هنوز هم لباس تنهاييهايم
بوي عطر صدايت دارد
دستهاي پهناور تو هنوز هم سبزند
سبزي دستان تو زمستان نميشناسد
درياچه ها از سردي زمانه يخ ميبندند
من در ساحل ديدار تو ، درياي محبتي ديدم
كه هرگز يخ نميبندد
و موج خروشانش هرگز دست از ساحل برنميدارد
غرق دريا ، غرق باد
فراموشي را فراموش كردم
تو آرام و آبي
آرام و زيبا
من نيز چون مرغي ماهيخوار
در هواي عشق تو
از آن زمان تا حال
زندگي كردم
مرغ ماهیخوار
خدانگهدار
ميروم از اين شهر كسي چشم انتظارم نيست
ميروم تنها و خسته چشمي بدرقه راهم نيست
ميكنم عزم سفر ميروم جاي دگر
اينجا دستي يارم نيست
ميروم با كوله باري پر
اما خاطره اي بارم نيست
عكسي همراهم نيست
نه صدايي از دور
حتي خدانگهداري نيست
ميروم جايي كه جرعه آبي باشد
كه پس از بازدمم ، نفسي باز آيد
ميروم جاييكه ذره اي، خاك پاكي باشد
نفسي ، عكس نگاري باشد
روي درختان سبز جنگلش ، از عزيزي يادگاري باشد
ميروم تنها و خسته
ميروم تلخ و شيرين
ميروم آنجا كه با من
دور از نگاه هركسي ، هم نفسي باشد
واندر آن نفسش عطر ياسي باشد
- احسان: 5800نوکیا و wave525سامسونگ...
- احسان: x6نوکیا و wave1,2,3...
- احسان: میکس والکمن{mix walkman}سونی اریکون...
- احسان: گوشی5800...
- احسان: عالی بگیری بشیمون نمیشی...
- احسان: 1800...
- iChiGo KuRosAki: عالیه ممنون...
- mohammad: هر کی سریال خاطراط خون آشام رو ندید...
- امین: با سلام ایده بدی نیست حالا ما بیای...








