این سفرنامه در واقع برنامه سفر ما در گذر از شهرهای: تهران-همدان-بیستون-کرمانشاه-مریوان-سنندج-زنجان-تهران هست.
با توجه به اینکه سفر به شمال از تهران مخصوصا اگه نیمچه تعطیلی در کار باشه و با اون ترافیک حداقل هفت ساعت طول می کشه به نظر من سفر به غرب کشور میتونه جایگزین خوبی باشه. برنامه سفر ما توی تابستون بود ولی تقریبا هیچ جا شلوغ نبود و هم جاده و خلوتیش لذت بخش بود و هم کل سفر. خوشبختانه با توجه به امکانات اینترنتی از همین تهران هتلهامون رو توسط دو تا سایت داخلی رزرو کردیم چون هر کدوم با یکسری هتلها کار می کردن.
با توجه به خطرناک بودن مسیر جاده ساوه ما از مسیر تهران همدان استفاده کردیم یا کلا باید آروم مثل بقیه بری یا کلا باید از همه سبقت بگیری ترافیک نیست ولی ماشین آهسته رو زیاده تو اون جاده. ما که آروم مثل همه رفتیم و بد هم نبود اونهایی هم که همش داشتن سبقت می گرفتن هم زیاد از ما جلو نیوفتادن. خوشبختانه غار علیصدر هم بین راه بود و سری به این غار زیبا زدیم. بعد هم رفتیم همدان اول رفتیم هتل باباطاهر و وسایلمون رو گذاشتیم و بعد شهر رو گشتیم. به نظر من یکی دو روز برای همدان کافیه. چون بیشتر جاهای دیدنی حالت بازدید داره و شما میتونی بری در عرض یک ربع بازدید کنی و بری جای بعدی. در کل جای خوب و دیدنی ای هست مخصوصا بنده از موزه هگمتانه خیلی خوشم اومد . این موزه شامل وسایل باقی مانده از دوره مادها بود همینطور یکی دو تا جسد فسیل شده هم موجود بود که جالب بودند. اما در مورد همدان باید به نکات منفی اون که کم هم نبود اشاره کنم. اول اینکه همدانی ها همدان رو پایتخت فرهنگی ایران میدونند ولی پایتخت فرهنگی بودن فقط به داشتن آثار باستانی و فرهنگی نیست، چیزی که هست به عنوان توریست محیط رو فرهنگی حس نخواهید کرد. وضع رانندگی و ترافیک در همدان به شدت بد بود و فرهنگ ترافیکی بدی حاکم بود فرهنگ ترساندن همدیگر! خوب شاید مردم بومی به این وضع عادت کرده باشند ولی برای یک توریست این وضعیت خیلی جالب نیست در همدان راننده های خودرو وقتی عابر پیاده می بینند سرعتشون رو زیاد میکنند که عابر بترسه و به سرعت از خیابون بره بیرون! در مقابل عابر های پیاده هم بدون نگاه کردن به ماشینی که داره میاد و طوری که انگار ماشین رو ندیدن از خیابون رد میشن! برای کسی که آنجا زندگی میکنه شاید عادی باشه ولی شمای غریب وقتی میخوای پیاده از خیابون رد بشی می بینی انگار همه ماشینها عین بازی آتاری منتظرند شما پاتو بزاری تو خیابون از روت رد بشن! وقتی هم که خودت راننده ای می بینی که مردم با خیالی آسوده می پرن جلوی ماشینت! نکته بعدی گرانی هتلها و خدمات نه چندان خوبشون بود. ما توی هتل باباطاهر بودیم که از بهترین هتلهای این شهر بود و مثلا چهار ستاره و قیمتی بیش از هر هتل چهار ستاره ای ولی در حد یک هتل سه ستاره بود شاید فقط زیباتر بود مثلا رفتم پیش رسیپشن میگم اینترنت بی سیم میخوام کار کنم گفت من وقت اینکار ها رو ندارم! در حالیکه جز امکاناتشون نوشتن اینترنت. بدتر از اون اینکه من ندیده بودم رسیپشن هیچ هتلی اینقدر بی نزاکت باشه در موارد دیگه هم همینطور بود. حداقل پایتخت فرهنگی ایران دیگه رسیپشن هتل چهار ستاره اش که این باشه حساب بقیه جاها رو بکنید. معبره ها مخصوصا مقبره بوعلی و باباطاهر دیگه معنویتی نداشت. بلیط ها ارزون بود بود و هر کسی که علاقه ای هم نداشت میومد تو و خیلی شلوغ بود و کل فضار حالت بد و ناجوری پیدا کرده بود، شاید بهتر باشه قیمت بلیطها رو زیادتر کنند که حالت نمایشگاه کتاب پیدا نکنه.
خوب پس از خروج از همدان وارد استان کرمانشاه شدیم. از مسیر اسدآباد-کنگاور رفتیم. معبد آناهیتا هم سر راه بود و بازدیدی کردیم متاسفانه چیزی باقی نمانده شاید اگر یک نمونه کوچکی از این بنا رو کنارش بازسازی می کردند جذابیت بیشتری داشت ولی در مجموع میشه گفت تقریبا جز اسم هیچی موجود نیست فقط بزرگی معبد که از محوطه مشخصه برام جالب بود اندازه یه زمین فوتبال بوده این معبد.

بعد از کنگاور رفتیم سمت بیستون. تو استان کرمانشاه اگه خودتون رو انداختید توی اتوبان کربلا می تونید از یک جاده عریض هشت بانده و زیبا بهره مند بشید که رانندگی در اون خیلی هم لذت بخشه. البته متاسفانه باید گفت جز این اتوبان بقیه جاده های این استان به وضع خجالت آوری خراب، باریک و پر دست انداز هستند. به هر حال از همان اتوبان کربلا مستقیم میرسید به بیستون، یا گل سر سبد این سفر. بیستون کنار یک چشمه طبیعیه که بهش میگن سرآب بیستون. البته منظور از سراب تو کرمانشاه سر+آب یا همون سرچشمه هست. سراب بیستون واقعا زیبا بود و فضای سبز خیلی جالبی داشت. خود نقش بیستون که بسیار زیبا بود و بی نظیر. به نظرم هر ایرانی قبل از مرگش لازمه یکبار این اثر تاریخی و هنری رو ببینه. خوب نکات منفی بیستون رو هم بگم یکی اینکه اصلا از بنا حفاظت لازم انجام نمیشه چه در مقابل بلای طبیعی و چه غیر طبیعی. یادمه ما که سرباز بودیم گاهی سربازها ۲۴ ساعت شبانه روز برای حتی یک انبار خالی پست می دادند حالا نمیدونم چه ایرادی داره از یک چینین جای ارزشمندی به جاش محافظت بشه مخصوصا که میشه حتی اگه مخارجی داره از راه بلیط فروشی تامین بشه. نکنه منفی بعدی یک عده از بچه های همون شهر بیستون بودند که به عنوان راهنما میومدند و از تاریخه اونجا میگفتند بدیش این بود که یکسری از چیزهایی که میگفتند منبع شعرهای نظامی و غیره بود که اصلا تاریخی نیست و داستان ادبیه، جای داستان ادبی و شعر تعریف کردن پای یک اثر تاریخی نیست و تو جلسات ادبیه. دیگه اینکه بعضی چیزها رو هم کلا اشتباه یاد گرفته بودند. به هر حال به نظرم خود محوطه تاریخی بیستون رو میشه چند ساعتی توش موند. سرابش هم به نظر من از بقیه سرابهای کرمانشاه در مجموع بهتره. البته این نکته رو هم در مورد سرابهای کرمانشاه بگم که سراب جای دیدنی نیست و اگه میخواهید به قصد دیدن برید و برگردید بهتره این کار رو نکنید این سرابها در حد همون پارک های تهران هستند اما طبیعی. خلاصه کنم که جای اینه که یکمی با خانواده یا دوستان اونجا استراحت کنید و گپی بزنید و جای دیدنی به حساب نمیاد بیشتر محل استراحت حسابشون کنید.
یک چیز جالب توی تمام آثار تاریخی توی این مسیر بود که این سلاطین قاجار روی هر اثر تاریخی یه علامتی از خودشون گذاشته بودند و تقریبا به هیچی رحم نکرده بودند، فکر کن روی آثار تاریخی شاهان بزرگ تاریخ ایران یک دفعه نقاشی فتحعلی شاه خانم باز رو کشیدند!
خوب بعد از بیستون رفتیم به سمت کرمانشاه متاسفانه هتلهای خوبش جا نداشتند و مجبور شدیم بریم یک هتل دو ستاره به اسم رسالت ظاهرا برای رزو هتلهای خوب حداقل بیست روز قبل باید اقدام کنید. البته باید بگم نسبت به قیمتش بسیار خوب بود ایراد کم نداشت ولی به نظرم خیلی بیشتر از یک هتل سه ستاره ایرانی بود. البته جای خوب شهر نبود و مشکلاتی داشت ولی بعد از اینکه هتل چهارستاره همدان اونطوری بود انتظار داشتم یک هتل دوستاره خیلی بدتر باشه که خوب در مجموع قابل تحمل بود. شهر کرمانشاه هم جای دیدنی کم نداره طاق بستان جای زیبایی هست و تاریخی. رستورانهاش هم یک چیزی مثل فرحزاد تهران هست ولی دنده کباب طاق بستان رو می تونم به جرائت بگم بهترین و خوشمزه ترین غذایی بود که تو عمرم خوردم واقعا عالی بود.
بازار کرمانشاه رو هم دیدم به دیدنش می ارزه بعضی صنایع دستی هم باقیمت خوبی اونجا پیدا میشه. شاید بشه گفت بهترین و جالبترین بازار توی استانهای همدان، کرمانشاه و کردستان از نظر من همین بازار کرمانشاه هست. اگر قصد خرید دارید بهترین جاهست حداقل از نظر کیفیت. بازارهای دیگه استانهای غربی مثل بازار پاوه و مریوان و قصر شیرین و غیره بیشتر مرکز اجناس درجه چندم چینی هست مخصوصا اینکه خیلی از این بازارهای مرزی عملا فقط توی ایام نوروز و تعطیلات فعالند و بقیه سال مثل تابستون که ما رفتیم اصلا جذابیتی ندارند، چند تا از این بازار های مرزی رو دیدم و چیز خاصی نخریدیم شاید بهتر بود نمیرفتیم البته از بازار بانه تعریف میکردند که بعد از این ماجراها برای اونجا هم انگیزمون رو از دست دادیم.
بعد از همدان رفتیم سمت مریوان بین راه هم جاهای دیدنی بود البته خیلی هم نمیشه گفت دیدنی مثلا غار قوری قلعه بود که برای ما که تازه از غار علیصدر اومده بودیم خیلی جالب نبود البته عکسهایی که اونجا گرفتیم بعدا که اومدیم تهران دیدیم از عکسهای غار علیصدر قشنگتر شده ولی خودش واقعا اصلا به غار علیصدر نمیرسید. یا بین راه روستای نگل بود که میگفتند قرآن زمان پیامبر اونجاست در حالیکه قرآن بعد از رحلت پیامبر بصورت کتاب قرآن در آمد برای همین انگیزه ای برای دیدنش نداشتیم و معلوم بود که قرآن نگل خیلی هم نباید قدیمی باشه. چند تا سراب بود که بهترینش سراب نیلوفر بود که همونطور که گفتم جای استراحت هستند بیشتر.
اما مریوان جای قشنگی بود. رفتیم هتل زریوار که چهار ستاره بود البته شاید بشه سه ستاره اش رو قبول کرد با استانداردهای ایران اما خوب قیمتش منطقی بود و گران نبود برای همین میشه گفت شکایتی ندارم اما دوستانی که میرن انتظار هتل چهار ستاره نداشته باشند. مریوان دریاچه قشنگی داره دو روز مریوان بودیم و روز اول رفتیم قایق سواری که خیلی چسبید. کبابیهای کنار دریاچه هم خیلی خوبند ماهی کباب رو خیلی عالی درست می کنند حتی از شمالی ها هم بهتر ، بهترین کباب ماهی عمرم رو هم باید بگم که توی همون مریوان خوردم. اصلا کردها خیلی خوش غذا هستند یکی از جنبه های خاطره انگیر سفر مون به غرب کشور همین غذاهایی بود که خوردیم. البته متاسفانه روز دوم نتونستیم بریم دریاچه به قدری پشه یک دفعه زیاد شد که نزدیک دریاچه هم نمیشد رفت نیششون می سوزند تمام جون آدم رو. توصیه میکنم قبل از سفر از داروخانه کرم ضد پشه بگیرید ، متاسفانه ما از این وضع بی خبر بودیم. البته پشه ها ظاهرا با محلی ها خوب بودند چون اونها راحت نشسته بودند اونجا بلال می فروختند!
روز آخر سفر هم از سنندج به سمت بیجار و بعد زنجان راه افتادیم. زیاد برای سنندج وقتی نگذاشتیم حس کردم که شهر جای خاصی نداره، البته یک خیابونی بود که اسمش دقیق یادم نمیاد ولی همه کارشون ساخت شطرنج و تخته نرد بود و چقدر هم زیبا بود و قیمتها هم نسبت به کاری که روشون انجام شده بود خوب بود.
متاسفانه وقتی نداشتیم که سمت دیواندره و تخت سلیمان بریم از سنندج رفتیم سمت بیجار، جاده طولانی و خیلی خلوت بود و بعد هم زنجان که تا تهران اتوبان بود. البته راههای میانبری هم بود مثل برگشتن به همان همدان اما برای روزهای آخر سفر از مسیر اتوبان زنجان اومدیم که خوب حداقل بیوفتیم تو اتوبان که راحتتر باشه.
در مجموع سفر خیلی خوبی بود و به همه توصیه میکنم از غرب کشور غافل نشید. مخصوصا دوستان تهرانی که توی هر تعطیلی میندازند تو جاده شمال و اون ترافیک وحشتناک. کردها چه مردم کردستان چه کرمانشاه آدمهای خیلی خوبی بودند حتی یکی دوجا کلی اصرار کردند که بریم شب خونشون بمونیم که فقط کفتیم هتل رزرو کردیم بی خیال شدند در مجموع مردم مهربونی بودند برعکس خیلی جاها فقط به این فکر نبودند که گردشگر کسیه که باید هر چقدر میتونی ازش پول بگیری، فقط اگه تو رانندگی رعایت غریبه ها رو بکنند دیگه عالی هست البته همین الان هم نسبت به همدانیهای خیلی خیلی بهترند در رانندگی. این سفر خیلی چیزها برای دیدن و لذت بردن داره که هر کدومش به تنهایی میتونه دلیل سفر باشه از اون دنده کباب طاق بستان که ساده ترینشه بگیرید تا عظمت بیستون این نقاشی سه بعدی باستانی و افتخار آمیز.
