بين اين همه فيلمهاي پرخرج و پر مدعا يك فيلم ساده و بي ادعا به نام پشت پرده مه واقعا چيز ديگري بود.
فيلم گيلانه با وجود اينكه فيلم بدي نبود ولي در يك كلام مصيبتنامه بود قصه بدبختي هاي يك زن بدبخت مهربان داستاني كه از اواسط فيلم خسته كننده و زننده ميشد بطوريكه كم نبودند كسانيكه فيلم را نيمه رها ميكردند. فيلم بيد مجنون را هم نميتوان فيلم خوبي ناميد حداقل ميتوان گفت كه فيلمنامه اش بسيار دوگانگي و بالا و پايين دارد مثل آشي كه دو تا آشپز داشته است

اما فيلم پشت پرده مه فيلم زيبايي بود. زيبا بهترين توصيفيست كه ميشود كرد. فيلم فوق العاده اي نبود خيلي ساده با موضوعي ساده و شخصيتهاي ساده اما واقعا فيلم دلنشيني بود. شايد چيزهايي كه خارج از فيلم و در ذهن من بود به زيبا شدن فيلم كمك كرده بود . نمايش سادگي هاي دوران كودكي، زنده شده خاطرات مدرسه و دوره دبستان ، شيطنتهاي بچگي ، سوالات فلسفي كه داشتيم و جوابهاي چرندي كه مي گرفتيم آنهم كاملا طبيعي و قابل باور نه آنگونه كه در تلوزيون ميبينيم كه فقط بازيگرانش كم سن و سالند و سخنشان سخن شصت ساله هاست . همينطور طبيعت زيباي شمال و بازي خوب بازيگران فيلم را هم نبايد فراموش كرد. داستان زمينه مذهبي و عرفاني خفيفي هم داشت كه به اندازه خودش مطرح شده بود و دل را نميزد ، حتي از صحنه هاي خوب فيلم هم بود.
ديدن اين فيلم را توصيه ميكنم بين اين فيلمهايي كه من ديدم اين فيلم بهتر از همه بود اما بايد اضافه كنم كه دنبال يك فيلم جنجالي با داستان عجيب و پايان عجيب و رويدادهاي خاصي نباشيد. فيلم خيلي ساده است مثل زندگي همه ما مخصوصا آن بخشي كه برايمان خيلي عادي شده و فراموش كرده ايم ، ولي شايد زيبايي اش به همين سادگي و بي غل و غش بودنش باشد
خوشحال ميشوم دوستان ديگري كه اين فيلم را ديده اند نظرشان را بگويند و ما را از نظر خويش آگاه سازند

