خروج غیر منطقی آثار باستانی و نفیس کشور

Posted by admin     Category: تاريخ و ايرانشناسي, سياسي

بیش از ۱۵۰ قطعه با ارزش ایران باستان زمان هخامنشی در قبال ۱۵۰ هزارپوند به انگلیس کرایه داده شد
متاسفانه کسانی باید برای میراث ایران باستان و تمدن هخامنشی تصمیم بگیرند که عرق ملی ندارند.
این قطعات نفیس به کشوری داده میشود که بیشترین دستبردها را به میراث باستانی ما زده . حتی مجسمه های بزرگ ملی ما را با پتک خرد کردند و دزدیده اند. در شرایطی میراث ملی ما به لندن میرود که به بهانه چند انفجار ممکن است تمام این آثار به یغما برود. حتی ممکن است تمام این آثار در پی یک اتهام واهی مصادره شود.
حتی مجسمه داریوش هم قرار بوده جزو این آثار باشد که تنها علتی که آقایان پشیمان شدند این بود که احتمال خرد شدن مجسمه در اثر جابجایی زیاد بود!
کاری که باید انجام شود اینست که توریست را برای دیدن آثار باستانی به ایران بیاوریم نه اینکه آثار باستانی را با هواپیما در دنیا بگردانیم.
حتی برای شناسایی فرهنگ و تمدن به سایر کشورها راه درست اینست که قطعات مشابه سازی شده آثار باستانی به خارج فرستاده شود.
میگویند
هر اثر باستانی که از ایران خارج شد تا لب مرز بر پشت الاغ ایرانی بود
!
نمیدانم تا کی باید شاهد این وضع فجیع باشیم. آثار باستانی متعلق به همه مردم است و هیچ نهاد دولتی و غیر دولتی حق تصمیم گیری های اینچنین در مورد آنرا ندارد وظیفه آنها نگهداریست نه کرایه دادن و خسارت زدن به آثار. آیا نفت مهمتر از آثار باستانی ماست؟ البته وقتی مدیر موزه ملی ایران ارزش این آثار را در حد یک هواپیما میداند باید بیشتر نگران بود.

گزارش
همشهری

خلاصه ای از این گزارش:

به گزارش خبرنگار همشهری، ساعت ۱۰ صبح دیروز محمدرضا کارگر مدیر موزه ملی ایران، همراه با مسعود نصرتی مدیرکل موزه های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و امید غنمی سرپرست دفتر حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درباره آثار تاریخی، منحصر به فرد و بسیار نفیس ایران که به لندن فرستاده شده است
مصاحبه مطبوعاتی برگزار کردند

چندی پیش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تصمیم گرفت موزه ۷۰۰۰ ساله شکوه ایران را ۱۷ شهریور در لندن برگزار کند. در پی این تصمیم مخالفت هایی در خصوص عدم تضمین لازم برای بازگشت همه اشیاء تاریخی (۱۵۴ قلم آثار باستانی) به صورت سالم به کشور و طرح ابهاماتی در خصوص خروج برخی از آثار خاص صورت گرفت.
پیش از این سنجاق مفرغی لرستان که برای نمایش به یکی از نمایشگاه های هفت هزار سال هنر ایران فرستاده شده بود، به کشور بازگردانده نشد

وی پیش از این که خبرنگاران پرسش های شان را مطرح کنند درباره نگرانی هایی که در خصوص ارسال آثار بی نظیر ایران به لندن وجود دارد، اظهار داشت: گفته می شود این احتمال وجود دارد که این اشیاء دیگر به کشور بازگردانده نشوند. خوب این نگرانی در مورد هر چیزی ممکن است وجود داشته باشد. حتی ممکن است یک هواپیما در باند فرودگاه لندن به زمین بنشیند و آن را ضبط کنند
کارگر دومین دلیل خود را در خصوص ضمانت اجرایی لازم برای بازگشت آثار منحصر به فرد و تاریخی ایران از انگلستان در مقایسه ای با وزارت نفت این طور بیان کرد: وقتی وزارت نفت ایران، میلیاردها دلار نفت را به کمپانی های خارجی می فروشد و سپس پول آن را می گیرد، چه ضمانتی وجود دارد که پول نفت به ایران داده شود و آن را ضبط نکنند

خبر این موضوع نیز به نقل از معاون امور فرهنگی و ارتباطات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مطرح شد که مدیر موزه ملی ایران اصرار به خروج این اشیاء دارد و این نشان می دهد رویه های غیرمعمول در جریان خروج این اشیاء بوده است. حتی اصرار فراوان در خصوص خروج مجسمه داریوش و سرستون هخامنشی وجود داشته است، آن هم پیش از برگزاری جلسه هیأت کارشناسی

همچنین این موضوع مطرح شد که چرا نام این نمایشگاه در ایران، «شکوه هخامنشی» است، اما در خارج از کشور و در اروپا و انگلستان به نام «امپراتوری از یاد رفته» عنوان می شود
پاسخ های وی این گونه بود: شما در اشتباه هستید. در مورد سه اثر مجسمه داریوش، ستون هخامنشی و اسفنکس، کارشناسان ما به توافق رسیدند. اما وقتی مشخص شد که به طور قطع قابل انتقال نیستند، این مسئله بدون هیچ اختلاف نظری تصویب شد

کتیبه بیستون داریوش کبیر و نکاتی چند

Posted by admin     Category: تاريخ و ايرانشناسي, سياسي

متاسفانه بیشتر منابع تاریخی ایرانی اینگونه اند که چند قرن بعد از تاریخ واقعه ای که روایت میکنند نوشته شدند و اینکه معمولا اصل این نوشته ها در اختیار ما نیست و نسخه هایی که خود سالیان سال بعد از نسخه اصلی کپی برداری شده اند به امروزیان رسیده که این کپی ها خود معمولا تغییراتی رو پذیرفته. اما کتیبه های هخامنشی منابع اصیل و دست نخورده ای هستند و معتبرترینشون کتیبه بیستون از داریوش کبیر است که خیلی هم باعث افتخار ایرانست . ضمن اینکه تکیه داریوش بر راستگویی و عقاید آنروز ایرانیان اعتبار این کتیبه را بالا برده . متن کل کتیبه رو میشه توی سایت خود کتیبه بیستون دید. اما نکات جالبی در کتیبه هست که میشه بیشتر مورد توجه قرار داد.
سایت کتیبه بیستون

«بند ۵- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود خود را قویاً از دروغ بپای . اگر چنان فکر کنی [ که ] کشور من در امان باشد مردی که دروغ زن باشد او را سخت کیفر بده .
بند ۱۴- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود . مردی که دروغگو باشد یا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش . به سختی آنها را کیفر ده .»

پاسداشت راستی و راستگویی و اجتناب از دروغگویی یکی از مهمترین اصول ایران باستان بوده حتی دروغ مصلحتی هم در آن جایی نداشته. ایرانیان پیشگامان راستگویی و اخلاق در جهان بودند ولی متاسفانه باید اقرار کرد امروز خیلی از این اصل دور افتادیم و چه بسا بسیار میبینیم که اشخاص حتی با وجودیکه میدانند در نظر همه مردم سخنشان دروغ است دست به دامان دروغ میشوند و عیبی در این کار نمیبینند.

«بند ۶- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم . به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کردم . تو که از این پس این نبشته را خواهی خواند آنچه به وسیله من کرده شده ترا باور شود . مبادا آن را دروغ بپنداری .
ند ۷- داریوش شاه گوید : اهورا مزدا را گواه می گیرم که آنچه من در همان یک سال کردم این راست [ است ] نه دروغ .
ند ۹- داریوش شاه گوید : شاهان پیشین را مادامی که بودند چنان کرده هایی نیست که به وسیله من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کرده شد .»

داریوش چندین بار زمان یکسال را در کتیبه بکار برده . معلوم است که برقراری نظم کشور آن هم در آن روزگار امری ناشدنی بوده مخصوصا با وسعت کشور پارس آنروز و سپاهیانی که همه هم سواره نبوده اند. این نکته در کارنامه داریوش هخامنشی مغفول مانده هر چند خود بسیار بر آن تکیه کرده بود. باید اعتراف کرد سرو سامان دادن به یک کشور پهناور و شورش زده حتی امروز هم کار یکسال نیست و اگر داریوش نمیتوانست در طول یکسال به این مهم دست یابد چه بسا در ایجاد سایر اقدامات امنیتی و رفاهی در کشور ناکام میماند این اقدام کار هر کسی نبود. فرضیاتی چون بکار بردن خشونت که اخیرا از جانب افرادی ضد ملی چون ناصر پورپیرار نویسنده کتب دوازده قرن سکوت و پلی بر گذشته مطرح شده اند نمیتوانند درست باشند زیرا این شورشها مردمی نبوده بلکه حاصل شورش سرداران و حکمرانان پیشین و ادعای شاهی آنان بوده است و در اکثر موارد آنچنان که میدانیم حاکمان شورشی بر مردم سخت گرفته اند و سرنگونیشان خواست مردم بوده است.در بند ۱۴ داریوش از بازگرداندن اموال مردم نیز سخن گفته است .

«بند ۱۳- داریوش شاه گوید : از آن جهت اهورا مزدا مرا یاری کرد و ایزدان(مخلوقات برتر خدا) دیگری که هستند که پلید نبودم . دروغگو نبودم . تبهکار نبودم . نه من نه دودمانم . به راستی رفتار کردم . نه به ضعیف نه به توانا زور نورزیدم . مردی که دودمان من همراهی کرد او را نیک نواختم . آن که زیان رسانید اورا سخت کیفر دادم .»

لحن کلام به هیچوجه دستوری و متکبرانه نیست برای من بسیار جالب است که شاهی فاتح و پیروز با قدرت مطلقه و کامله در آن عصر چنین لحنی را بکار میبرد . باید گریزی زد به عصر قاجار و با شاهانی که فرنگ رفته بودند مقایسه ای کرد لحن ارباب و نوکری مظفرالدین شاه بی کفایت و بی قدرت کجا و لحن شاه هخامنشی کجا.

«بند ۱۵- داریوش شاه گوید : تو که از این پس این نپشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی مبادا [ آنها را ] تباه سازی . تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار.
بند ۱۶- داریوش شاه گوید : اگر این نپشته یا این پیکرها را ببینی [ و ] تباهشان نسازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان داری ، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسیار و زندگیت دراز باد و آنچه کنی آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد . »

آه. این دیگه جای شرمندگی داره . در زمستان آب روی کتیبه جمع میشه و یخ میبنده و به ترکیدن سنگها کمک میکنه بعد از ۲۵۰۰ سال نتوانستیم یک سایه بان و ناودان آب چند متر بالاتر از کتیبه نصب کنیم و یا به نوعی آب باران را قبل از رسیدن به کتیبه به نوعی منحرف کنیم.جای شرمندگی بسیار دارد.

«بند ۵ – داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهی را به من داد .
بند ۹ – داریوش شاه گوید : اهورا مزدا مرا این پادشاهی داد . اهورا مزدا مرا یاری کرد تا این شاهی بدست آورم . به یاری اهورا مزدا این شاهی را دارم . »

نزدیکترین عقیده به توحید.

« بند ۲۰- داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا این نپشته را من [ به طریق ] دیگر [ نیز ] کردم . بعلاوه به [ زبان ] آریایی بود هم روی لوح هم روی چرم تصنیف شد . این نپشته به مهر تأیید شد . پیش من هم نوشته هم خوانده شد . پس از آن من این نپشته را همه جا در میان کشورها فرستادم مردم پذیرا شدند . »

آخرین بند کتیبه است نشان از سازماندهی مهر تایید گرفتن و اهمیت گزارش به مردم است .

«بند ۱۰ – داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من کرده شد پس از اینکه شاه شدم . کمبوجیه نام پسر کوروش از نسل ما او اینجا شاه بود . همان کمبوجیه را برادری بود بردی نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجیه . پس از آن کمبوجیه آن بردی را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردی کشته شده . پس از آن کمبوجیه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسیار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در سایر کشورها .
بند ۱۱ – داریوش شاه گوید : پس از آن مردی مغ بود گئومات نام . او از پ ئیشی یا وودا ( پی شیاووادا ) برخاست . کوهی [ است ] ارکدیش ( ارکادری ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وی یخن ۱ چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردی پسر کوروش برادر کمبوجیه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم سایر کشورها . شاهی را برای خود گرفت . از ماه گرم پد ۲ ۹ روز گذشته بود آنگاه شاهی را برای خود گرفت . پس از آن کمبوجیه به دست خود مرد . »

نمیدانم شاید باید باور کنیم روزگار تلخ ما هم حاصل دروغگویی های بسیار است.

«بند ۱۲- داریوش شاه گوید : نبود مردی ، نه پارسی ، نه مادی ، نه هیچ کس از تخمه ما که شاهی را گئومات مغ باز ستاند . مردم شدیداً از او میترسیدند که مبادا مردم بسیاری را که پیش از آن بردی را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را می کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردی پسر کوروش نیستم . هیچ کس یارای گفتن چیزی درباره گئومات مغ نداشت تا من رسیدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود . از ماه باگادیش ۳ ۱۰ روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهایی را که برترین مردان دستیار [ او ] بودند کشتم . دژی سیک ی ووتیش ۴ ، نام سرزمینی نی سای نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهی را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهی را به من داد .
بند ۱۴ – داریوش شاه گوید : شاهی را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جایش استوار نمودم . چنانکه پیش از این [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هایی را که گئومات مغ ویران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هایی را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جایش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و سایر کشورها را . چنان که پیش از این [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من این را کردم . من کوشیدم تا خاندان ما را در جایش استوار نمایم چنان که پیش از این [ بود ] آن طور من کوشیدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگیرد »

این دو بند جا دارد که چند بار خوانده شود.
در آخر لازم به توضیح است که این گفتار تاییدی بر حکومتهای شاهنشاهی نیست . به عقیده اینجانب حکومت شاهنشاهی در عصر حاضر دارویی تاریخ مصرف گذشته است، اما هرگز نباید از یاد بزرگان ایران و افتخاراتی را که برایمان آفریدند غافل شد . هرچند بر این باورم که کوروش کبیر و داریوش کبیر از بزرگان ایران نیستند بلکه بالاتر از آن کوروش و داریوش خود ایرانند.

داریوش شاه گوید : اکنون آنچه به وسیله من کرده شد آن را باور آید . همچنین به مردم بگو ، پنهان مدار . اگر این گفته را پنهان نداری به مردم بگویی اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسیار و زندگیت دراز باد .

وصیت نامه داریوش کبیر

Posted by admin     Category: تاريخ و ايرانشناسي, سياسي

گفتم این مطلب اینجا هم کپی بشه بد نیست
منبع

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است

تم برای موبایل نوکیا

Posted by admin     Category: موبايل و كامپيوتر

برای دریافت تم به آدرس زیر بروید:


تم برای انواع موبایل

یک باکس توی صفحه هست که باید آنجا نوع گوشی را مشخص کنید مثلا نوکیا و بعد که انتخاب کردید باکس دوم فعال میشه و میتونید مدل گوشی رو انتخاب کنید مثلا ۶۲۲۰ و بعد دکمه را بزنید لیستی از بهترین و جدیدترین تم های موبایل برای انواع گوشیها مخصوصا برای نوکیا و سونی اریکسون و موتورولا را خواهید داشت.

شرم

Posted by admin     Category: شعر و ادبيات

صورتی که به سیلی سرخ کردیم همه عمر
هرگز از شرم قرمز نمیشود

ستاره

Posted by admin     Category: شعر و ادبيات

نمیتوان هر شب
یازده ستاره را به خواب دیدن
باید که گاهی
به برق شهابی قتاعت کرد

سگها

Posted by admin     Category: شعر و ادبيات

دیدی چگونه سگها شعر مرا گرفتند ؟
او را دوره کرده تنها تنها دریدند
به روی کودکی خرد شمشیر و تیغ کشیدند
زبان کودکی را به نامردی بریدند
مروت و مردی را شرط انصاف ندیدند
به جز بینی خود جلوتر را ندیدند

بهترین

Posted by admin     Category: شعر و ادبيات

تا زمان چنین است
و زمین نامهربان است
ترک دنیای خاکی
… بهترین است

قسم به نسیم صبح

Posted by admin     Category: شعر و ادبيات

قسم به نسیم صبح
که از چشم غنچه اشک شبنم را شست
و قسم به آسمان ، مامن امن پرستو
که این زمین از مزاوجت آب ، فرزند پاکی آورد
که به تربیت آفتاب اندر ره نور افتاد
و چنین بود که آدم
گل آفتابگردان کمالش گردید

کلبه کاهی

Posted by admin     Category: شعر و ادبيات

ایستاده اند چون شمع
در کلبه ای کاهی
زده اند آتش
در راه بی راهی
نترسند از آتش
که مغز شمع گاز است
و ندانند که این کلبه
اگر آتش برافروزد
شمع سوزد و شمعدان براندازد

Bad Behavior has blocked 38 access attempts in the last 7 days.



hit counters
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons License.