمه کمک میکرد. بعد از اسلام و با مسلمان شدن غیر عربها و رواج غلط خواندن متون عربی توسط آنها نقطه گذاری و علامت گذاری به خط عربی اضافه شد و از آن موقع بود که نگارش خ و ج و ح تفاوت میکند.
بعدها هم که خط پهلوی منسوخ شد و جایش را به خط عربی داد ایرانیان از همین خط استفاده کردند و به همان روش برای صداهایی که کم آمده بود حرف جدید ساختند و 4 حرف گ چ پ ژ هم به آن خط اضافه شد به اسم خط فارسی با 32 الفبا بدون حروف صدا دار. آن موقع هم شاید ایرانیان با این خط برخوردی مثل برخورد امروز ما با خط پنگلیش یا خط اس ام اس و چت داشتند و آنرا غریبه میپنداشتند اما این خط جا افتاد و متاسفانه امروز ایرانیان بسیاری به این خط تعصب هم میورزند.
اعراب برای صدای ز چندین تلفظ مختلف دارند حروف ض ز ظ ذ در عربی هر کدام تلفظ متفاوتی دارند و مثلا یک عرب با شنیدن هر کدام میداند کدام حرف را بنویسد. در حالیکه ما در گویش فارسی یک تلفظ برای ز بیشتر نداریم و اگر به فارسی زبانی بگوییم که بنویس ز نمیداند کدام را بنویسد ز یا ض یا ذ یا ظ؟! وقتی یک حرف و یک تلفظ داریم چرا باید چند نوع آنرا بنویسیم؟ میگویند مردی زنش را میزد از او میپرسند چرا زنت را میزنی میگوید که نمیدانم اگر میدانستم که میکشتمش ! بله ما نمیدانیم چرا هزار جور یک حرف را مینویسیم شاید تنها فایده اش اینست که نمره دیکته بچه های دبستانی کمتر شود و درسشان سنگینتر چیزی که حتی برای بسیاری از بزرگسالان هم هنوز سخت است و جا نمی افتد . چرا که دلیلی ندارد. طهران یا تهران ؟ چرا طهران و چرا تهران؟
یکی از مشکلات دستور زبان فارسی همین هم هست فکر میکنیم چون مینویسیم ضعیف باید اسم مفعول را از گرامر زبان عربی بگیریم و بگوییم مضعوف و نه ضعیف شده . اگر مثلا ضعیف را ذعیف مینوشتیم و ضعف را ذعف و ریشه ها و گرامر عربی را کنار میگذاشتیم از شر کلمات زشتی مثل مستضعف هم راحت میشدیم و نیازی نبود هر بار برای ساختن اسم فاعل ببینیم لغت عربیست یا فارسی بعد ببینیم به گرامر فارسی مراجعه کنیم یا عربی. گرامر فارسی ساده و روان است اما متاسفانه ضمیمه اش چند برابر خودش است گرامر زبان عربی! باید با لغات وارداتی مثل لغات فارسی برخورد کرد حتی اگر اسم فاعلی داریم که از عربی آمده مثلا عادل نباید به ریشه عربی و گرامر عربی برگشت و هزاران لغت دیگر هم به دنبالش کشید عادل یک لغت ثابت وارداتیست به معنای دادگر و نه اسم فاعلی بر وزن فاعل و از ریشه عدل!
خط و زبان همیشه در حال پیشرفت و تغییر بوده اگر اینور نبود باید همچنان از خط هروگلیف مصری و یا خط میخی باستانی استفاده میکردیم در حالیکه خط باید با روزگار نو شود و ساده تر شود چرا که رسالتش نگارش پیامهای انسانی است. تعصبی هم در کار نیست امروز اگر نمیتوانیم خط میخی هخامنشی و سنگ نبشته های باستانی را بخوانیم نیازی نیست برای از دست دادن قدرت خواندن دست نوشته های دوران قاجار دل بسوزانیم هر چند خواندن آنها هم همیشه برای علاقه مندانش ممکن خواهد بود
حداقل تغییر نگارش فارسی میتواند حذف حروف زاید باشد . ما از بین چهار الفبای ز ذ ض ظ فقط به یکی احتیاج داریم از س ص و ث یکی را میخواهیم و خط ساده تری خواهیم داشت. خواندن چنین نگارشی سخت نخواهد بود و روان شدنش برای مردم زمان بر نخواهد بود وقتی یاد گرفتیم چهار نوع ز بکار ببریم بدون اینکه تفاوتی لفظی برایمان داشته باشند خلاصه کردن آن در یک حرف مشکلی ایجاد نخواهد کرد :
قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو یکی است
نغمه بلبل و غوغاي زغن هر دو یکی است
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود
قول ذاق و قذل مرغ چمن هر دو یکی است
نقمه بلبل و قوقاي ذقن هر دو یکی است
این ندانسته که قدر همه یکسان نبود
ذاق را مرتبه مرق خوش الهان نبود
یا
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر خوشه یک باغ نچیدیم نچیدیم
سد باق بهار است و سلای گل و گلشن
گر خوشه یک باق نچیدیم نچیدیم
بدون هرف اذافه هم میتوان به تمامی معنی را دریافت و اهتیاجی به اذافه بار نیست.شاید جا افتادنش بیش از یکهفته هم وقت نبرد
تنها مشکل از بین رفتن هنر خوشنویسی است که هم میتواند به عنوان یک نگارش سنتی باقی بماند و هم اینکه این هنر قابلیتهای هنری نگارش جدید را در خود ایجاد کند
امیدوارم روزی تعسبات روی این خت وارداتی کمتر شود تا هداقل امیدی به اسلاهش فراهم شود. بدون اسلاه نگارش چندان هم امیدی به اسلاه زبان نیست. شاید فرست هذف هرفهای زشتی مثل غ ظ ث ز و جایگزینیشان هم فراهم شود. مسله ای که بالاخره اتفاق خواهد افتاد و این نگارش نگارش ابدی فارسی نخواهد ماند
هیچکس نمیتواند زمان را متوقف کند
سد سیوند و تخریب پاسارگاد و تمدن ایران باستان
فكر ميكنم مطلب زير از خبرگزاري ايلنا باشد البته متاسفانه لينك مطلب را ندارم
اميدوارم قضيه به اين حادي نباشد اما از هر چه بگذريم ميبينيم كه كسانييكه بر مسند ميراث فرهنگي نشسته اند علاقه اي به اين آثار ندارند اين صندلي فقط برايشان سكوي پرتابيست به پستهاي بالاتر چه خوب بود كسي مسئول ميراث فرهنگي و موزهاي ايران بود كه حداقل به اين آثار علاقه ميداشت يكسري از بهترين آثار باستاني ما در لندن است و نيم ديگر قرار است برود زير آب
متاسفانه سازمانهاي غير دولتي هم بقدري تضعيف شده اند كه كاري از آنان بر نمي آيد . شرم بيشتر اينكه خبرگزاري ميراث فرهنگي اكنون در اين مورد سكوت اختيار كرده است
در صورت پایان ساخت سد «سیوند» فارس
٢٠٠٠ سال تمدن ايرانی به زير آب میرود
در صورت پایان ساخت سد «سیوند» فارس دو سايت جهانی–تاریخی پاسارگاد و پرسپوليس به زیر آب می رود -
سايت “ايران ما”/آرش سیگارچی – خبر کوتاه اما سخت تکاندهنده است. در روزهای اخیر برخی از کاربران اینترنتی با نگرانی پیامی را رد و بدل می کنند که حکایت دارد چنانچه کار سد «سيوند» در استان فارس – که در آستانه آبگيری است- پایان یابد برای هميشه آرامگاه کورش کبير ، پادشاه قدرتمند هخامنشی نابود مي شود. اين خبر را يک منبع مطلع در سازمان ميراث فرهنگی نیز اعلام کرده است.با آبگیری این سد تعدادی از محوطه های باستانی کشف شده و کشف نشده در آب غرق شده و می شوند. این سد در منطقه ی تنگه ی بلاغی و در فاصله ی ۸ کیلومتری پاسارگاد قرار دارد و محل عبور جاده ی شاهی می باشد. در عین حال کارشناسان معتقدند اگر این سد آبگیری کند به غیر از پاسارگاد رطوبت منطقه بر پرسپولیس نیز آسیب می رساند.
در این میان برخی معتقدند آبگيري سد سيوند تا پايان سال جاري علاوه بر نابود كردن تاريخ دو هزار ساله ايران, حيثيت جهاني ايران را نيز در معرض خطر قرار می دهد. پس از گذشت بيش از دو هزار سال هنوز سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي سنتي مانند گروههاي عشاير در اين منطقه حضور دارند و به علت بكر بودن اين تنگه و وجود شواهدي كه هنوز از گذشتههاي دور باقي مانده، مي توان تاريخ را تجسم كرد.شايد بتوان گفت كمتر جايي در كشور وجود دارد كه به اين شكل تداوم زندگي را ميتوان به عينه در آن مشاهده كرد و به اين دليل تنگ بلاغي يكي از اماكن استثنايي كشور محسوب ميشود.
اين تنگه اولين جايي است كه ميتوان در مورد خصوصيات و نحوه زندگي مردم دوره هخامنشي اطلاعاتي به دست آورد كه در صورت توسعه كاووشها و مطالعات در اين منطقه ميتوان اطلاعات فراواني در خصوص مردم هخامنشي كسب كرد.
براساس نظر باستانشناسان و گياهشناسان، به علت بكر بودن تنگ بلاغي ، گياهاني در اين منطقه وجود دارد كه در صورت انجام مطالعات كامل بر روي آنها ميتوان به نوع گلها، درختان و پوشش گياهي كه در باغهاي پاسارگاد در زمان كوروش و داريوش وجود داشته، پي برد.آغاز ساخت سد
بر اساس شواهد با آبگيري سد سيوند تنگه «بلاغی» به طور كامل به زير آب خواهد رفت. اين سد در 100 كيلومتری شمال شيراز، 50 كيلومتری تخت جمشيد احداث شده است.
با وجود تمام اهميتی كه اين منطقه از نظر تاريخی و فرهنگی برای كشور دارد ، ساخت سد سيوند در دستور کار قرار گرفت. کار ساخت این سد از سال ۱۳۷۱ و در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و بدون هماهنگی با سازمان میراث فرهنگی آغاز شد .
نام این سد جدید سیوند(سیبویه) است که در شمال شهر مرودشت (استان فارس) بر روی رودخانه سیوند به روش خاکی احداث خواهد شد.
این سد که کار احداث ان از سال 1371 آغاز شد تاجی به طول 620 متر و ارتفاعی حدود 60 متر خواهد داشت که در ثانیه 5600متر مکعب آب از سرریز آن تخلیه می شود. گنجایش گنجايش كل مخزن 255 ميليون متر مكعب اعلام شده که در پشت سد فضایی معادل12000 هکتار را تحت پوشش آب خواهد برد.وحشت جهانیان
در شرایطی که فضای سیاسی پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران همه چیز را تحت تاثیر قرار داده است بسیاری از نهادهای جهانی نست به این موضوع واکنش نشان داده اند. در این مورد روزنامهی انگلیسی گاردین نوشت:« در حالی كه بخشهایی از بیش از یكصد مركز باستانی ایران ازجمله بنای پاسارگارد، شهری كه از سوی كوروش كبیر ساخته شده است، طی دو سال آتی توسط سیلابهای پشت سدها ویران میشوند، سازمان ملل از دانشمندان بینالمللی خواسته است تا آنجا كه میتوانند بر تلاش خود برای ثبت مراكز باستانی ایران بیفزایند. در اثر ساخت یك سد در تنگهی بلاقی، جادهی باشكوه ایران باستان كه از تخت جمشید تا پاسارگاد امتداد دارد، ویران خواهد شد. سرعت ساخت این سدها و میزان خرابیای كه به بار خواهند آورد، دانشمندان و اعضای سازمان ملل را شكزده كرده است.»
این روزنامه یادآور شده است:«باستان شناسان ایرانی در این تنگه ۱۲۹ مركز باستانی را معین كردهاند كه شامل كشفیات متعلق به دوران پیش از تاریخ تا آثار بهجا مانده از دوران سلطنت قاجارها است كه در سال ۱۹۲۵ منقرض شدهاند. وسعت این جادهی سنگ فرش قبلا كشف شده است؛ اما غارها، مسیرهای باستانی، تپههای ویژهی دفن مردهها، كانالها و سایر مراكزی كه تاكنون كشف نشدهاند نیز در این سیل از بین خواهند رفت. این در حالی است كه تاریخ نشان میدهد یك مسیر زیرزمینی نیز ویژه عبور پادشاه وجود داشته است كه هنوز كشف نشده است. »همچنین یونسكو در این باره اعلام كرده است:« امیدوار است كاخها، باغها و معبد پایه گذار دوران سلطنتی هخامنشیان در مركز باستانی پاسارگاد احیا شود. شهر مذكور كه سال گذشته در لیست میراث فرهنگی جهانی یونسكو قرار گرفت، كمتر از سه مایل تا انتهای این تنگه فاصله دارد. این مركز امروزه از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا كه عدهای معتقدند مركز مذكور پایتخت اولین امپراتور آسیایی بوده است كه به گوناگونی فرهنگی مردمش احترام میگذارده است.
یونسكو و ایران از باستان شناسان بینالمللی خواستهاند، برای نجات این مركز وارد عمل شوند.
طبق این درخواست انتظار میرود تا ماه آینده هشت تیم از باستان شناسان ایرانی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیا، ژاپنی، لهستانی و سایر ملیتها در ایران گردهم آیند.در حال حاضر ، یک تیم از باستان شناسان ایرانی و ایتالیایی به سر پرستی علیرضا عسگری برای نجات این مناطق تلاش می کنند آن ها تاکنون توانسته اند در این منطقه چندین محوطه ی باستانی کشف نشده پیدا کنند و در تلاشند تا این مناطق را از غرق شدن نجات دهند . طبق گفته ی این کارشناسان برای نجات پاسارگاد و دیگر مناطق حد اقل ۴ سال فرصت نیاز است . این در حالی است که این سد به احتمال زیاد سال آینده آبگیری خواهد کرد.
درخواست تعویق آبگیری سد
در روز گذشته ، مدير بنياد پژوهشي پارس پاسارگاد با اشاره به وضعیت بغرنج این سد در صورت ابگیری گفت:« تا قبل از اين كه آبگيري سد سيوند آغاز شود ، كليه تلاش مان را براي انجام كارهاي باستانشناسي و جمعآوري اطلاعات از اين منطقه انجام خواهيم داد و در صورتي كه نتوانيم تا قبل از شروع آبگيري اطلاعات كافي را جمعآوري كنيم ، قطعاً به مراجع رسمي متذكر ميشويم و درخواست تعويق آبگيري سد را ارايه خواهيم كرد.»
محمد حسن طالبیان افزود:« به منظور آغاز عمليات كاووش و جمعآوري اطلاعات از نحوه زندگي مردم هخامنش ، سال گذشته اقدام به عكس برداري هوايي, تهيه نقشه و فراخوان بينالمللي كرديم و از اسفندماه 83 با حضور 7 گروه بينالمللي خارجي و داخلي شامل موسسه باستانشناسي دانشگاه تهران, هيات باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و بنياد پژوهشي پارس پاسارگاد, دو تيم از كشور آلمان و تيمهايي از لهستان, ايتاليا, ژاپن و فرانسه عمليات كاووش آغاز شد.»
طالبيان با اشاره به اين كه فصل دوم كاووشهاي باستانشناسي تنگ بلاغي 15 روز ديگر آغاز خواهد شد, تصريحكرد: «به محض اين كه فصل دوم كاووشها به اتمام برسد ، رسماً گزارش مفصلي از اطلاعات مربوط به وضعيت تنگه و ارزشهاي تاريخي و فرهنگي آن به دولت اعلام خواهيم كرد, تا آگاه شوند با آبگيري سد سيوند چه چيزي را از دست خواهند داد و چه چيزي را به دست خواهند آورد و آنگاه انتخاب را به عهده خود مردم ايران خواهيم گذاشت. »
تعویق فقط تا سال 2006
در شرایط فعلی بسیاری از فعالان در مورد تلاش کرده اند تا دولت را متوجه کنند که اگر این سد شروع به آبگیری کند چه اطلاعاتی مربوط به گذشته به زیر آب می رود . قرار بود این سد فروردین ماه افتتاح شود؛ اما وزارت انرژی افتتاح آن را تا اوایل سال ۲۰۰۶ به تاخیر انداخته است تا باستان شناسان وقت بیشتری برای بررسی این مركز داشته باشند. این مراكز گنجینهی باارزشی از اطلاعات مربوط به گذشتهی ایران را در بطن خود دارند.
* * *
اگر تا دیروز عمده تلاش فعالان ایرانی برای اثبات این موضوع به جهانیان بود که خلیج فارس همواره خلیج فارس بوده و خواهد بود امروز در داخل کشور عدم وجود تدبیر در بعضی حوزه ها و از جمله حوزه های عمرانی موجب شده تا بار دیگر شخصیت و هویت ایرانی در آستانه تعرض قرار بگیرد .امری مذموم که با سکوت فرزندان ایران مواجه نخواهد شد.
مرعشي، رييس قبلي سازمان ميراث فرهنگي:
نميتوان سدسازي كه لازمه تمدن امروز و فرداي ايران است را فداي وجود و حفظ آثار تاريخي و باستاني كرد
سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هيچگونه مخالفتي با احداث سد سيوند در تنگ بلاغي نداشته و از آبگيري سد جلوگيري نخواهد كرد.
سيد حسين مرعشي، رييس سابق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري, درگفت و گو با خبرنگار ايلنا، با اشاره به ساخت و آبگيري سد سيوند كه موجب نابودي تنگ بلاغي كه به يادگار مانده از دوران هخامنش بوده و حافظ بخشي از تاريخ و فرهنگ ايران باستان است، گفت: كليه درههاي ايران محل زندگي مردم قديم و دورههايي است كه آثار تمدن قديم در آنها وجود دارد.
وي، در ادامه افزود: تمدن در ايران 9 هزار سال جريان داشته و همواره در محلهاي زيستي ثابت بودهاند و اين نشان ميدهد تمدنهاي جديد بر روي تمدنهاي قديمي بنا ميشدند.
مرعشي, در پاسخ به اين كه ساخت سد سيوند قسمت اعظمي از تمدن ايراني را از بين خواهد برد، اظهارداشت: نميتوان سدسازي كه لازمه تمدن امروز و فرداي ايران است را فداي وجود و حفظ آثار تاريخي و باستاني كرد.
وي، در خصوص وظيفه دولت در حفظ ميراث باستاني كشور و ممانعت از تخريب آنها ، تصريحكرد: براساس مصوبه هيات دولت، همه دستگاهها زماني كه در منطقهاي مطالعات فني، اقتصادي و محيطي انجام ميدهند، موظفند مستندسازي آثار تاريخي واقع در حوزه طرحهاي عمراني را نيز انجام دهند.
مرعشي، افزود: در حال حاضر، 9 اكيپ از باستانشناسان خارجي و 2 اكيپ از باستان شناسان داخل مشغول عمليات نجات بخشي در منطقه تنگ بلاغي هستند.
وي، تاكيدكرد: بنابر برنامهريزيهاي صورت گرفته توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، سعي خواهد شد هم زمان با آماده شدن سد سيوند براي آبگيري، كليه اشيا تاريخي از تنگ بلاغي خارج و عمليات نجات بخشي به اتمام برسد.
رييس سابق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، در خصوص فعاليت سازمان براي جلوگيري از ساخت سد، گفت: سازمان ميراث فرهنگي از ابتدا با احداث سد سيوند هيچگونه مخالفتي نداشته و از آبگيري سد جلوگيري به عمل نخواهد آورد.كانون مدافعان حقوق بشر از مجريان سد سيوند شكايت ميكند
كانون مدافعان حقوق بشر از مجريان طرح آبگيري سد سيوند به عنوان مخربان ميراث فرهنگي ايران اعلام شكايت ميكند.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، اعضا شوراي مركزي كانون مدافعان حقوق بشر در جلسه امروز، دوشنبه، مصوب كردهاند كه در اولين فرصت شكايتي را از مجريان طرح آبگيري سد سيوند به عنوان مخربان ميراث فرهنگي ايران به مراجع قضايي تقديم كنند.
سد سيوند در 100 كيلومتري شمال شهر شيراز و 50 كيلومتري تخت جمشيد در شهرستان پاسارگاد احداث شده است و به گفته كارشناسان ميراث فرهنگي با آبگيري اين سد در پايان سال جاري، تنگه بلاغي از بين ميرود. اين تنگه اولين مكان شناسايي خصوصيات و نحوه زندگي مردم در دوره هخامنشيان و انواع گياهان و درختان زمان كوروش و داريوش است كه با آبگيري سد بخشي از ميراث فرهنگي ايران از بين ميرود
مهمترين خطری که تنگه بلاغی را تهديد می کند ساخت سد سيوند در نزديکی اين تنگه است که قرار است در سال آينده به بهره برداری برسد که در اين صورت بخش اعظمی از اين تنگه زير آب خواهد رفت.
به گزارش خبرگزاری ميراث فرهنگی در صورت ساخت اين سد، 84 محوطه باستانی از جمله تپه های باستانی پيش از ميلاد، كوره های ذوب فلز، غار و سكونت گاه های پيش از ميلاد، گورهای سنگی مربوط به دوران فرمانروايان فارس، دو قبرستان دسته جمعی مربوط به دوران اشكانی و بيش از 7 كيلومتر مرز سنگی مربوط به دوران اشكانی به زير آب خواهد رفت.
بنا به همين گزارش ساخت سد سيوند از سال 1371 در تنگه بلاغی روی رودخانه پلوار و بدون هيچ استعلامی از سازمان ميراث فرهنگی شروع شده است. فاصله دهانه اصلی سد تا آثار و سازه های اصلی محوطه پاسارگاد نزديک به 17 كيلومتر و فاصله خط پايان آبگيری درياچه تا سازه های اصلی و آرامگاه كوروش حدود 9 كيلومتر است.
همچنين در صورت راه اندازی اين سد، بر اثر رطوبت ناشی از آبی که در پشت سد جمع خواهد شد به آرامگاه کورش در پاسارگاد و کاخ اصلی لطمه هائی به اين اثر باستانی وارد می شود.
خروج غیر منطقی آثار باستانی و نفیس کشور
بيش از 150 قطعه با ارزش ايران باستان زمان هخامنشي در قبال 150 هزارپوند به انگليس كرايه داده شد
متاسفانه كساني بايد براي ميراث ايران باستان و تمدن هخامنشي تصميم بگيرند كه عرق ملي ندارند.
اين قطعات نفيس به كشوري داده ميشود كه بيشترين دستبردها را به ميراث باستاني ما زده . حتي مجسمه هاي بزرگ ملي ما را با پتك خرد كردند و دزديده اند. در شرايطي ميراث ملي ما به لندن ميرود كه به بهانه چند انفجار ممكن است تمام اين آثار به يغما برود. حتي ممكن است تمام اين آثار در پي يك اتهام واهي مصادره شود.
حتي مجسمه داريوش هم قرار بوده جزو اين آثار باشد كه تنها علتي كه آقايان پشيمان شدند اين بود كه احتمال خرد شدن مجسمه در اثر جابجايي زياد بود!
كاري كه بايد انجام شود اينست كه توريست را براي ديدن آثار باستاني به ايران بياوريم نه اينكه آثار باستاني را با هواپيما در دنيا بگردانيم.
حتي براي شناسايي فرهنگ و تمدن به ساير كشورها راه درست اينست كه قطعات مشابه سازي شده آثار باستاني به خارج فرستاده شود.
ميگويند
هر اثر باستاني كه از ايران خارج شد تا لب مرز بر پشت الاغ ايراني بود!
نميدانم تا كي بايد شاهد اين وضع فجيع باشيم. آثار باستاني متعلق به همه مردم است و هيچ نهاد دولتي و غير دولتي حق تصميم گيري هاي اينچنين در مورد آنرا ندارد وظيفه آنها نگهداريست نه كرايه دادن و خسارت زدن به آثار. آيا نفت مهمتر از آثار باستاني ماست؟ البته وقتي مدير موزه ملي ايران ارزش اين آثار را در حد يك هواپيما ميداند بايد بيشتر نگران بود.
خلاصه اي از اين گزارش:
به گزارش خبرنگار همشهري، ساعت ۱۰ صبح ديروز محمدرضا كارگر مدير موزه ملي ايران، همراه با مسعود نصرتي مديركل موزه هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و اميد غنمي سرپرست دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره آثار تاريخي، منحصر به فرد و بسيار نفيس ايران كه به لندن فرستاده شده است
مصاحبه مطبوعاتي برگزار كردندچندي پيش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تصميم گرفت موزه ۷۰۰۰ ساله شكوه ايران را ۱۷ شهريور در لندن برگزار كند. در پي اين تصميم مخالفت هايي در خصوص عدم تضمين لازم براي بازگشت همه اشياء تاريخي (۱۵۴ قلم آثار باستاني) به صورت سالم به كشور و طرح ابهاماتي در خصوص خروج برخي از آثار خاص صورت گرفت.
پيش از اين سنجاق مفرغي لرستان كه براي نمايش به يكي از نمايشگاه هاي هفت هزار سال هنر ايران فرستاده شده بود، به كشور بازگردانده نشد
وي پيش از اين كه خبرنگاران پرسش هاي شان را مطرح كنند درباره نگراني هايي كه در خصوص ارسال آثار بي نظير ايران به لندن وجود دارد، اظهار داشت: گفته مي شود اين احتمال وجود دارد كه اين اشياء ديگر به كشور بازگردانده نشوند. خوب اين نگراني در مورد هر چيزي ممكن است وجود داشته باشد. حتي ممكن است يك هواپيما در باند فرودگاه لندن به زمين بنشيند و آن را ضبط كنند
كارگر دومين دليل خود را در خصوص ضمانت اجرايي لازم براي بازگشت آثار منحصر به فرد و تاريخي ايران از انگلستان در مقايسه اي با وزارت نفت اين طور بيان كرد: وقتي وزارت نفت ايران، ميلياردها دلار نفت را به كمپاني هاي خارجي مي فروشد و سپس پول آن را مي گيرد، چه ضمانتي وجود دارد كه پول نفت به ايران داده شود و آن را ضبط نكنند
خبر اين موضوع نيز به نقل از معاون امور فرهنگي و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مطرح شد كه مدير موزه ملي ايران اصرار به خروج اين اشياء دارد و اين نشان مي دهد رويه هاي غيرمعمول در جريان خروج اين اشياء بوده است. حتي اصرار فراوان در خصوص خروج مجسمه داريوش و سرستون هخامنشي وجود داشته است، آن هم پيش از برگزاري جلسه هيأت كارشناسي
همچنين اين موضوع مطرح شد كه چرا نام اين نمايشگاه در ايران، «شكوه هخامنشي» است، اما در خارج از كشور و در اروپا و انگلستان به نام «امپراتوري از ياد رفته» عنوان مي شود
پاسخ هاي وي اين گونه بود: شما در اشتباه هستيد. در مورد سه اثر مجسمه داريوش، ستون هخامنشي و اسفنكس، كارشناسان ما به توافق رسيدند. اما وقتي مشخص شد كه به طور قطع قابل انتقال نيستند، اين مسئله بدون هيچ اختلاف نظري تصويب شد
کتیبه بیستون داریوش کبیر و نکاتی چند
متاسفانه بيشتر منابع تاريخي ايراني اينگونه اند كه چند قرن بعد از تاريخ واقعه اي كه روايت ميكنند نوشته شدند و اينكه معمولا اصل اين نوشته ها در اختيار ما نيست و نسخه هايي كه خود ساليان سال بعد از نسخه اصلي كپي برداري شده اند به امروزيان رسيده كه اين كپي ها خود معمولا تغييراتي رو پذيرفته. اما كتيبه هاي هخامنشي منابع اصيل و دست نخورده اي هستند و معتبرترينشون كتيبه بيستون از داريوش كبير است كه خيلي هم باعث افتخار ايرانست . ضمن اينكه تكيه داريوش بر راستگويي و عقايد آنروز ايرانيان اعتبار اين كتيبه را بالا برده . متن كل كتيبه رو ميشه توي سايت خود كتيبه بيستون ديد. اما نكات جالبي در كتيبه هست كه ميشه بيشتر مورد توجه قرار داد.
سايت كتيبه بيستون
«بند 5- داريوش شاه گويد : تو كه از اين پس شاه خواهي بود خود را قوياً از دروغ بپاي . اگر چنان فکر كني [ كه ] كشور من در امان باشد مردي كه دروغ زن باشد او را سخت كيفر بده .
بند 14- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس شاه خواهي بود . مردي که دروغگو باشد يا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش . به سختي آنها را کيفر ده .»
پاسداشت راستي و راستگويي و اجتناب از دروغگويي يكي از مهمترين اصول ايران باستان بوده حتي دروغ مصلحتي هم در آن جايي نداشته. ايرانيان پيشگامان راستگويي و اخلاق در جهان بودند ولي متاسفانه بايد اقرار كرد امروز خيلي از اين اصل دور افتاديم و چه بسا بسيار ميبينيم كه اشخاص حتي با وجوديكه ميدانند در نظر همه مردم سخنشان دروغ است دست به دامان دروغ ميشوند و عيبي در اين كار نميبينند.
«بند 6- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم . به خواست اهورا مزدا در همان يک سال کردم . تو که از اين پس اين نبشته را خواهي خواند آنچه به وسيله من کرده شده ترا باور شود . مبادا آن را دروغ بپنداري .
ند 7- داريوش شاه گويد : اهورا مزدا را گواه مي گيرم که آنچه من در همان يک سال کردم اين راست [ است ] نه دروغ .
ند 9- داريوش شاه گويد : شاهان پيشين را مادامي که بودند چنان کرده هايي نيست که به وسيله من به خواست اهورا مزدا در همان يک سال کرده شد .»
داريوش چندين بار زمان يكسال را در كتيبه بكار برده . معلوم است كه برقراري نظم كشور آن هم در آن روزگار امري ناشدني بوده مخصوصا با وسعت كشور پارس آنروز و سپاهياني كه همه هم سواره نبوده اند. اين نكته در كارنامه داريوش هخامنشي مغفول مانده هر چند خود بسيار بر آن تكيه كرده بود. بايد اعتراف كرد سرو سامان دادن به يك كشور پهناور و شورش زده حتي امروز هم كار يكسال نيست و اگر داريوش نميتوانست در طول يكسال به اين مهم دست يابد چه بسا در ايجاد ساير اقدامات امنيتي و رفاهي در كشور ناكام ميماند اين اقدام كار هر كسي نبود. فرضياتي چون بكار بردن خشونت كه اخيرا از جانب افرادي ضد ملي چون ناصر پورپيرار نويسنده كتب دوازده قرن سكوت و پلي بر گذشته مطرح شده اند نميتوانند درست باشند زيرا اين شورشها مردمي نبوده بلكه حاصل شورش سرداران و حكمرانان پيشين و ادعاي شاهي آنان بوده است و در اكثر موارد آنچنان كه ميدانيم حاكمان شورشي بر مردم سخت گرفته اند و سرنگونيشان خواست مردم بوده است.در بند 14 داريوش از بازگرداندن اموال مردم نيز سخن گفته است .
«بند 13- داريوش شاه گويد : از آن جهت اهورا مزدا مرا ياري کرد و ايزدان(مخلوقات برتر خدا) ديگري که هستند که پليد نبودم . دروغگو نبودم . تبهکار نبودم . نه من نه دودمانم . به راستي رفتار کردم . نه به ضعيف نه به توانا زور نورزيدم . مردي که دودمان من همراهي کرد او را نيک نواختم . آن که زيان رسانيد اورا سخت کيفر دادم .»
لحن كلام به هيچوجه دستوري و متكبرانه نيست براي من بسيار جالب است كه شاهي فاتح و پيروز با قدرت مطلقه و كامله در آن عصر چنين لحني را بكار ميبرد . بايد گريزي زد به عصر قاجار و با شاهاني كه فرنگ رفته بودند مقايسه اي كرد لحن ارباب و نوكري مظفرالدين شاه بي كفايت و بي قدرت كجا و لحن شاه هخامنشي كجا.
«بند 15- داريوش شاه گويد : تو که از اين پس اين نپشته را که من نوشتم يا اين پيکرها را ببيني مبادا [ آنها را ] تباه سازي . تا هنگامي که توانا هستي آنها را نگاه دار.
بند 16- داريوش شاه گويد : اگر اين نپشته يا اين پيکرها را ببيني [ و ] تباهشان نسازي و تا هنگامي که ترا توانايي است نگاهشان داري ، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسيار و زندگيت دراز باد و آنچه کني آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد . »
آه. اين ديگه جاي شرمندگي داره . در زمستان آب روي كتيبه جمع ميشه و يخ ميبنده و به تركيدن سنگها كمك ميكنه بعد از 2500 سال نتوانستيم يك سايه بان و ناودان آب چند متر بالاتر از كتيبه نصب كنيم و يا به نوعي آب باران را قبل از رسيدن به كتيبه به نوعي منحرف كنيم.جاي شرمندگي بسيار دارد.
«بند 5 – داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .
بند 9 – داريوش شاه گويد : اهورا مزدا مرا اين پادشاهي داد . اهورا مزدا مرا ياري کرد تا اين شاهي بدست آورم . به ياري اهورا مزدا اين شاهي را دارم . »
نزديكترين عقيده به توحيد.
« بند 20- داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا اين نپشته را من [ به طريق ] ديگر [ نيز ] کردم . بعلاوه به [ زبان ] آريايي بود هم روي لوح هم روي چرم تصنيف شد . اين نپشته به مهر تأييد شد . پيش من هم نوشته هم خوانده شد . پس از آن من اين نپشته را همه جا در ميان کشورها فرستادم مردم پذيرا شدند . »
آخرين بند كتيبه است نشان از سازماندهي مهر تاييد گرفتن و اهميت گزارش به مردم است .
«بند 10 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من کرده شد پس از اينکه شاه شدم . کمبوجيه نام پسر کوروش از نسل ما او اينجا شاه بود . همان کمبوجيه را برادري بود بردي نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجيه . پس از آن کمبوجيه آن بردي را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردي کشته شده . پس از آن کمبوجيه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسيار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در ساير کشورها .
بند 11 – داريوش شاه گويد : پس از آن مردي مغ بود گئومات نام . او از پ ئيشي يا وودا ( پي شياووادا ) برخاست . کوهي [ است ] ارکديش ( ارکادري ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وي يخن 1 چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردي پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجيه برگشته به سوي او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم ساير کشورها . شاهي را براي خود گرفت . از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آنگاه شاهي را براي خود گرفت . پس از آن کمبوجيه به دست خود مرد . »
نميدانم شايد بايد باور كنيم روزگار تلخ ما هم حاصل دروغگويي هاي بسيار است.
«بند 12- داريوش شاه گويد : نبود مردي ، نه پارسي ، نه مادي ، نه هيچ کس از تخمه ما که شاهي را گئومات مغ باز ستاند . مردم شديداً از او ميترسيدند که مبادا مردم بسياري را که پيش از آن بردي را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را مي کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردي پسر کوروش نيستم . هيچ کس ياراي گفتن چيزي درباره گئومات مغ نداشت تا من رسيدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . از ماه باگاديش 3 10 روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهايي را که برترين مردان دستيار [ او ] بودند کشتم . دژي سيک ي ووتيش 4 ، نام سرزميني ني ساي نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهي را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .
بند 14 – داريوش شاه گويد : شاهي را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جايش استوار نمودم . چنانکه پيش از اين [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هايي را که گئومات مغ ويران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هايي را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جايش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و ساير کشورها را . چنان که پيش از اين [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من اين را کردم . من کوشيدم تا خاندان ما را در جايش استوار نمايم چنان که پيش از اين [ بود ] آن طور من کوشيدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگيرد »
اين دو بند جا دارد كه چند بار خوانده شود.
در آخر لازم به توضيح است كه اين گفتار تاييدي بر حكومتهاي شاهنشاهي نيست . به عقيده اينجانب حكومت شاهنشاهي در عصر حاضر دارويي تاريخ مصرف گذشته است، اما هرگز نبايد از ياد بزرگان ايران و افتخاراتي را كه برايمان آفريدند غافل شد . هرچند بر اين باورم كه كوروش كبير و داريوش كبير از بزرگان ايران نيستند بلكه بالاتر از آن كوروش و داريوش خود ايرانند.
داريوش شاه گويد : اکنون آنچه به وسيله من کرده شد آن را باور آيد . همچنين به مردم بگو ، پنهان مدار . اگر اين گفته را پنهان نداري به مردم بگويي اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسيار و زندگيت دراز باد .
وصیت نامه داریوش کبیر
گفتم اين مطلب اينجا هم كپي بشه بد نيست
منبع
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.
كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .
اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .
توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .
بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است
- احسان: 5800نوکیا و wave525سامسونگ...
- احسان: x6نوکیا و wave1,2,3...
- احسان: میکس والکمن{mix walkman}سونی اریکون...
- احسان: گوشی5800...
- احسان: عالی بگیری بشیمون نمیشی...
- احسان: 1800...
- iChiGo KuRosAki: عالیه ممنون...
- mohammad: هر کی سریال خاطراط خون آشام رو ندید...
- امین: با سلام ایده بدی نیست حالا ما بیای...








